نیمهٔ پرِ لیوانِ وطن پرستی

نگاشته شده به تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, سیاسی | دیدگاه ها مسدود است

روی درب دستشویی نوشته بود «مرگ بر ایران» کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا یک ایرانی باید این چنین اهانتی به خود و خانواده و کشورش بکند. دو دلیل به ذهنم رسید. یک: سیستم حکومتی و سیاست مداران کشور این دیدگاه را ایجاد می‌کنند. چگونه؟ انسان موجودی است پاک و خوب دوست. خوب‌ها در فطرت پاک انسان همیشه خوب بوده‌اند و مطلوب. ذهن انسان بطور ناخودآگاه بدی‌ها را سریع‌تر و راحت‌تر از خوبی‌ها تشخیص می‌دهد. مثل یک قطره جوهر بر روی کاغذ سفید! ما بطور عامیانه می‌گوییم نیمه خالی لیوان را دیدن. نیمه پر لیوان خوبی‌ها، داشته‌ها، سرمایه‌ها و ارزش‌هایی است که عمر خود را برای رسیدن به آن صرف می‌کنیم. نیمه خالی لیوان همه آن بدی‌هایی است که با ضعف خود به آن رسیده یا بر ما تحمیل می‌شود. این تحمیل در سیستم حکومتی کشور از طرف حاکمان و سیاست مداران بودجود آمده. وطن پرستی، عرق ملی و آروزی داشتن کشوری خوش نام و پیشرفته، آرمانی است که حکومت وظیفه تبیین و حیات آن را دارد. اما چگونه است که این امر صورت نمی‌گیرد؟

به زعم من برخی از سیاست مداران ما دچار خلط مبحث هستند. ابزار «دشمن سازی» همیشه به عنوان موفق‌ترین ابزار برای غلبه بر ذهن مردم یک کشور برای نیل به اهداف آن کشور ایفای نقش کرده است. آمریکا با این ابزار توانسته بر افغانستان و عراق یورش برده و همین کار را در آینده و اهداف دیگر تکرار کند. اما استفاده از آن برای سیاست‌های داخلی چگونه است؟ کشورهای غربی بر اساس طبیعت انسان گرایانه خود بر قهرمان سازی و قهرمان پروری تکیه کرده و درنتیجه نوعی اعتماد سازی و توانایی را بر باور ملت نشانده‌اند. ابزار سینما، اینترنت و… توانسته است این قدرت (وهم انگیز) را در آنان دو چندان کند که من (یک شهروند غربی) می‌توانم و باید برای رسیدن به اهداف کشورم برای زندگی و آیندهٔ بهتر تلاش کنم.! اما این روند در کشور ما چگونه است؟ قهرمان‌های دیروز دشمنان امروز‌اند. دو رئیس دولت و یک نخست وزیر ایران و وزیران و خانواده‌ها و دوستان ایشان عوامل دشمن و خائن و وطن فروش و هزار صفت نیمه خالی لیوان هستند که ۳۰ سال تمام کشور را غارت مادی و معنوی کرده‌اند. می‌بینیم که قهرمان سازی و الگوسازی چگونه اجرا می‌شود! یک لیست بلند بالا از مفسدین اقتصادی در جیب رئیس دولت است که هنوز نتوانسته است آن را افشا کند! می‌بینیم که همچنان مفسدین بر عدالت محوران احاطه دارند. رسانهٔ دولتی مته‌مان خودی و غیرخودی را بدون محاکمه و رای نهایی لجن مالی کرده و هر چه در عقبهٔ این کشور ارزش و قهرمان تلقی می‌شد پنبه می‌کند. گزارش‌های نابجا. آمارهای نادرست. برخوردهای حزبی و… می‌بینیم که ابزار رسانه بجای پرداختن به پیشرفت‌های علمی و معنوی کشور و تبیین آیندهٔ روشن و انرِژیک تمام توان خود را صرف محق جلوه دادن سیستم بیمار خود می‌کند. سیستم بیماری که خود آن‌ها را فاسد و خائن و… خوانده است. اگر هم موفقیتی باشد از فرط اغراق و برخورد ملوکانه و منافع شخصی یا حزبی، نمک ش زیاد شده و نوعی بزرگنمایی جلوه می‌کند. این دور باطل همچنان ادامه می‌یابد تا یک هم میهن چیزی جز سیاهی و تاریکی و نیمه خالی نبیند. بیفزایید اثرات تحریم، سیاست‌های نابجا و کار‌شناسی نشدهٔ اقتصادی، عدم ثبات شغلی، تورم، ناهنجاریهای اجتماعی و… (توجه کنید به چند کلمه آخر که چگونه بار منفی و سیاهی را در ذهن شما ایجاد می‌کند!) این دلیل دوم است!

«خود»مان در محاورات و بجث‌ها این بار منفی را منتقل می‌کنیم. صف‌های نانوایی، اتوبوس، محل کار، مهمانی‌ها و… دقت کنید به سوال خبرنگاران! «نظر شما راجع به تورم ناشی از اصلاح قیمت‌ها چیست؟» «چرا فتنه ۸۸ اتفاق افتاد؟» «علم بهتر است یا ثروت؟!» پاسخ همه این سوال‌ها نیمه خالی لیوان است! نیمه منفی که جامعه به آن دچار است پس سوال هم در همین راستا است و بقولی نان شب ملت! همین است. این اتفاق در اکثر کشور‌ها مرسوم است اما نه به این شدت! (که ناشی از دلیل نخست است). حال برگردیم به اول خط. اصلاح سیستم حکومتی بطور قطع از توان و محدوده دسترسی ما خارج است. اما به نظر می‌رسد اصلاح خود ممکن است. دیدن نیمه پر لیوان درحالیکه می‌دانیم لیوان نصفه و نیمه است. قبول کنیم که کشور ما منحصر بفرد است. مردمانش کم از مردمان سایر ملل نیستند. فرهنگ دیرینه و غنی دارد. اگر ضعفی است از سوء مدیریت هاست. از نادانی گذشتگان و امروزیان و آیندگان است. از اسلام‌اش نیست. از افراط و تفریط هاست. از دغل بازان و ریاکاران و دروغ بافان است. و در ن‌هایت از «خود» ما است! وطن پرست باشیم و خیرخواه میهن.

Share
‌برچسب‌ها:    
دیدگاه ها مسدود است.