سکوت

نگاشته شده به تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۸۷ در موضوع روزانه | ۱۴ دیدگاه

یادت هست
قول گرفتی هیچگاه سکوت نکنم؟
من به حرمت ما
از آن پس در برابرت سکوت نکردم
اما تو خود الهه سکوت بودی
چه آن زمان که چشمانت را داشتم
که با من به گفتگو بنشینند
و چه اکنون که چشمانت هم سکوت کرده اند
سکوتی تلخ و سنگین
که فریاد می زند:
چراغهای رابطه تاریکند!

Share
‌برچسب‌ها: 
  1. ۱۳ مهر ۱۳۸۷ در ۰۴:۴۵ | #1

    گاهی اوقات سکوت نهایت زیبایی‌ست. چراغهای رابطه تاریکند؟!؟! هرچقدر فکر کردم یادم نیومد کجا اینو خوندم :-؟

  2. ۱۳ مهر ۱۳۸۷ در ۲۳:۲۱ | #2

    جالب بود

  3. ۱۵ مهر ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۲ | #3

    . . . !!!

  4. ۲۷ مهر ۱۳۸۷ در ۱۳:۳۰ | #4

    کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

  5. ۲۹ مهر ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۳ | #5

    سلام
    وب خوبی داری
    من شما رو لینک کردم لطفا شما هم منو با عنوان مرکز مد و فشن لینک کنید
    با تشکر
    خدا نگهدار
    http://topshow.mihanblog.com/

  6. ۳۰ مهر ۱۳۸۷ در ۰۸:۵۷ | #6

    راهی برای افزایش باردید کننده های ما و شماپس هم به نفع شماست هم ما
    با سلام . وبلاگ خیلی خوبی داری موفق باشی به وبلاگ ما هم سر بزن اگه خواستی منو لینک کن منم شما را لینک می کنم .
    http://itclub.blogfa.com
    moh2sen2006@yahoo.com
    محسن
    اگر مایل به تبادل لینک هستید لینک مرا با نام وبلاگ فناوری اطلاعات در وبلاگت درج کن و آمادگی خود را با ورود به وبلاگ من و در قسمت نظر ها اعلام نمایید

  7. ۳۰ مهر ۱۳۸۷ در ۱۱:۱۸ | #7

    هرکه ما را یار بود؛ایزد او را یار باد/* هرکه ما را خوار کرد؛از عمر برخوردار باد/* هرکه در راه ما خاری فکند از دشمنی/* هر گلی که از باغ وصلش بشکفد؛بی خار باد

  8. ۲ آبان ۱۳۸۷ در ۰۵:۳۱ | #8

    سلام خدمت مدیر محترم سایت
    اگه تو سایتتون جایی واسه شکمو ها داری پیشنهاد تبادل لینک میدم
    در صورت سرچ کلمه آشپزی در گوگل وبلاگ من در رده اول قرار دارد و به حق بهترین آدرس اینترنتی آشپزی میباشد
    وبلاگ:http://groohashpazi.blogfa.com
    عنوان لینک: آشپزی

  9. ۵ آبان ۱۳۸۷ در ۱۱:۲۹ | #9

    ما نیز به سکوت گوش میدهیم.شنیدنیست

  10. ۷ آبان ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۰ | #10

    کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

  11. srrow
    ۱۱ آبان ۱۳۸۷ در ۰۷:۳۴ | #11

    از صبح تا شب خودم را نهان کردم از چشم مردم بخاطر نمی اورم چه بر سرم می امد فقط زنده بودم به شختی نفش می کشیدم سوگند خاموشی خورده ام و اکنون حتی وقتی به صدای بلند می اندیشم نمی شنوم . شعر بسیار زیبایی بود دوست من

  12. ۲۶ آبان ۱۳۸۷ در ۰۱:۰۷ | #12

    آری
    یادم هست
    معهذا فکر می‌کنم چراغ‌های رابطه به کل خاموش است
    حباب یکیشان هم ترکیده

  13. ۲۱ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۷:۵۷ | #13

    زیبا بود

  14. فانوس
    ۱۹ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۱ | #14

    سکوت من علامت آرامش نیست که دیریست در کوچه های خاطره گم شده ام و خود را نمی یابم.

  1. بدون بازتاب