بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘فیلم’

فلش فوروارد و پرندگان مرده

نگاشته شده به تاریخ ۱۷ دی ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, فیلم | ۲ دیدگاه

«سقوط بیش از هزار پرنده مرده از آسمان موجب شگفتی مردم این منطقه از جنوب ایالات متحده شد. بنابر این گزارش، با توجه به مرگ این پرندگان پیش از سقوط، محققان و کار‌شناسان زیست محیطی منطقه به دنبال کشف علت مرگ همزمان این تعداد پرنده آن هم در یک منطقه شده‌اند. به گفته کار‌شناسان گرچه پیش‌تر نیز این گونه مرگ پرندگان ـ البته نه به این وسعت و تعداد ـ رخ داده، اما پیش از این نیز تحقیق کار‌شناسان و محققان نتیجه‌ای در بر نداشت!» ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها:  

هنوز هم توتم پرستیم!

نگاشته شده به تاریخ ۸ دی ۱۳۸۹ در موضوع حکمت, فیلم | دیدگاه ها مسدود است
«هنوز هم توتم پرستیم. هر کسی توتم دارد. از میان اشیاء این عالم، هر کسی خود را با یکی از آن‌ها خویشاوند می‌یابد. احساس می‌کند که میان او و آن پیوندی است مرموز که حس می‌شود و وصف نمی‌شود و آن توتم او است. شخصیت خویش را در توتم خویش احساس می‌کند؛ خود را در آن می‌بیند: جایگاه آن «خود حقیقی» و راستین و پنهانی و صمیمیش را در توتمش می‌یابد. «توتم» هر کسی «خود» او است که در خارج از وی، وجود یافته و مجسم شده است…» ادامه ی نوشته
‌برچسب‌ها:    

کابوسی به نام لاست و عالمان دینی!

نگاشته شده به تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, فیلم, مذهب | ۱ دیدگاه

این روزها اکثر دوست داران سریال های زیرزمینی!‌ بشدت مشغول دنبال کردن و در واقع بدرقه سریال محبوب لاست (LOST) هستند. لاست محصول آمریکا که ساخت و پخش آن از ۲۰۰۴ آغاز شده و دیگر به انتهای راه خود رسیده است. سریالی با داستانی عجیب و سوال بر انگیز که بیننده را مجذوب خوب می کند. استفاده از لوکیشن فیلم برداری جزیره ای در هاوایی و مناظر زیبا و دل انگیز و سوالاتی که از اتفاقات مختلف بر مسافران پرواز ۸۱۵ اوشیانیک روی داد در قسمت های نخست این سریال در ذهن بیننده نقش بست و باعث شد سینماگران، تحلیل گران، مفسران، اندیشمندان و منتقدان (غیر ایرانی) در هر پست و منصبی و هر عقیده و مسلکی توجه خود را بر آن معطوف کنند و حتی سیر داستانی سریال را رصد کنند. لاست در چشم یک بیننده عادی داستانی جذاب و هیجان انگیز و شاید بهت آور باشد که فقط دقایقی سرگرمش کند و خیلی سطحی از کنار آن رد شود. اما قشر فرهنگی و بقولی تحصیل کرده دنیا نمی توانند بسادگی از کنار سوالات و شبهات و القائات مطرح شده از سوی کاراکترهایی که کاملاْ حساب شده و کارشناسی شده حرف می زنند و رفتار می کنند، عبور کنند.

لاست داستانی است از چالش دیرینه انسانها با درک و فهم خود از راز های خلقت و جهان بینی که بدان رسیده اند یا سوق داده شده اند. بیننده ریزبین و نه سطحی نگر در این داستان با سوالات بسیاری برخورد خواهد کرد. سوالاتی نه از جنس اینکه شماره های ۴ ۸ ۱۵ ۱۶ ۲۳ ۴۲ چیست و … که البته یافتن پاسخ برای آنها خالی از لذت نیست! بلکه سوالاتی از این دست که فلسفه خلقت انسان چه بوده؟ خیر و شر و جنگ این دو. آدم و حوا و فرزندانش. جبر و اختیار و حدود آن. آغاز و پایان دنیا. قبل و بعد دنیا. مرگ و زندگی. جاودانگی. نقش رهبری و اطلاعت پذیری و هزاران سوال در این حیطه که به نوعی از کودکی با آنها درگیر بوده است. خوشبختانه سازندگان سریال در پی مخفی کاری نبوده اند و عقاید و اندیشه های خود را به روشن ترین شیوه به بیننده انتقال داده اند. نمونه بارز آن نام گذاری کاراکتر های اصلی سریال همنام با اندیشمندان و فلاسفه غرب چون جان لاک، دیوید هیوم، دنیل فارادی و … بوده است. این روشن سازی و در لفافه و ثقیل نبودن متن داستان بیننده را به دو سمت متمایل می‌کند. نخست اینکه وی با مجذوب شدن در زرق و برق لوکیشن ها و کاراکترها و سوالات معمایی بطور ناخودآگاه اندیشه ها و افکار تزریق شده در داستان را در ذهن خود حک شده خواهد یافت و مدتی بعد با فلش بک (برگشت) به موضوعات داستان آنرا به زندگی و عقاید خود تعمیم خواهد داد. دوم اینکه بیننده از قبل دارای خط جهان بینی مشخصی بوده که بنا بر اقتضای تربیتی هر کیش و مسلکی آنرا فرا گرفته (جدا از اینکه چقدر بر آن عقیده ایمان داشته. به عنوان مثال در نظام تربیتی ایران هر کس مجبور به گذراندن چندین واحد مباحث بینش اسلامی است که شامل جهان بینی ها و فلسفه اسلامی است) حال این فرد در صورتی که یک انسان عادی و نه اندیشمند و فیلسوف و عالمی باشد که در این زمینه تخصص دارد با برخورد به سیر داستان و عقاید تبیین شده آن به سؤالات و شبهات زیادی برخورد خواهد کرد که شاید بتواند اندکی از آنان را پاسخ دهد اما طبیعتا نخواهد توانست آراء اندیشمندان غربی را به چالش کشاند! در این صورت یک ذهن پر سوال و شکاک و تشنه تفسیر صحیح و منطقی مطابق با آموزه های قبلی وجود دارد. حال سؤال اصلی اینجاست!چه کسی به این شبهات و سؤالات پاسخ خواهد گفت؟!

ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها: