شتری که رفت!

نگاشته شده به تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۹ در موضوع روزانه | ۵ دیدگاه

یک سال پیش در چنین روزهایی سوار بر شتر خدمت شدیم و رفتیم که مَرد شویم! امروز بعد از یکسال اعلام می‌کنم که خواستیم و توانستیم و شدیم! خوشبختانه این دوران پر از تجربیات مثبت و مفید بود. مثلاً اینکه لزوماً همه سربازها در دوران خدمت خود سیگاری یا معتاد نمی شوند! یا اینکه امورات مراکز نظامی و ادارات تابعه بر پاشنه افسران و سربازان وظیفه گرامی می‌چرخد وگرنه کارکنان رسمی اندکی تلاش برای پیشبرد اهداف سازمان نمی‌کنند. نتیجه کلی اش همین وضع نابسامانی که در همه ادارات و سازمان های دولتی (حتی خصوصی) کشور می‌بینیم. بحث از بُعد شرع و حلال و حرام و خوردن از بیت المال هم که کان لم یکن است! از گفتن سرّ درون و برون کشور هم معذوریم؛ بازخوردش این که بر مسلک و خط فکری پیشین خود راسخ‌تر گشتیم! دیگر تو خود بخوان حدیث مفصل از این اعذار!

علی ای حال، یکی از هفت خوان های مردانه زندگی به سر شد. خدایش به داد برسد از خوان های دیگر!

Share
‌برچسب‌ها: 
  1. maryamss
    ۲۲ آذر ۱۳۸۹ در ۱۶:۳۶ | #1

    آخی … خیلی تبریک می گم بهت. من درک می کنم چی میگی

  2. ۲۲ آذر ۱۳۸۹ در ۱۹:۰۹ | #2

    ای ول محسن جون!
    تبریک می گم و …
    امیدوارم این سیر مرد شدن رو هرچه راحتتر سپری کنی :)

  3. ۲۲ آذر ۱۳۸۹ در ۲۳:۲۵ | #3

    الان مثلاً مرد شدی؟

  4. محسن
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۲ | #4
  5. محسن
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۲ | #5

    @مرتضی
    دیگه با جزئیاتش کاری نداشته باش!

دیدگاه ها مسدود است.