بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘روزانه’

شتری که رفت!

نگاشته شده به تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۸۹ در موضوع روزانه | ۵ دیدگاه

یک سال پیش در چنین روزهایی سوار بر شتر خدمت شدیم و رفتیم که مَرد شویم! امروز بعد از یکسال اعلام می‌کنم که خواستیم و توانستیم و شدیم! خوشبختانه این دوران پر از تجربیات مثبت و مفید بود. مثلاً اینکه لزوماً همه سربازها در دوران خدمت خود سیگاری یا معتاد نمی شوند! یا اینکه امورات مراکز نظامی و ادارات تابعه بر پاشنه افسران و سربازان وظیفه گرامی می‌چرخد وگرنه کارکنان رسمی اندکی تلاش برای پیشبرد اهداف سازمان نمی‌کنند. نتیجه کلی اش همین وضع نابسامانی که در همه ادارات و سازمان های دولتی (حتی خصوصی) کشور می‌بینیم. بحث از بُعد شرع و حلال و حرام و خوردن از بیت المال هم که کان لم یکن است! از گفتن سرّ درون و برون کشور هم معذوریم؛ بازخوردش این که بر مسلک و خط فکری پیشین خود راسخ‌تر گشتیم! دیگر تو خود بخوان حدیث مفصل از این اعذار!

علی ای حال، یکی از هفت خوان های مردانه زندگی به سر شد. خدایش به داد برسد از خوان های دیگر!

‌برچسب‌ها: 

یک ربنا گرفتیم هفده ربنا دادیم!

نگاشته شده به تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, روزانه, سیاسی | ۱ دیدگاه

تابناک به نقل از ایسنا نوشت:
با هدف تنوع بخشی و احترام به ذائقه‌های مختلف، ۱۷ قطعه صوتی ربنا تولید و در شبکه‌های سیما توزیع شد.

بعد وقتی آقایون می فرمایند تحریم ها موجب پیشرفت روز افزون کشور است، مسخره می کنید! خب عزیز من چشم دارید ببینید! اول ربنای استاد شجریان رو تحریم می کنند و بعد ییهو ۱۷ تا ربنای جدید تولید میشه! به این میگن پیشرفت در امورات کشور. به راستی که رئیس دولت درست گفت که آنقدر تحریم کنید که زیرپایتان علف سبز شود یا اینکه آرزوی من است بنزین (ربنای شجریان) تحریم شود! البته اینکه این ۱۷ ربنای تولیدی بتواند جای آن یک ربنا را بگیرد به جهنم مهم نیست!

به امید پیشرفت بعدی!

‌برچسب‌ها:    

از این عشق حذر کن!

نگاشته شده به تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ در موضوع روزانه | دیدگاه ها مسدود است

یادم آید، تو به من گفتی
از این عشق حذر کن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،
آب، آیینه عشق گذران است،
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن

اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، ناله تلخی زد و بگریخت …

اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!

یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه کشیدم.
نگسستم، نرمیدم.

*فریدون مشیری

‌برچسب‌ها:    

تکرار

نگاشته شده به تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۹ در موضوع روزانه | ۱ دیدگاه

خسته ام از تکرار لحظه‌ها، تکرار ساعت‌ها،
بیهوده زیستن را نیازی به شمردن است؟!

‌برچسب‌ها: 

نوبهار مبارک

نگاشته شده به تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۸۸ در موضوع روزانه | ۱ دیدگاه


سرامد زمستون، شکفته بهارون
گل سرخ خورشید باز اومد و شب شد گریزون

سال ۸۸ با همه تلخی های زیاد و شیرینی های کم تمام می شود و رو سیاهی برای آنهایی باقی می ماند که تاریخ نام شان را به ظلم و ننگ بخاطر خواهد سپرد. امید آنکه با یاری مقلب الاقلوب حول حال شویم به احسن الاحال.

سال نو مبارک :-)

‌برچسب‌ها: 

مرد شدم!

نگاشته شده به تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۸۸ در موضوع روزانه | ۳ دیدگاه

بالاخره بعد از حدود ۲ ماه از دوره آموزشی سربازی برگشتم. دوران سختی نبود. بیشترین مشکلمون با برودت هوا بود که یه جوری تحمل کردیم. خوشبختانه تو شهر خودمون تقسیم شدم و اینجوری می‌تونم بعد از ظهرها به کار و زندگی‌م برسم. در مورد این دو ماه پست مفصلی می‌نویسم. فعلاً متوجه شدم این مدت اتفاقات زیادی افتاده. مثلاً جیمیل فیلتره!! و من الان فاصله زیادی با شاخ درآوردن ندارم! و …

‌برچسب‌ها: 

شُتُر خدمت!

نگاشته شده به تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۸۸ در موضوع روزانه | ۳ دیدگاه

بالاخره زمانش رسید و شتر خدمت مقدس؟! سربازی دم در خونه ما هم خوابید! ظاهراً قراره روزهایی رو جوار امام هشتم در نیشابور مشغول یادگیری عقاید! و اصول رزم!  و سختی های زندگی! و … باشم. ممکنه برای همچون منی که سال‌ها صبح تا شب ماوس در دست راست و کیبرد در دست چپ بودم کمی سخته باشه نارنجک و تفنگ! دست بگیرم. اما بقول حکیم سخن:

به جنگ اندرون بود لشکر سه(۲) ماه!
بدادند سرها ز بهر کلاه
چنین است رسم سرای سپنج
گهی ناز و نوش و گهی درد و رنج

و این چنین است که ما هم رخت رزم بر تن کرده و رفتیم بزم!
یا علـی.

‌برچسب‌ها: 

افسوس

نگاشته شده به تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۸ در موضوع روزانه | دیدگاه ها مسدود است

حکومت می‌پندارد با صدور احکام سنگین علیه متهمان حوادث اخیر بتواند هزینه‌ی گزافی را که در اثر بی درایتی خود موجب شده، جبران کند! در حالیکه این رفتارها هزینه‌ی بمراتب سنگین‌تر و غیر قابل برگشتی را بر نخبگان، مردم و در نهایت جمهوری اسلامی تحمیل خواهد کرد. راه حل درست همان بود که هاشمی طرح کرد. آزادی زندانیان. غیرمنصفانه ترین حکمی که می‌توان برای سیاست مداران صادر کرد منع از فعالیت‌های سیاسی است نه بیش از آن!
بیم آن دارم که حکومت دانسته یا ندانسته، با چشم بندی از قدرت و ثروت که راه بصیرتش را بسته، در چاهی که خود حفر کرده سقوط کند. آن زمان است که بجای بانک الله اکبر، باید وای افسوس سر دهیم!
حرف بسیار است و گوش نی!

‌برچسب‌ها: 

علی

نگاشته شده به تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۸۸ در موضوع روزانه | دیدگاه ها مسدود است

برادر، چراغ‌ها را باید روشن کرد
من از تو برای طلوع، بی تاب‌ترم
بگذار این مذهب جادو، در روشنی بمیرد،
تا “مذهب وحی” را ببینیم
چهره‌ی “علی” در روشنایی، زیبا و خدایی است
به تو و من – بی مذهب و مذهبی – هر دو،
علی را در تاریکی نشان داده‌اند

*دکتر شریعتی

‌برچسب‌ها: