شُتُر خدمت!
بالاخره زمانش رسید و شتر خدمت مقدس؟! سربازی دم در خونه ما هم خوابید! ظاهراً قراره روزهایی رو جوار امام هشتم در نیشابور مشغول یادگیری عقاید! و اصول رزم! و سختی های زندگی! و … باشم. ممکنه برای همچون منی که سالها صبح تا شب ماوس در دست راست و کیبرد در دست چپ بودم کمی سخته باشه نارنجک و تفنگ! دست بگیرم. اما بقول حکیم سخن:
به جنگ اندرون بود لشکر سه(۲) ماه!
بدادند سرها ز بهر کلاه
چنین است رسم سرای سپنج
گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج
و این چنین است که ما هم رخت رزم بر تن کرده و رفتیم بزم!
یا علـی.
برچسبها:
سلام، نگران نباش، سپاه راحته خدمت توش، نیشابور هم که به جای خود، اگر ارتش بودی چه می گفتی ؟ :) آش پشت پا یادت نره مهندس
نگران چرا؟ :)) خاطره ای بس خوش خواهد بود ایشالا. مرسی
manam raftam bandar anzali …
enshallah be salamat bargardim!