صد خدا
چند روز پیش در نمازخانهی کتابخانه، وسط نماز چشمم به مطلبی که مقابلم به دیوار نصب بود افتاد.
“بندهی من! تو هنگامی که به نماز میایستی من آنچنان به سخنانت گوش فرا میدهم که گویی همین یک بنده را دارم، ولی تو چنان غافلی که گویی صد خدا داری!”
فکر میکنید خواندن این مطلب آن هم در میان نماز! چه حسی بر آدم تحمیل میکند!؟
برچسبها:
کاش این احساسات رو همیشه حس می کردیم نه گاهی وقتا.
عزیز دل بابا از مطالبت مخصوصا همین آخری خیلی حال کردم
پس لینکت کردم ممنون میشم تو هم لینک من را بگذاری .
یا حق
سلام دوست نادیده ی من
خوشحالم از اشنایی با شما
اسم زیبایی برای وبلاگتون انتخاب کردید
مطلب آخر هم که فوق العاده بود
بعضی اوقات این پارادوکس در وجود آدم زنده میشه و مخ آدم رو به وزوز وا میداره
حالا با دیدن یک جمله روی دیوار یا هر صحنه ی دیگه
خوشحال میشم اگه بتونیم تبادل لینک داشته باشیم
در ضمن از تصمیم شما برای موندن و قوی موندن خوشم میاد…
آدم باید یا نباشه ویا محکم باشه ….
یا علی…
مطلب تاثیر گذاری است
راستی اگه دوست داشتی به لینکی که راکه به بالاترین داده ای بهhttps تبدیل کن تا نه خودت فیلتر شوی و بازدید کننده ها هم بتوانند راحت استفاده کنند
به من هم سر بزن
شاید از زیبا ترین و تاثیر گذار ترین مطالبی بود که خوندم
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد