<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: کارشناسی ارشد: اقتصاد</title>
	<atom:link href="http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/</link>
	<description>یادداشت هایی پیرامون آی تی و نجوم</description>
	<lastBuildDate>Wed, 01 Feb 2012 10:28:09 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.3</generator>
	<item>
		<title>با: mohsen</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-188</link>
		<dc:creator>mohsen</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-188</guid>
		<description>سلام. من نویسنده این وبلاگ هستم
متاسفانه به دلیل مشغله کاری نمی تونستم اینجا سر بزنم و کامنت ها رو بررسی کنم. امروز متوجه شدم یک سری دوست نماهای بی منطق و بی نزاکت جو کامنت های این نوشته رو به هم زدند. تا جایی که متوجه شدم شخصی به نام &quot;فاطی&quot; مسبب برخی گفتارهای نامناسب بوده. کامنت های ایشون رو پاک کردم و به مرور کامنتهای بقیه رو هم میخونم و اگر حاوی مطالب نامرتبط و چرت و پرت گویی باشه پاک میشن.
با توجه به اینکه بعضی ها جنبه استفاده از محیط های آزاد مجازی رو ندارند و ظاهرن بعضی ها هم کامنت دونی این مطلب رو انجمن گفتگو فرض کردند؛ امکان کامنت دهی زیر این مطلب غیرفعال میکنم.
از دوستانی که به نحو احسن و مرتبط با موضوع این نوشته کامنت دادن ممنونم و امیدوارم به جواب سوال هاشون هم رسیده باشند. در صورتی که کسی سوالی داشته باشه میتونه از طریق آدرس ایمیل هایی که دوستان در این کامنت ها از خودشون بجا گذاشتند مستقیماً با فرد مورد نظر ارتباط بگیره.
---------
کامنت های نغمه و اشکان به درخواست خودشون (علیرغم میل باطنی خودم چون اکثرشون مربوط به موضوع بودند) حذف شدند
---------
موفق باشید. محسن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام. من نویسنده این وبلاگ هستم<br />
متاسفانه به دلیل مشغله کاری نمی تونستم اینجا سر بزنم و کامنت ها رو بررسی کنم. امروز متوجه شدم یک سری دوست نماهای بی منطق و بی نزاکت جو کامنت های این نوشته رو به هم زدند. تا جایی که متوجه شدم شخصی به نام &#8220;فاطی&#8221; مسبب برخی گفتارهای نامناسب بوده. کامنت های ایشون رو پاک کردم و به مرور کامنتهای بقیه رو هم میخونم و اگر حاوی مطالب نامرتبط و چرت و پرت گویی باشه پاک میشن.<br />
با توجه به اینکه بعضی ها جنبه استفاده از محیط های آزاد مجازی رو ندارند و ظاهرن بعضی ها هم کامنت دونی این مطلب رو انجمن گفتگو فرض کردند؛ امکان کامنت دهی زیر این مطلب غیرفعال میکنم.<br />
از دوستانی که به نحو احسن و مرتبط با موضوع این نوشته کامنت دادن ممنونم و امیدوارم به جواب سوال هاشون هم رسیده باشند. در صورتی که کسی سوالی داشته باشه میتونه از طریق آدرس ایمیل هایی که دوستان در این کامنت ها از خودشون بجا گذاشتند مستقیماً با فرد مورد نظر ارتباط بگیره.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;<br />
کامنت های نغمه و اشکان به درخواست خودشون (علیرغم میل باطنی خودم چون اکثرشون مربوط به موضوع بودند) حذف شدند<br />
&#8212;&#8212;&#8212;<br />
موفق باشید. محسن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mehdi</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-155</link>
		<dc:creator>mehdi</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-155</guid>
		<description>با سلام به دوستان دانشجوی رشته اقتصاد.امیدوارم حالتان خوب باشد.منهم دانشجوی رشته اقتصاد بین الملل در کشور اکراین هستم و میخواستم از شما برای دسترسی به منابع و کتب درسی فارسی از شما کمک بگیرم.ایا شما متوانید به من کمک کنید ؟
متشکرم.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام به دوستان دانشجوی رشته اقتصاد.امیدوارم حالتان خوب باشد.منهم دانشجوی رشته اقتصاد بین الملل در کشور اکراین هستم و میخواستم از شما برای دسترسی به منابع و کتب درسی فارسی از شما کمک بگیرم.ایا شما متوانید به من کمک کنید ؟<br />
متشکرم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: کمیته بررسی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-189</link>
		<dc:creator>کمیته بررسی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-189</guid>
		<description>آقا یا خانم فاطی
            از طریق ip  نشانی شما به طور واضح در دسترس این کمیته قرار گرفته است
               به شما اخطار می کنیم در صورت تکرار این وضعیت و توهین به مقدسات:
                &quot; نشانی شما به مراجع قضایی برای پیگرد قانونی عودت خواهدشد&quot;

                                       کمیته بررسی و مبارزه با جرائم اینترنتی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>آقا یا خانم فاطی<br />
            از طریق ip  نشانی شما به طور واضح در دسترس این کمیته قرار گرفته است<br />
               به شما اخطار می کنیم در صورت تکرار این وضعیت و توهین به مقدسات:<br />
                &#8221; نشانی شما به مراجع قضایی برای پیگرد قانونی عودت خواهدشد&#8221;</p>
<p>                                       کمیته بررسی و مبارزه با جرائم اینترنتی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تلنگر</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-187</link>
		<dc:creator>تلنگر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-187</guid>
		<description>سلام دوستان عزیز
دوست و برادر عزیزم آقای کامران
 از اظهار لطف جنابعالی بسیار سپاسگذارم من به هیچ وجه نمیخوام خاطر شریف شما رو مکدر کنم ولی از اونجا که شاید پس  از خوندن این نوشته ناراحت یا عصبانی بشین همین ابتدا از شما معذرت میخوام.
خانم نغمه
خانم نغمه عزیز از اینکه خواستید از دهاتی و دهاتی بودن دفاع کنید متشکرم اما بهتره شما با رفتارها و گفتارهایی که ازتون سر زده در پی دفاع از تهرانی ها و تحصیل کرده های رشته اقتصاد باشید، من خودم بلدم چه جوری از روستاییان شریف دفاع کنم. خیلی جالبه شما همش دارین منو متهم میکنید که دارم حاشیه میرم نمیخوام شما رو ناراحت کنم ولی خوب مثل اینکه علارقم میل باطنی ام باید مثل خودتون رک یا بهتر بگم رکیک صحبت کنم اول در مورد اینکه منو متهم کرده بودین به مظلوم نمایی باید بگم این احساسی که به شما دست داده ناشی از ظرفیت پایین شما در برابر احترام زیادیه که به عنوان مخاطب در نوشته ها برای شما لحاظ شده چون نوشته های من بر محوریت آزاد اندیشی و آزاد نویسی بود و لازم میدونستم که این اندازه  احترام رو برای شما قائل بشم .که البته شما اونو حمل بر مظلوم نمایی کردید. البته برای من هم راحت تره که مثل خودتون بدون رعایت حریم ها دست به نوشتن ببرم.  و حالا که شما اینطور خواستید من هم به دیده منت پذیرای دعوت شما هستم. وقتی شخصیت شما به گونه ای هست که چند تا فحش و بد و بیراه روح شما رو تازه (refresh) میکنه من دیگه چی میتونم بگم. در برابر شخصیتی مثل شما ، افرادی رو میشناسم که با خوندن یه بیت از حافظ تا یک هفته سرشار از سرزندگی و طراوت میشن.
خویشتن را آدمی ارزان فروخت
بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت
وقتی شما تحت ادعای تحصیل کرده رشته اقتصاد دلخوشی هاتون به دونستن قدر، وزن و رنگ و ... هست و وقتی بحثی از عمق رشته شما به وسط کشیده میشه که هر انسانی رو به واسطه انسان بودنش به چالش وا میداره و خون هر انسان آزاده ای رو به جوش میاره و در مقابل شما این قدر بی تفاوت و بی ذوق برخورد میکنید دیگه من چی میتونم بگم؟بی ذوقی و بی مسئولیتی شما در برابر وظیفه انسانیتون اونقدر زیاده که من در بیانش توسط چند واژه ناتوانم .
خانم نغمه من حاشیه ای نمی نویسم شاید شما حاشیه ای فکر میکنید و فقدان پیچیدگی فکری لازم و عدم درک عمیق شما مانع از فهم صحیح مطالب میشه و همه رو ابهام برانگیز میدونید مطمئنم اگه کتابی مثل جنگ و صلح یا خیلی دور نریم همین دیوان حافظ خودمون رو بخونید، در حین مطالعه به بی ذوق بودن خودتون پی خواهید برد. وقتی شما میخواید هر مطلبی شسته رفته و توی یک خط وارد ذهن شما بشه بهتره توجه تون رو به همون محوریتهای موضوعی خودتون و دوست گرامی تون (فاطی) جلب کنید.البته شما باید وارد بحثهایی بشین که در موردش اطلاعاتی دارین و مثلا سرمایه داری که از عمق اقتصاد برمیاد به شما ربطی نداره! یه جا هم گفتید همه نظامها یا ایدئولوژی ها طرفدارانی دارن که نزاع بین اونها دائمی هست؟
اینجا لازم میدونم یه پاراگراف از شریعتی رو بیارم:&quot; به هر حال سه راه پیداست: پلیدی ، پاکی و پوچی. این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است و تو یک کلمه نامفهومی و وجودی بی ماهیتی و هیچی که بر سر این سه راه ایستاده ای.تا ایستاده ای هیچی.  هیچی چون ایستاده ای،هیچی. یکی را انتخاب میکنی، به راه می افتی و با انتخاب راه خودت را انتخاب میکنی معنی می شوی، ماهیت وجودی ات معین می شود،چگونه بودنت شکل میگیرد. و این چنین است که ، آدمی که با تولد وجود یافته است، با انتخاب ماهیت میابد.&quot;
نمی دونم شاید شما دست به انتخاب زده باشید اما اگه انتخابتون پیرامون همین دلخوشی هایی است که مدام بیانشون میکنید همون ایستاده بودن شاید برایتان بهتر بود.واقعا هدفتون از زندگی چیه؟ دونستن چه چیزایی براتون میتونه مهم و هیجان انگیز باشه؟
به من ربطی نداره. بله خودمم میدونستم . متشکرم.
خانم سلاااااااااااام
از شما هم توقع بیشتری نمیشه داشت.بهتره به همون تفریحتون بپردازین و سرخوش از روزمرگی هاتون باشید.
هر نفس‌ نو می‌شود دنیا و ما
 بی‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا

آقای اشکان
راهتون رو برای خودتون نگه دارید و اینکه هر کسی قبل از اینکه وارد عمق موضوع بشه این استدلال رو داشته باشه که امیدی به تغییر   برای خودش نمیره و برای مخاطب هم چنین تصوری رو داشته باشه و اینکه بهتر بحث مختوم اعلام بشه،خیلی معذرت میخوام، نشان از جمود فکری فرد داره.
فقط یک نکته کوچولو سرمایه داری که بعد از فئودالیسم از اوایل انقلاب صنعتی شروع شد هیچ گونه تعادل و هم آوایی با سرشت و فطرت انسان نداشت اینو دیگه پدر بزرگ منم میدونه یا یه بچه هم اگه اثر ماندگار چارلی چاپلین رو نگاه کنه هم میفهمه. سرمایه داری دقیقا همان تزی (کنشی) بود که کمونیست در پی اون بود با قرار دادن آنتی تز(واکنش) خود در مقابل اون به یک سنتز(انقلاب) برسه. بیشتر ادامه نمیدم مگر اینکه شما بخواهید.
و اینکه من باید حتما میگفتم که کمونیست منجر به شکست شده تا شما متوجه بشید که منم میدونم کمونیست شکست خورده، نمیدونم چرا اکثر دوستان اینجا دوست دارن آدم همه چیز رو به صورت اخباری و شسته رفته و در ساده ترین حالت بیان کنه تا متوجه بشن. این توقع میرفت که با توجه به نوع نوشته من این برداشت ساده رو شما به صورت ضمنی از نوشته های من داشته باشید .
در ضمن وقتی شما فرهنگ فارسی معین رو جلوتون میزارم،بازم قبول دار نمیشین که دارین در مورد یه واژه ساده اشتباه میکنید و در ابتداعی ترین موارد هم از منطق سالم کناره گیری میکنید دیگه من چی بگم.
خوش باشید!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام دوستان عزیز<br />
دوست و برادر عزیزم آقای کامران<br />
 از اظهار لطف جنابعالی بسیار سپاسگذارم من به هیچ وجه نمیخوام خاطر شریف شما رو مکدر کنم ولی از اونجا که شاید پس  از خوندن این نوشته ناراحت یا عصبانی بشین همین ابتدا از شما معذرت میخوام.<br />
خانم نغمه<br />
خانم نغمه عزیز از اینکه خواستید از دهاتی و دهاتی بودن دفاع کنید متشکرم اما بهتره شما با رفتارها و گفتارهایی که ازتون سر زده در پی دفاع از تهرانی ها و تحصیل کرده های رشته اقتصاد باشید، من خودم بلدم چه جوری از روستاییان شریف دفاع کنم. خیلی جالبه شما همش دارین منو متهم میکنید که دارم حاشیه میرم نمیخوام شما رو ناراحت کنم ولی خوب مثل اینکه علارقم میل باطنی ام باید مثل خودتون رک یا بهتر بگم رکیک صحبت کنم اول در مورد اینکه منو متهم کرده بودین به مظلوم نمایی باید بگم این احساسی که به شما دست داده ناشی از ظرفیت پایین شما در برابر احترام زیادیه که به عنوان مخاطب در نوشته ها برای شما لحاظ شده چون نوشته های من بر محوریت آزاد اندیشی و آزاد نویسی بود و لازم میدونستم که این اندازه  احترام رو برای شما قائل بشم .که البته شما اونو حمل بر مظلوم نمایی کردید. البته برای من هم راحت تره که مثل خودتون بدون رعایت حریم ها دست به نوشتن ببرم.  و حالا که شما اینطور خواستید من هم به دیده منت پذیرای دعوت شما هستم. وقتی شخصیت شما به گونه ای هست که چند تا فحش و بد و بیراه روح شما رو تازه (refresh) میکنه من دیگه چی میتونم بگم. در برابر شخصیتی مثل شما ، افرادی رو میشناسم که با خوندن یه بیت از حافظ تا یک هفته سرشار از سرزندگی و طراوت میشن.<br />
خویشتن را آدمی ارزان فروخت<br />
بود اطلس خویش بر دلقی بدوخت<br />
وقتی شما تحت ادعای تحصیل کرده رشته اقتصاد دلخوشی هاتون به دونستن قدر، وزن و رنگ و &#8230; هست و وقتی بحثی از عمق رشته شما به وسط کشیده میشه که هر انسانی رو به واسطه انسان بودنش به چالش وا میداره و خون هر انسان آزاده ای رو به جوش میاره و در مقابل شما این قدر بی تفاوت و بی ذوق برخورد میکنید دیگه من چی میتونم بگم؟بی ذوقی و بی مسئولیتی شما در برابر وظیفه انسانیتون اونقدر زیاده که من در بیانش توسط چند واژه ناتوانم .<br />
خانم نغمه من حاشیه ای نمی نویسم شاید شما حاشیه ای فکر میکنید و فقدان پیچیدگی فکری لازم و عدم درک عمیق شما مانع از فهم صحیح مطالب میشه و همه رو ابهام برانگیز میدونید مطمئنم اگه کتابی مثل جنگ و صلح یا خیلی دور نریم همین دیوان حافظ خودمون رو بخونید، در حین مطالعه به بی ذوق بودن خودتون پی خواهید برد. وقتی شما میخواید هر مطلبی شسته رفته و توی یک خط وارد ذهن شما بشه بهتره توجه تون رو به همون محوریتهای موضوعی خودتون و دوست گرامی تون (فاطی) جلب کنید.البته شما باید وارد بحثهایی بشین که در موردش اطلاعاتی دارین و مثلا سرمایه داری که از عمق اقتصاد برمیاد به شما ربطی نداره! یه جا هم گفتید همه نظامها یا ایدئولوژی ها طرفدارانی دارن که نزاع بین اونها دائمی هست؟<br />
اینجا لازم میدونم یه پاراگراف از شریعتی رو بیارم:&#8221; به هر حال سه راه پیداست: پلیدی ، پاکی و پوچی. این سه راهی است که پیش پای هر انسانی گشوده است و تو یک کلمه نامفهومی و وجودی بی ماهیتی و هیچی که بر سر این سه راه ایستاده ای.تا ایستاده ای هیچی.  هیچی چون ایستاده ای،هیچی. یکی را انتخاب میکنی، به راه می افتی و با انتخاب راه خودت را انتخاب میکنی معنی می شوی، ماهیت وجودی ات معین می شود،چگونه بودنت شکل میگیرد. و این چنین است که ، آدمی که با تولد وجود یافته است، با انتخاب ماهیت میابد.&#8221;<br />
نمی دونم شاید شما دست به انتخاب زده باشید اما اگه انتخابتون پیرامون همین دلخوشی هایی است که مدام بیانشون میکنید همون ایستاده بودن شاید برایتان بهتر بود.واقعا هدفتون از زندگی چیه؟ دونستن چه چیزایی براتون میتونه مهم و هیجان انگیز باشه؟<br />
به من ربطی نداره. بله خودمم میدونستم . متشکرم.<br />
خانم سلاااااااااااام<br />
از شما هم توقع بیشتری نمیشه داشت.بهتره به همون تفریحتون بپردازین و سرخوش از روزمرگی هاتون باشید.<br />
هر نفس‌ نو می‌شود دنیا و ما<br />
 بی‌ خبر از نوشدن‌ اندر بقا</p>
<p>آقای اشکان<br />
راهتون رو برای خودتون نگه دارید و اینکه هر کسی قبل از اینکه وارد عمق موضوع بشه این استدلال رو داشته باشه که امیدی به تغییر   برای خودش نمیره و برای مخاطب هم چنین تصوری رو داشته باشه و اینکه بهتر بحث مختوم اعلام بشه،خیلی معذرت میخوام، نشان از جمود فکری فرد داره.<br />
فقط یک نکته کوچولو سرمایه داری که بعد از فئودالیسم از اوایل انقلاب صنعتی شروع شد هیچ گونه تعادل و هم آوایی با سرشت و فطرت انسان نداشت اینو دیگه پدر بزرگ منم میدونه یا یه بچه هم اگه اثر ماندگار چارلی چاپلین رو نگاه کنه هم میفهمه. سرمایه داری دقیقا همان تزی (کنشی) بود که کمونیست در پی اون بود با قرار دادن آنتی تز(واکنش) خود در مقابل اون به یک سنتز(انقلاب) برسه. بیشتر ادامه نمیدم مگر اینکه شما بخواهید.<br />
و اینکه من باید حتما میگفتم که کمونیست منجر به شکست شده تا شما متوجه بشید که منم میدونم کمونیست شکست خورده، نمیدونم چرا اکثر دوستان اینجا دوست دارن آدم همه چیز رو به صورت اخباری و شسته رفته و در ساده ترین حالت بیان کنه تا متوجه بشن. این توقع میرفت که با توجه به نوع نوشته من این برداشت ساده رو شما به صورت ضمنی از نوشته های من داشته باشید .<br />
در ضمن وقتی شما فرهنگ فارسی معین رو جلوتون میزارم،بازم قبول دار نمیشین که دارین در مورد یه واژه ساده اشتباه میکنید و در ابتداعی ترین موارد هم از منطق سالم کناره گیری میکنید دیگه من چی بگم.<br />
خوش باشید!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تلنگر</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-186</link>
		<dc:creator>تلنگر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-186</guid>
		<description>سلام
سلام و درود بر آقای اشکان و کامران و خانم نغمه و سلااااااااام.
 آقای اشکان
دوست عزیز مثل اینکه من باید با مدرک و سند با شما وارد بحث بشم تا اندکی از سرعت خودتون که فکر میکنید به حقیقت همه چیزی رسیدید کم کنم ،در برابر واژه استعمار در فرهنگ معین این طور نوشته شده: طلب آبادانی کردن،آبادانی خواست. تسلط مملکت قوی بر مملکتی ضعیف به قصد استفاده از منابع طبیعی و ثروت کشور و نیروی انسانی افراد آن ،به بهانه نابجای ایجاد آبادی و رهبری مردم آن بسوی ترقی. و در مقابل واژه استثمار اینگونه نوشته شده:کسی را به کاری واداشتن و از دسترنج او بهره بردن. تحت تسلط و بهره برداری درآوردن مملکتی قوی مملکتی ضعیف را.
البته از اینکه خواستید چیز جدیدی از واژگان زبان فارسی به من یاد بدید بسیار متشکرم ، ولی خوب در این مورد اندکی بلد بودم. بنده هم عمدا واژه استعمار رو به کار بردم و نه استثمار را چون گویا شما در طلب یا شاید توهم آبادان کردن هستید بدون توجه به راه درست یا نادرست اون. تا اینکه این تصور رو داشته باشید که تحت استثمارید.در ضمن من در رابطه با استثمار و استعمار و سایر واژگان فارسی قول میدم که هر چی دیگرون گفتند چشم بسته به کار نبرم و البته امیدوارم شما هم این قول رو بدید!
پرسیده بودید چرا مارکس باید نظریه به ظاهر عدالت گونه داشته باشد. این توضیح رو بدم که نظریه مارکس شباهت زیادی با دعوت پیامبران و گسترش یک نظام اجتماعی عدالت گونه داشت بله عدالت گونه یعنی به قول شما مانند و شبیه عدالت ( منظور من هم از بکار بردن چنین ترکیبی دقیقا همین  بود که اظهار لطف شما رو شامل شد) و نه خود عدالت.خیلی نمیخوام وارد بازی با واژگان بشم چون اصل موضوع چیز دیگه ایه.
به هر حال به نظر میرسه که شما ناراحتی پوستی و فقر خود مارکس و ... رو دلیل حرکت مارکس دونستید، پس دوست عزیز، ما در اینجا باید اندیشه های هگل و نظریه دیالکتیکی اون رو که بر مارکس اثر داشت و نقطه شروعی برای مارکس بود رو نادیده بگریم و از تاثیر فویرباخ بر مارکس صرف نظر کنیم و همکاری انگلس با مارکس رو در پدید آوردن نظریه ها کتمان کنیم و ناراحتی پوستی رو دلیل حرکت اون قرار بدیم، سر آغاز جنبش مارکس از نظریه هگل شروع شد نه ... جناب آقای اشکان من باید خیلی سطحی نگر باشم باشم و خیلی سرسری و ناآگاهانه به تحلیل و ترکیب مسائل بپردازم تا بتونم گفته ها و نظریات شما رو  در مورد مارکس قبول کنم. یک نکته دیگه ، در برابر مارکس منتقدان فراوانی قرار گرفتن و این نظریه از لحاظ فلسفی و عقلی طرد و نظریه های متعادل تری در حال حاضر جایگزین اون شده(سوسیالیست یا مثلا  لیبرال سوسیالها) ای کاش شما که به شدت مخالف مارکس هستید با مطالعه نظریه های قوی تر به مخالفت از اون بپردازین نه مطالعه سرسری ، پراکنده ، نامرتبط و بسیار سطحی.
و اما جهان سوم. در ابتدا این اشاره و رفع ابهام رو  داشته باشیم و اون کم لطفی شدید شما نسبت به بنده و هم ردیف قرار دادن من با کسانی که دچار این توهم اند که با  سیستم بسته کنونی و مخالفت با دشمنان خارجی ساختگی یا واقعی، در حال پیشرفت و تکامل ایم،من اینگونه نمی اندیشم . این نوع تفکر مخصوص کسانی است که با معطوف کردن و منحرف کردن دیدگاه دیگران به دشمنان ساختگی در خارج از مرزها از خود رفع اتهام میکنند،تا شاید سود بیشتری رو نصیب خودشون کنند، امیدوارم این تصویر نادرست از من رو اصلاح کنی.
نقد بازار جهان بین و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس.
و اینکه جهان سوم دقیقا صفتی است برای کشور نه شخص.من نمیدونم شما وقتی که قبول دارین اجتماع و محیط اطراف بر شخص تاثیر گذار هست چرا چنین حرفی رو زدید. شخصی که پرورش یافته محیطی است که به اون جهان سوم اطلاق میشه صفت پرورش یافته جهان سومی رو بهش میدن فرد جهان سومی یعنی فردی که در جهان سوم پرورش پیدا کرده نه فردی که خود جهان سومه.این خیلی مهم نیست که من در این باره اشتباه میکنم یا شما بهتره وارد اصل موضوع بشیم و یه خورده از موضع گیری که در این رابطه داشتید صحبت کنیم.
(توضیح اضافی :با مراجعه به فرهنگهای لاتین دو واژه developed contries و contries underdeveloped رو میبینیم نه  developed human! البته امیدوارم دوباره شما contries underdeveloped رو نخواهید مخالف معنای جهان سوم قرار بدید و ... اگه این قصد و نیت رو دارید باید بگم حق با شماست و بهتره اصل موضوع رو مدنظر قرار بدیم و  عمدا جهت اهانت به همدیگه وارد حاشیه نشیم  )
برگردیم به همون جهان سوم جالبه شما گفتید در کشورهای جهان سوم مناطقی هستند که از غرب هم جلو زدن.مثل سنگاپور یا ابوظبی.واقعا شما اینجور تصوراتی رو دارین؟ واقعا منو شکه کردید توقع ام از شما خیلی بیشتر بود باور کنید اظهار لطفهایی که در لابلای متن به من داشتید اینقدر منو ناراحت نکرد که این جمله منو ناراحت کرد.
سنگاپور همونطور که هممون میدونیم به دلیل نیروی کار ارزان و موقعیت جغرافیایی ممتاز سردمدارانش رو به این فکر انداخت که با ایجاد منطقه آزاد تجاری و معافیتهای گمرکی درصدد جذب سرمایه داران خارجی بربیان و انصافا دراین راستا بسیار موفق بودن و نتیجه اش الان اینه که سنگاپور کشور ثروتمندی شده، به دلیل کارخانه های مونتاژ فراوان و امثالهم و نه چیز دیگری .یا اون ابوظبی که اصلا در جایگاهی قرار نداره که بخواد در این نوشته ها جایی پیدا کنه.به هر حال گویا توضیح بیشتر من در این رابطه موثر واقع نخواهد شد مگر اینکه شما تعریف دقیقتری از نوع نگاهتون نسبت به پیشرفت داشته باشید ولی دوست عزیز به قول شریعتی بعضی از ما  تجدد رو مساوی تمدن میدونیم.(توصیه میکنم حتما تجدد و تمدن از شریعتی رو بخونید).
بهتره تعاریف مختصری از مدرنیته(تمدن) و مدرنیزاسیون(تجددگرایی) هم اینجا آورده بشه:
مدرنیسم، به مجموعه اندیشه‌ها و شاید ابزارهایی گفته می‌شود که از قرون جدید در اروپا به‌وجود آمدند و تحول می‌یابند. عقل انتقادی، جوهره مدرنیته به‌شمار می‌رود. مدرنیته نه تنها سنت را مانع خود نمی‌بیند، بلکه در بسیاری موارد متکی به سنت است و سنت را انباشتی از تجارب گذشتگان ما می‌داند و آن‌را بازآرایی و بازسازی می‌کند.
اما مدرنیزاسیون، به مجموعه رهیافت‌های توسعه گفته می‌شود که پس از جنگ جهانی دوم از سوی کشورهای غربی و در مقابله با بلوک شرق، در زمینه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی برای کشورهای توسعه نیافته و به‌صورت برونزا تدوین شدند و به یک معنا ایدئولوژی جنگ سرد به‌حساب می‌آید و کمک آمریکا به کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم در قالب طرح مارشال و اصل چهار ترومن برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته در این چارچوب صورت گرفت.
که اگه کتاب توسعه اقتصادی در جهان سوم نوشته مایکل تودارو. یا کتاب تجربه مدرنیته نوشته برمن. رو مختصری بخونی اون وقت متوجه تجربه های عملی فراوونی میشی که دیدگاه سنتی شما رو محکوم به شکست میکنه. متاسفانه  دربرابر دیدگاه شما دیدگاه واپسگرایانه حاکم برجامعه جریان داره که این دیدگاه اگه اثرات مخربتری نسبت دیدگاه شما نداشته باشه حداقل در سطح یکسانی قدرت تخریب رو داره که همه ما شاهد اونیم.
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.
 بگذریم فقط یه نکته در مورد اینکه شما شریعتی رو به لحاظ مدرک و ... تحقیر کرده بودین. دکتر عبدالکریم سروش دو سال پیش در فهرست ده روشنفکر برتر دنیا قرار گرفت فکر میکنید مدرکش (که شما تاکید خواصی رو مدرک داشتید) چیه؟بله دکتر سروش یک دندانپزشک هست.یا اقبال لاهوری که دکتری فلسفه رو از اروپا گرفت و یکی از روشنفکران و فیلسوفان مطرح دنیا شناخته میشه وقتی به کشورش برگشت و ازش پرسیدن نظرت در رابطه با اروپا چیه فکر میکنین چی جواب داد؟ گفت اونجا من فقط وقتمو تلف کردم. البته همه این موارد جای بحث داره ولی ما نباید به خودمون اجازه بدیم یکی رو تحقیر کنیم یا بالا ببریم به دلیل مدرک و ... .
در آخر باید بگم که من فکر میکنم شما بیشتر دوست دارید بر موجی سوار شوید که جلوتر از همه موجها حرکت میکنه اما ای کاش بیشتر دوست داشتیم آفریننده امواج باشیم تا ... .

خانم سلاااااااام
من قصد جسارت به شما و هیچکدام از دیگر عزیزان رو ندارم. اگه شما رو ناراحت کردم باید ببخشید.اینم بگم که همه اقتصاددانهای بزرگ ریاضی دانهای بزرگی هم بوده اند و از اینکه شما این موهبت بزرگ نسیبتون شده که در رشته ریاضی تحصیل کنید خوشحالم چون رشته ریاضی خواسته یا ناخواسته قدرت تفکر و تحلیل شخص رو بسیار بالا میبره البته من خودم رشتم مثل دوستم صنایع هست در ضمن در رابطه اون عکس باید بگم خودمم نمیدونم از کجا پیداش شده ولی خوب مثل اینکه چاره ای ندارم و باید باهاش کنار بیام:
ما درون را بنگریم و حال را
نی برون را بنگریم و قال را
به هر حال خیلی توجهی به عکس نداشته باشید. در رابطه با معرفی بیشتر باید بگم من یه پسر بچه دهاتی هستم و از تهران شما هم کلی فاصله دارم (چند صد کیلومتر). امیدوارم بتونم از وجهه دهاتی که شما و دوستانتون اینقدر تحقیرش کردید اندکی دفاع... .
خانم نغمه
 از اونجا که شما فرد رک گویی هستید چندان مستقیم نمیشه با شما وارد بحث شد فقط یک مطلبی رو باید خدمتتون عرض کنم و اون اینه که برای من بسیار تعجب برانگیز بود که مثلا وقتی آقای اشکان  به دفاع ازنظام سرمایه داری میپردازه و یا صحبتی از مارکس شد یا سایر موضوعات پیرامون. از شما به عنوان یک تحصیل کرده رشته اقتصاد توقع بیشتری میرفت که حداقل در یک خط از این دو جریان اقتصادی اجتماعی سنگین نقدی داشته باشید ، اما من فقط شاهد اظهار لطف سرکار نسبت به بنده(پسر شجاع! و ...) و درگیری لفظی تان با سایرین بودم. البته عدم ورود شما به چنین بحثی میتونه بنا به دلایل شخص باشه ولی ای کاش شما همونقدر که از شخصیت من انتقاد کردید از محتوی نوشته های من هم انتقاد میکردید.در ضمن اگه یه نفر از خارج وارد بشه و پیامهای ارسالی از طرف شما و سایر دوستان رو بخونه بیشترین چیزی که نظرش به اون جلب میشه به هم پریدن شما و درگیری های لفظی شماست.  اگه من منش و رفتارم به گونه ای باشه که در جهت رسیدن به هدفم مانند کسی که در مقابلم رفتار میکنه رفتار کنم پس چه فرقی میتونه من رو از طرف مقابلم متمایز کنه، و این احساس برتری رو که من به خودم نسبت میدم توجیه کنه؟ وقتی یه نفر یه دفعه از خارج وارد محیط شما میشه و محوریت بحث رو روی همچین مباحثی میبینه تا حدودی شوکه میشه این موضوع هم میتونه برای من و هم برای شما جای تامل داشته باشه  .دوباره تاکید میکنم من خدای نکرده قصد جسارت ندارم و هر گونه نقد و نظر شما و دیگر عزیزان رو به دیده منت قبول دارم.
و اما آقای کامران
بابت دعوت شما برای گذاشتن کامنت بسیار متشکرم.
 خدانگهدار.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
سلام و درود بر آقای اشکان و کامران و خانم نغمه و سلااااااااام.<br />
 آقای اشکان<br />
دوست عزیز مثل اینکه من باید با مدرک و سند با شما وارد بحث بشم تا اندکی از سرعت خودتون که فکر میکنید به حقیقت همه چیزی رسیدید کم کنم ،در برابر واژه استعمار در فرهنگ معین این طور نوشته شده: طلب آبادانی کردن،آبادانی خواست. تسلط مملکت قوی بر مملکتی ضعیف به قصد استفاده از منابع طبیعی و ثروت کشور و نیروی انسانی افراد آن ،به بهانه نابجای ایجاد آبادی و رهبری مردم آن بسوی ترقی. و در مقابل واژه استثمار اینگونه نوشته شده:کسی را به کاری واداشتن و از دسترنج او بهره بردن. تحت تسلط و بهره برداری درآوردن مملکتی قوی مملکتی ضعیف را.<br />
البته از اینکه خواستید چیز جدیدی از واژگان زبان فارسی به من یاد بدید بسیار متشکرم ، ولی خوب در این مورد اندکی بلد بودم. بنده هم عمدا واژه استعمار رو به کار بردم و نه استثمار را چون گویا شما در طلب یا شاید توهم آبادان کردن هستید بدون توجه به راه درست یا نادرست اون. تا اینکه این تصور رو داشته باشید که تحت استثمارید.در ضمن من در رابطه با استثمار و استعمار و سایر واژگان فارسی قول میدم که هر چی دیگرون گفتند چشم بسته به کار نبرم و البته امیدوارم شما هم این قول رو بدید!<br />
پرسیده بودید چرا مارکس باید نظریه به ظاهر عدالت گونه داشته باشد. این توضیح رو بدم که نظریه مارکس شباهت زیادی با دعوت پیامبران و گسترش یک نظام اجتماعی عدالت گونه داشت بله عدالت گونه یعنی به قول شما مانند و شبیه عدالت ( منظور من هم از بکار بردن چنین ترکیبی دقیقا همین  بود که اظهار لطف شما رو شامل شد) و نه خود عدالت.خیلی نمیخوام وارد بازی با واژگان بشم چون اصل موضوع چیز دیگه ایه.<br />
به هر حال به نظر میرسه که شما ناراحتی پوستی و فقر خود مارکس و &#8230; رو دلیل حرکت مارکس دونستید، پس دوست عزیز، ما در اینجا باید اندیشه های هگل و نظریه دیالکتیکی اون رو که بر مارکس اثر داشت و نقطه شروعی برای مارکس بود رو نادیده بگریم و از تاثیر فویرباخ بر مارکس صرف نظر کنیم و همکاری انگلس با مارکس رو در پدید آوردن نظریه ها کتمان کنیم و ناراحتی پوستی رو دلیل حرکت اون قرار بدیم، سر آغاز جنبش مارکس از نظریه هگل شروع شد نه &#8230; جناب آقای اشکان من باید خیلی سطحی نگر باشم باشم و خیلی سرسری و ناآگاهانه به تحلیل و ترکیب مسائل بپردازم تا بتونم گفته ها و نظریات شما رو  در مورد مارکس قبول کنم. یک نکته دیگه ، در برابر مارکس منتقدان فراوانی قرار گرفتن و این نظریه از لحاظ فلسفی و عقلی طرد و نظریه های متعادل تری در حال حاضر جایگزین اون شده(سوسیالیست یا مثلا  لیبرال سوسیالها) ای کاش شما که به شدت مخالف مارکس هستید با مطالعه نظریه های قوی تر به مخالفت از اون بپردازین نه مطالعه سرسری ، پراکنده ، نامرتبط و بسیار سطحی.<br />
و اما جهان سوم. در ابتدا این اشاره و رفع ابهام رو  داشته باشیم و اون کم لطفی شدید شما نسبت به بنده و هم ردیف قرار دادن من با کسانی که دچار این توهم اند که با  سیستم بسته کنونی و مخالفت با دشمنان خارجی ساختگی یا واقعی، در حال پیشرفت و تکامل ایم،من اینگونه نمی اندیشم . این نوع تفکر مخصوص کسانی است که با معطوف کردن و منحرف کردن دیدگاه دیگران به دشمنان ساختگی در خارج از مرزها از خود رفع اتهام میکنند،تا شاید سود بیشتری رو نصیب خودشون کنند، امیدوارم این تصویر نادرست از من رو اصلاح کنی.<br />
نقد بازار جهان بین و آزار جهان<br />
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس.<br />
و اینکه جهان سوم دقیقا صفتی است برای کشور نه شخص.من نمیدونم شما وقتی که قبول دارین اجتماع و محیط اطراف بر شخص تاثیر گذار هست چرا چنین حرفی رو زدید. شخصی که پرورش یافته محیطی است که به اون جهان سوم اطلاق میشه صفت پرورش یافته جهان سومی رو بهش میدن فرد جهان سومی یعنی فردی که در جهان سوم پرورش پیدا کرده نه فردی که خود جهان سومه.این خیلی مهم نیست که من در این باره اشتباه میکنم یا شما بهتره وارد اصل موضوع بشیم و یه خورده از موضع گیری که در این رابطه داشتید صحبت کنیم.<br />
(توضیح اضافی :با مراجعه به فرهنگهای لاتین دو واژه developed contries و contries underdeveloped رو میبینیم نه  developed human! البته امیدوارم دوباره شما contries underdeveloped رو نخواهید مخالف معنای جهان سوم قرار بدید و &#8230; اگه این قصد و نیت رو دارید باید بگم حق با شماست و بهتره اصل موضوع رو مدنظر قرار بدیم و  عمدا جهت اهانت به همدیگه وارد حاشیه نشیم  )<br />
برگردیم به همون جهان سوم جالبه شما گفتید در کشورهای جهان سوم مناطقی هستند که از غرب هم جلو زدن.مثل سنگاپور یا ابوظبی.واقعا شما اینجور تصوراتی رو دارین؟ واقعا منو شکه کردید توقع ام از شما خیلی بیشتر بود باور کنید اظهار لطفهایی که در لابلای متن به من داشتید اینقدر منو ناراحت نکرد که این جمله منو ناراحت کرد.<br />
سنگاپور همونطور که هممون میدونیم به دلیل نیروی کار ارزان و موقعیت جغرافیایی ممتاز سردمدارانش رو به این فکر انداخت که با ایجاد منطقه آزاد تجاری و معافیتهای گمرکی درصدد جذب سرمایه داران خارجی بربیان و انصافا دراین راستا بسیار موفق بودن و نتیجه اش الان اینه که سنگاپور کشور ثروتمندی شده، به دلیل کارخانه های مونتاژ فراوان و امثالهم و نه چیز دیگری .یا اون ابوظبی که اصلا در جایگاهی قرار نداره که بخواد در این نوشته ها جایی پیدا کنه.به هر حال گویا توضیح بیشتر من در این رابطه موثر واقع نخواهد شد مگر اینکه شما تعریف دقیقتری از نوع نگاهتون نسبت به پیشرفت داشته باشید ولی دوست عزیز به قول شریعتی بعضی از ما  تجدد رو مساوی تمدن میدونیم.(توصیه میکنم حتما تجدد و تمدن از شریعتی رو بخونید).<br />
بهتره تعاریف مختصری از مدرنیته(تمدن) و مدرنیزاسیون(تجددگرایی) هم اینجا آورده بشه:<br />
مدرنیسم، به مجموعه اندیشه‌ها و شاید ابزارهایی گفته می‌شود که از قرون جدید در اروپا به‌وجود آمدند و تحول می‌یابند. عقل انتقادی، جوهره مدرنیته به‌شمار می‌رود. مدرنیته نه تنها سنت را مانع خود نمی‌بیند، بلکه در بسیاری موارد متکی به سنت است و سنت را انباشتی از تجارب گذشتگان ما می‌داند و آن‌را بازآرایی و بازسازی می‌کند.<br />
اما مدرنیزاسیون، به مجموعه رهیافت‌های توسعه گفته می‌شود که پس از جنگ جهانی دوم از سوی کشورهای غربی و در مقابله با بلوک شرق، در زمینه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی برای کشورهای توسعه نیافته و به‌صورت برونزا تدوین شدند و به یک معنا ایدئولوژی جنگ سرد به‌حساب می‌آید و کمک آمریکا به کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم در قالب طرح مارشال و اصل چهار ترومن برای نوسازی کشورهای توسعه نیافته در این چارچوب صورت گرفت.<br />
که اگه کتاب توسعه اقتصادی در جهان سوم نوشته مایکل تودارو. یا کتاب تجربه مدرنیته نوشته برمن. رو مختصری بخونی اون وقت متوجه تجربه های عملی فراوونی میشی که دیدگاه سنتی شما رو محکوم به شکست میکنه. متاسفانه  دربرابر دیدگاه شما دیدگاه واپسگرایانه حاکم برجامعه جریان داره که این دیدگاه اگه اثرات مخربتری نسبت دیدگاه شما نداشته باشه حداقل در سطح یکسانی قدرت تخریب رو داره که همه ما شاهد اونیم.<br />
چشمها را باید شست جور دیگر باید دید.<br />
 بگذریم فقط یه نکته در مورد اینکه شما شریعتی رو به لحاظ مدرک و &#8230; تحقیر کرده بودین. دکتر عبدالکریم سروش دو سال پیش در فهرست ده روشنفکر برتر دنیا قرار گرفت فکر میکنید مدرکش (که شما تاکید خواصی رو مدرک داشتید) چیه؟بله دکتر سروش یک دندانپزشک هست.یا اقبال لاهوری که دکتری فلسفه رو از اروپا گرفت و یکی از روشنفکران و فیلسوفان مطرح دنیا شناخته میشه وقتی به کشورش برگشت و ازش پرسیدن نظرت در رابطه با اروپا چیه فکر میکنین چی جواب داد؟ گفت اونجا من فقط وقتمو تلف کردم. البته همه این موارد جای بحث داره ولی ما نباید به خودمون اجازه بدیم یکی رو تحقیر کنیم یا بالا ببریم به دلیل مدرک و &#8230; .<br />
در آخر باید بگم که من فکر میکنم شما بیشتر دوست دارید بر موجی سوار شوید که جلوتر از همه موجها حرکت میکنه اما ای کاش بیشتر دوست داشتیم آفریننده امواج باشیم تا &#8230; .</p>
<p>خانم سلاااااااام<br />
من قصد جسارت به شما و هیچکدام از دیگر عزیزان رو ندارم. اگه شما رو ناراحت کردم باید ببخشید.اینم بگم که همه اقتصاددانهای بزرگ ریاضی دانهای بزرگی هم بوده اند و از اینکه شما این موهبت بزرگ نسیبتون شده که در رشته ریاضی تحصیل کنید خوشحالم چون رشته ریاضی خواسته یا ناخواسته قدرت تفکر و تحلیل شخص رو بسیار بالا میبره البته من خودم رشتم مثل دوستم صنایع هست در ضمن در رابطه اون عکس باید بگم خودمم نمیدونم از کجا پیداش شده ولی خوب مثل اینکه چاره ای ندارم و باید باهاش کنار بیام:<br />
ما درون را بنگریم و حال را<br />
نی برون را بنگریم و قال را<br />
به هر حال خیلی توجهی به عکس نداشته باشید. در رابطه با معرفی بیشتر باید بگم من یه پسر بچه دهاتی هستم و از تهران شما هم کلی فاصله دارم (چند صد کیلومتر). امیدوارم بتونم از وجهه دهاتی که شما و دوستانتون اینقدر تحقیرش کردید اندکی دفاع&#8230; .<br />
خانم نغمه<br />
 از اونجا که شما فرد رک گویی هستید چندان مستقیم نمیشه با شما وارد بحث شد فقط یک مطلبی رو باید خدمتتون عرض کنم و اون اینه که برای من بسیار تعجب برانگیز بود که مثلا وقتی آقای اشکان  به دفاع ازنظام سرمایه داری میپردازه و یا صحبتی از مارکس شد یا سایر موضوعات پیرامون. از شما به عنوان یک تحصیل کرده رشته اقتصاد توقع بیشتری میرفت که حداقل در یک خط از این دو جریان اقتصادی اجتماعی سنگین نقدی داشته باشید ، اما من فقط شاهد اظهار لطف سرکار نسبت به بنده(پسر شجاع! و &#8230;) و درگیری لفظی تان با سایرین بودم. البته عدم ورود شما به چنین بحثی میتونه بنا به دلایل شخص باشه ولی ای کاش شما همونقدر که از شخصیت من انتقاد کردید از محتوی نوشته های من هم انتقاد میکردید.در ضمن اگه یه نفر از خارج وارد بشه و پیامهای ارسالی از طرف شما و سایر دوستان رو بخونه بیشترین چیزی که نظرش به اون جلب میشه به هم پریدن شما و درگیری های لفظی شماست.  اگه من منش و رفتارم به گونه ای باشه که در جهت رسیدن به هدفم مانند کسی که در مقابلم رفتار میکنه رفتار کنم پس چه فرقی میتونه من رو از طرف مقابلم متمایز کنه، و این احساس برتری رو که من به خودم نسبت میدم توجیه کنه؟ وقتی یه نفر یه دفعه از خارج وارد محیط شما میشه و محوریت بحث رو روی همچین مباحثی میبینه تا حدودی شوکه میشه این موضوع هم میتونه برای من و هم برای شما جای تامل داشته باشه  .دوباره تاکید میکنم من خدای نکرده قصد جسارت ندارم و هر گونه نقد و نظر شما و دیگر عزیزان رو به دیده منت قبول دارم.<br />
و اما آقای کامران<br />
بابت دعوت شما برای گذاشتن کامنت بسیار متشکرم.<br />
 خدانگهدار.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: تلنگر</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-185</link>
		<dc:creator>تلنگر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-185</guid>
		<description>سلام
به آقای اشکان ، کارمران، سلاااااااااام و خانوم نغمه.
از یک دوست کوچکتر
ببخشید مجددا مزاحم میشم،فقط از روی کنجکاوی یه بار دیگه مزاحمتون شدم تا ببینم عکس العمل شما عزیزان چی بوده؟
اول از همتون معذرت میخوام به نظر میرسه،تنها نتیجه ای که نوشته قبلی با خودش داشت رنجش خاطر شما عزیزان بود.
راستش وقتی دیدم ما به عنوان تحصیل کرده ها این جوری رفتار و منشی رو از خودمون نشون میدیم یه کمی نارحت و عصبانی شدم ،و نوشته ای براتون گذاشتم(نوشته قبلی) که تنها نتیجه اش رنجش و کدورت خاطر شریف شما بود. به هر حال ببخشید.
در مورد عکسی که کنار نوشته من قرار گرفته بود و نتونست از زیر نظر تیزبین و منتقد شما گریزی پیدا کنه باید بگم اختیاری نبود و من هم پس از ارسال پیام اون عکس رو دیدم حالا از کجا ظاهر شد رو دیگه بذارید به حساب بی سوادی من در رابطه با علوم کامپیوتری و اینترنتی.
جناب آقای اشکان از نوشته شما برمیاد که دلیل حرکت و جنبش مارکس رو به دو دختر  و بیمار ی او نسبت دادین،گذشته از میزان صحت گفته هاش شما باید بگم انگیزه مارکس برای انقلاب کمونیستی بیشتر اثبات نظریه فلسفی اقتصاد خودش بود، و عامل حرکت و انقلاب مردم و همراهی با این جنبش هم، نظریه به ظاهر عدالت گونه مارکس بود که جنبشهای کمونیستی رو ایجاد کرد در هر صورت نه مارکس آنقدر زنده بود که اثبات نظریه خودخواهانه اش را ببیند و نه من طرفدار مارکس هستم. البته بنده به هیچ عنوان با نظام سرمایه داری هم موافق نیستم، علت مخالفت شما با دکتر شریعتی هم  برمیگرده به همنواعی شما با نظام سرمایه داری، من هم خدا رو شکر  اون اتهاماتی و ... رو که  آوردین و بعد به انقلابیون وارد کردید رو ندارم،این نکته رو هم باید بگم که افکار مازوخیسمی و رفتار سادیسمی رو که شما اذعان داشتید بیشتر از اینکه بخواد منو هدف قرار بده شخصیتهایی مثل دکتر شریعتی یا جلال آل احمد و سایر روشنفکران انقلابی ما  رو هدف قرار میده .من که در نوشته پیشین نه دفاعی از جنبشهای انقلابی داشتم و نه کاپیتالیسمی. آقای اشکان  خواهش میکنم تفکر تحلیلی تون  رو بیشتر تقویت کنید و اینقدر سطحی نگر نباشید.
در ضمن مطالب و شعارهایی رو در مورد نظام کاپیتالیسمی دادید خیلی جالب بود &quot; تقدس بخشیدن به مالکیت انسان و آزادی اون تا جایی که به ازادی انسان لطمه نزنه&quot; هموطن جهان سومی و تحت استعمار من . تو دیگه چرا چشم بسته شعار غربی ها رو میدی. اگه نوشته تجدد و تمدن دکتر شریعتی رو بخونی که احتمالا  با معرفی که از شخصیت خودتون داشتی باید خونده باشی بهتر متوجه منظور من میشی.به هر حال شاید من و شما دو دختر بچه نداشته باشیم که در اثر فقر از دست بدیم اما حداقل میتونیم از مرز خویشتن خویش رد بشیم و قدری به اطرافمون هم توجه داشته باشیم. یه توصیه دوستانی لطفا یه مطالعه در مورد زندگی انیشتن در سالهای پایانی عمر داشته باشید برای همه ما مفید خواهد بود.یک نکته دیگه در مورد پدیده جهانی شدن هم عمیق تر فکر کن .احساس میکنم خیلی برخورد پندگونه ای  رو نسبت به شما داشتم  باید ببخشی و حالا دیگه تقریبا بی حساب شدیم .
اما شما خانوم نغمه گویا شما هم به خواندن نوشته های دکتر شریعتی علاقمند هستید که این علاقمندی، نشان از تفکر باز و روشن شماست اول چند تا نکته از شریعتی ،آقای کامران دکتر شریعتی دکتری تاریخ رو از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته (که اصلا شباهتی به دانشگاه مشهد نداره) و نظریات ایشون در محیط دانشگاهی ، بیشتر تحت تاثیر چند واحد جامعه شناسی بود که اختیاری پاس کرده بود تا رشته اصلی ایشون. قابل توجه کسانی که تعصب بیجا بر روی رشته تحصیلی خودشون دارن و نه خودشون میخوان از مرز کاذب رشتشون بیرون برن و نه به دیگرون اجازه ورود به این مرز رو میدن. البته رشد و تکامل تفکرات دکتر شریعتی فقط در اثر مطالعه چند کتاب و گذراندن چند واحد داشگاهی نبود و البته بحث بیشتر در این مورد در حوصله این محیط نمیگنجه فقط یه نکته دیگه بیشتر قابل توجه اقای کامران کتاب از شریعتی نوشته سروش،شریعتی رو تا حدی نقد ملایم کرده کرده و کتابی هم از مطهری هست که پس از مرگ مطهری چاپ شده و به شدت به کوبش شریعتی پرداخته فقط این اشاره رو داشتم که بدونی غیر از افرادی که طرفدار کاپیتالیسم بودند چه تیپ دیگری با شریعتی مخالف بودند در ضمن خودم هم موافق شریعتی اما نه به طور کامل هستم مثل اینکه خیلی حاشیه رفتم. داشتم نوشته ای برای خانوم نغمه میذاشتم بله میگفتم  یکی میخواد خودشو به اوج برسونه و یکی دیگه حاضره از خودش بگذره و تمام تلاش و همتش اینه که پله ای بشه و زیر پای هم نوعانش قرار بگیره  تا اونا برای اندکی هم که شده از جایی که هستند بالاتر روند و بین این دو تفاوتی ظریف و عظیم قرار داره .مثلا دکتر شریعتی تمام تلاشش این نبود که مدارک عالی بگیره و کتاباشو همه بخونن اون از خودش با تمام وجود گذشت تا دیگرون رو به جلو حرکت بده، اون نمیخواست اسطوره بشه من یا شما یا هر کس دیگه هیچ وقت نمی تونیم خودمونو به اسطوره تبدیل کنیم چون مردم اسطوره ها رو به اسطوره تبدیل میکنند نه اسطوره ها خودشون رو. البته اگه به معنای واقعی اسطوره توجه داشته باشیم  و اونو مقارن با تکان دادن دنیا به هر نحو ممکن و یا نوشتن کتابهای متعدد ندونیم و یه نکته دیگه من سودای اسطوره شدن رو در سر نمیپرورونم و اگه از اول میدونستم که نوشته من اینطور برداشتی رو در ذهن شما تداعی میکنه هرگز چنین جسارتی رو در برابر شما و دیگر دوستان نمیکردم.
اما جناب آقای سلاااااااااام جایی گفته بودید :اینکه من همکار شما نیستم موجبات رضایت و شادی شما رو فراهم کرده، واقعیتش خوشحال شدم چرا که شادی دیگران منو شاد میکنه و امیدوارم همیشه شاد و خندان باشی.و قدری بیشتر به نوع نوشتنت فکر کنی. بیایید یکرنگ باشیم چه در باطن چه در ظاهر و چه در رفتار . &quot;راست باز و پاک باز و امیر باش &quot; .
در آخر از تک تک شما عزیزان آقای اشکان، آقای کامران،آقا سلااااااام و خانوم نغمه تشکر میکنم که منو تحمل کردید و باز به خاطر خطاهای ناخواسته و نوع نوشته قبلی معذرت میخوام.مثل اینکه تو این چند تا جمله آخر خیلی با ادب شدم. خودمم از اینجور نوشتن خوشم نمی یاد،دیگه ببخشید بازم اختیاری نبود!
در ضمن اون شعری که تو نوشته قبلی بود از مولانا بود،بسیار شعر پر محتوایی هست توصیه میکنم حتما به طور کامل بخونیدش. وای بازم نصیحت گونه برحورد کردم.اینا رو بذارید به حساب همنشینی زیاد من با پدربزرگم!

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت

حدانگهدار.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
به آقای اشکان ، کارمران، سلاااااااااام و خانوم نغمه.<br />
از یک دوست کوچکتر<br />
ببخشید مجددا مزاحم میشم،فقط از روی کنجکاوی یه بار دیگه مزاحمتون شدم تا ببینم عکس العمل شما عزیزان چی بوده؟<br />
اول از همتون معذرت میخوام به نظر میرسه،تنها نتیجه ای که نوشته قبلی با خودش داشت رنجش خاطر شما عزیزان بود.<br />
راستش وقتی دیدم ما به عنوان تحصیل کرده ها این جوری رفتار و منشی رو از خودمون نشون میدیم یه کمی نارحت و عصبانی شدم ،و نوشته ای براتون گذاشتم(نوشته قبلی) که تنها نتیجه اش رنجش و کدورت خاطر شریف شما بود. به هر حال ببخشید.<br />
در مورد عکسی که کنار نوشته من قرار گرفته بود و نتونست از زیر نظر تیزبین و منتقد شما گریزی پیدا کنه باید بگم اختیاری نبود و من هم پس از ارسال پیام اون عکس رو دیدم حالا از کجا ظاهر شد رو دیگه بذارید به حساب بی سوادی من در رابطه با علوم کامپیوتری و اینترنتی.<br />
جناب آقای اشکان از نوشته شما برمیاد که دلیل حرکت و جنبش مارکس رو به دو دختر  و بیمار ی او نسبت دادین،گذشته از میزان صحت گفته هاش شما باید بگم انگیزه مارکس برای انقلاب کمونیستی بیشتر اثبات نظریه فلسفی اقتصاد خودش بود، و عامل حرکت و انقلاب مردم و همراهی با این جنبش هم، نظریه به ظاهر عدالت گونه مارکس بود که جنبشهای کمونیستی رو ایجاد کرد در هر صورت نه مارکس آنقدر زنده بود که اثبات نظریه خودخواهانه اش را ببیند و نه من طرفدار مارکس هستم. البته بنده به هیچ عنوان با نظام سرمایه داری هم موافق نیستم، علت مخالفت شما با دکتر شریعتی هم  برمیگرده به همنواعی شما با نظام سرمایه داری، من هم خدا رو شکر  اون اتهاماتی و &#8230; رو که  آوردین و بعد به انقلابیون وارد کردید رو ندارم،این نکته رو هم باید بگم که افکار مازوخیسمی و رفتار سادیسمی رو که شما اذعان داشتید بیشتر از اینکه بخواد منو هدف قرار بده شخصیتهایی مثل دکتر شریعتی یا جلال آل احمد و سایر روشنفکران انقلابی ما  رو هدف قرار میده .من که در نوشته پیشین نه دفاعی از جنبشهای انقلابی داشتم و نه کاپیتالیسمی. آقای اشکان  خواهش میکنم تفکر تحلیلی تون  رو بیشتر تقویت کنید و اینقدر سطحی نگر نباشید.<br />
در ضمن مطالب و شعارهایی رو در مورد نظام کاپیتالیسمی دادید خیلی جالب بود &#8221; تقدس بخشیدن به مالکیت انسان و آزادی اون تا جایی که به ازادی انسان لطمه نزنه&#8221; هموطن جهان سومی و تحت استعمار من . تو دیگه چرا چشم بسته شعار غربی ها رو میدی. اگه نوشته تجدد و تمدن دکتر شریعتی رو بخونی که احتمالا  با معرفی که از شخصیت خودتون داشتی باید خونده باشی بهتر متوجه منظور من میشی.به هر حال شاید من و شما دو دختر بچه نداشته باشیم که در اثر فقر از دست بدیم اما حداقل میتونیم از مرز خویشتن خویش رد بشیم و قدری به اطرافمون هم توجه داشته باشیم. یه توصیه دوستانی لطفا یه مطالعه در مورد زندگی انیشتن در سالهای پایانی عمر داشته باشید برای همه ما مفید خواهد بود.یک نکته دیگه در مورد پدیده جهانی شدن هم عمیق تر فکر کن .احساس میکنم خیلی برخورد پندگونه ای  رو نسبت به شما داشتم  باید ببخشی و حالا دیگه تقریبا بی حساب شدیم .<br />
اما شما خانوم نغمه گویا شما هم به خواندن نوشته های دکتر شریعتی علاقمند هستید که این علاقمندی، نشان از تفکر باز و روشن شماست اول چند تا نکته از شریعتی ،آقای کامران دکتر شریعتی دکتری تاریخ رو از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته (که اصلا شباهتی به دانشگاه مشهد نداره) و نظریات ایشون در محیط دانشگاهی ، بیشتر تحت تاثیر چند واحد جامعه شناسی بود که اختیاری پاس کرده بود تا رشته اصلی ایشون. قابل توجه کسانی که تعصب بیجا بر روی رشته تحصیلی خودشون دارن و نه خودشون میخوان از مرز کاذب رشتشون بیرون برن و نه به دیگرون اجازه ورود به این مرز رو میدن. البته رشد و تکامل تفکرات دکتر شریعتی فقط در اثر مطالعه چند کتاب و گذراندن چند واحد داشگاهی نبود و البته بحث بیشتر در این مورد در حوصله این محیط نمیگنجه فقط یه نکته دیگه بیشتر قابل توجه اقای کامران کتاب از شریعتی نوشته سروش،شریعتی رو تا حدی نقد ملایم کرده کرده و کتابی هم از مطهری هست که پس از مرگ مطهری چاپ شده و به شدت به کوبش شریعتی پرداخته فقط این اشاره رو داشتم که بدونی غیر از افرادی که طرفدار کاپیتالیسم بودند چه تیپ دیگری با شریعتی مخالف بودند در ضمن خودم هم موافق شریعتی اما نه به طور کامل هستم مثل اینکه خیلی حاشیه رفتم. داشتم نوشته ای برای خانوم نغمه میذاشتم بله میگفتم  یکی میخواد خودشو به اوج برسونه و یکی دیگه حاضره از خودش بگذره و تمام تلاش و همتش اینه که پله ای بشه و زیر پای هم نوعانش قرار بگیره  تا اونا برای اندکی هم که شده از جایی که هستند بالاتر روند و بین این دو تفاوتی ظریف و عظیم قرار داره .مثلا دکتر شریعتی تمام تلاشش این نبود که مدارک عالی بگیره و کتاباشو همه بخونن اون از خودش با تمام وجود گذشت تا دیگرون رو به جلو حرکت بده، اون نمیخواست اسطوره بشه من یا شما یا هر کس دیگه هیچ وقت نمی تونیم خودمونو به اسطوره تبدیل کنیم چون مردم اسطوره ها رو به اسطوره تبدیل میکنند نه اسطوره ها خودشون رو. البته اگه به معنای واقعی اسطوره توجه داشته باشیم  و اونو مقارن با تکان دادن دنیا به هر نحو ممکن و یا نوشتن کتابهای متعدد ندونیم و یه نکته دیگه من سودای اسطوره شدن رو در سر نمیپرورونم و اگه از اول میدونستم که نوشته من اینطور برداشتی رو در ذهن شما تداعی میکنه هرگز چنین جسارتی رو در برابر شما و دیگر دوستان نمیکردم.<br />
اما جناب آقای سلاااااااااام جایی گفته بودید :اینکه من همکار شما نیستم موجبات رضایت و شادی شما رو فراهم کرده، واقعیتش خوشحال شدم چرا که شادی دیگران منو شاد میکنه و امیدوارم همیشه شاد و خندان باشی.و قدری بیشتر به نوع نوشتنت فکر کنی. بیایید یکرنگ باشیم چه در باطن چه در ظاهر و چه در رفتار . &#8220;راست باز و پاک باز و امیر باش &#8221; .<br />
در آخر از تک تک شما عزیزان آقای اشکان، آقای کامران،آقا سلااااااام و خانوم نغمه تشکر میکنم که منو تحمل کردید و باز به خاطر خطاهای ناخواسته و نوع نوشته قبلی معذرت میخوام.مثل اینکه تو این چند تا جمله آخر خیلی با ادب شدم. خودمم از اینجور نوشتن خوشم نمی یاد،دیگه ببخشید بازم اختیاری نبود!<br />
در ضمن اون شعری که تو نوشته قبلی بود از مولانا بود،بسیار شعر پر محتوایی هست توصیه میکنم حتما به طور کامل بخونیدش. وای بازم نصیحت گونه برحورد کردم.اینا رو بذارید به حساب همنشینی زیاد من با پدربزرگم!</p>
<p>حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت<br />
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت</p>
<p>حدانگهدار.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: azin</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-184</link>
		<dc:creator>azin</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-184</guid>
		<description>علیک سلام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علیک سلام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهدی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-183</link>
		<dc:creator>مهدی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-183</guid>
		<description>سلام</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: M@jHol</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-182</link>
		<dc:creator>M@jHol</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-182</guid>
		<description>سلام بچه ها می بینم فاطی کوچولو رو خیلی عصبانی کردین لطفا دیگه اینقدر بهش نگین دهاتی بچم رو این کلمه خیلی حساس شده. البته بلا به دور که من یه همچین بچه بی ادبی داشته باشم.
در ضمن امیدوارم همتو ن هر جایی که دوست دارین و حقتون قبول شین
نغمه جان ممنون ولی درباره معدل ها چیزی نگفتی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام بچه ها می بینم فاطی کوچولو رو خیلی عصبانی کردین لطفا دیگه اینقدر بهش نگین دهاتی بچم رو این کلمه خیلی حساس شده. البته بلا به دور که من یه همچین بچه بی ادبی داشته باشم.<br />
در ضمن امیدوارم همتو ن هر جایی که دوست دارین و حقتون قبول شین<br />
نغمه جان ممنون ولی درباره معدل ها چیزی نگفتی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مهناز</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af/comment-page-3/#comment-181</link>
		<dc:creator>مهناز</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/18/economy/#comment-181</guid>
		<description>ok mer30 az tozihateton
man parsal ba miyangine 30
rotbam 1780 shod
emsal ba miyangine 42????
to ro khoda vasam doa konid
nemitonam 1 saal dige posht konkor bemonam
har roz ham esteresam bishtar mishe
rasti in yki ro english tayp kardam chon ajale dashtam
movafagh bashin.bye</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ok mer30 az tozihateton<br />
man parsal ba miyangine 30<br />
rotbam 1780 shod<br />
emsal ba miyangine 42????<br />
to ro khoda vasam doa konid<br />
nemitonam 1 saal dige posht konkor bemonam<br />
har roz ham esteresam bishtar mishe<br />
rasti in yki ro english tayp kardam chon ajale dashtam<br />
movafagh bashin.bye</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

