پنیر تو را من برداشتم!

نگاشته شده به تاریخ ۱۸ دی ۱۳۸۶ در موضوع کتاب | ۲ دیدگاه
  • اگر تغییر نکنی نابود می‌شوی.
  • چند وقت یک بار پنیر را بو کن تا اگر کهنه شد متوجه شوی.
  • حرکت در مسیر جدید به تو کمک میکند تا بتوانی پنیر جدید را پیدا کنی.
  • وقتی ترس را پشت سرمیگذاری احساس آزادی میکنی.
  • قبل از پیدا کردن پنیر تازه خود را در حال لذت بردن از آن تجسم کن. این عمل تو را به طرف پنیر تازه هدایت میکند.
  • هر چه سریعتر پنیر کهنه را رها کنی زودتر به پنیر تازه میرسی.
  • گفتار و عقاید کهنه تو را به طرف پنیر جدید راهنمایی نمی کند.
  • وقتی که ببینی میتوانی پنیر جدید پیدا کنی و از آن لذت ببری مسیر خود را تغییر میدهی.
  • توجه زود هنگام به تغییرات کوچک به تو کمک میکند تا خود را با تغییرات بزرگ که در راهند تطبیق دهی.

اینها جملات و نکاتی هستند که نویسنده سعی کرده با بکارگیری تعابیر و استعارات در کتاب نام آشنای “چه کسی پنیر مرا جابجا کرد؟” به خواننده منتقل کند. راستش این جملات به نظر خیلی تکراری می‌آید. مخصوصا اگر کتاب های موفقیت و کامیابی و مدیریت و … را مطالعه کنید که حتما کرده اید این احساس به شما دست میدهد که حرفها تکراری و کهنه و کسل کننده اند! اما واقعیتی که باید به آن اذعان کرد نیاز به تکرار این قبیل جملات است. اینها اصولی است که شاید هر کس بدون مطالعه هم به برخی از آنها برسد و باور کند اما اینکه تا چه حد به آنها عمل و بر مبنای آن اصول و قواعد و بدیهیات حرکت کند، به نتیجه کارهایش برمی گردد. به نظر من هر قدر هم این جملات تکرار شوند باز هم کم است و هر چه بیشتر بهتر. به هر حال اگر کتاب را نخواندید و دوست  دارید بخوانید نسخه مخصوص موبایل (jar) که برای تمام گوشی ها سازگار است را از اینجا دریافت کنید.

Share
‌برچسب‌ها: 
  1. ۱۹ دی ۱۳۸۶ در ۰۵:۰۸ | #1

    سلام و خسته نباشید
    ممنون از حظورتون ، سرافراز کردید

  2. فریاد
    ۱۷ مهر ۱۳۹۲ در ۱۲:۰۹ | #2

    ” من پنیر تو را جابجا کردم ” یه کتابه و ” چه کسی پنیر مرا جابجا کرد” یه کتاب دیگه است… لطفا تیتر را تغییر دهید. سپاس

دیدگاه ها مسدود است.