۱۸ تیر
امروز ۱۸ تیر است. روزی که خاطرات زیادی از آن داریم. روزی که همیشه در ذهنها خواهد ماند. من فکر میکنم خاطره ۱۸ تیر ۷۸ برای همه، هم برای آنان که زدند و هم برای آنان که خوردند تلخ است. اگر ۱۸ تیر ۷۸ را سرآغازی برای فریاد آزادی بدانیم باید بگویم من از برخی تفکرات متعصبانه و بی منطق که دوست دارند همه چیز و همه کس را به ضد انقلاب و عوامل شیاطین پیوند بزنند متنفرم. از آنها که دانشجویان ۱۸ تیر ۷۸ را ارازل و اوباش مینامند متعجبم. معروف است که در دعوا حلوا خیرات نمیکنند. اگر آنروز کسانی بودند که حال از جبهه مقابل (لباس شخصیها) و یا از جبهه موافق (دانشجویان) دست به اقدامات و مصادیق براندازی و شورش علیه کلیت نظام زده اند، یا مشغول ضرب و شتم شدند، نباید همه را به جنبش دانشجویی چسباند. نباید خشک و تر با هم بسوزند. چرا که اگر اینچنین باشد هر دو طرف متضرر خواهند بود. چیزی که امروز به عینه شاهد آن هستیم. به نظر من رهبری کاریزماتیک و اطاعت از رهبری رمز پیروزی و موفقیت است. همانطور که در دینمان هم نتایج آن را میبینیم. اگر مردم آن زمان به حرف امامشان گوش میدادند و اطاعت از او میکردند مسلماً قرآن سر نیزه نمیرفت. امروز هم همان تاریخ است که تکرار میشود. اگر دانشجویان (مدافعان دوم خرداد) به اطاعت از کاریزمای خود (سیدمحمد خاتمی) و دلسوزان نظام و ولایت (به تعبیر خودشان) به تبعیت از رهبری تن میدادند امروز هر دو طرف در جایگاه قدرت و عزت بودند. اما طی این هشت سال نه تنها چنین نشده که بدتر هم شده است. تندروها (در هر دو جناح) همیشه کار را خراب کردهاند. متسفانه این تنش و برخوردها هر روز بیشتر میشود و بدتر اینکه تهمتها و توهینها و حملهها آشکارا صورت میگیرد. این تبیین مواضع و بداهت برای سیاستمداران که بازی سیاست را دوست دارند خوب است اما برای مردم عادی چیزی بجز سردرگمی و از دست دادن اعتماد سودی ندارد. به امید روزی که همه آزاد و سرافراز باشیم.
