بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مذهب’

قرآن را آنلاین گوش کنید

نگاشته شده به تاریخ ۱ خرداد ۱۳۹۰ در موضوع مذهب, معرفی سایت | ۱ دیدگاه

در این نوشته قصد دارم دو ابزار آنلاین برای تورق و شنیدار مجازی قرآن کریم معرفی کنم. شاید تجربه‌ی استفاده از نرم افزارهای آموزش ترتیل قرآن کریم را داشته باشید. نرم افزارهای معمول که اغلب بر روی لوح فشرده منتشر می‌شوند دارای محدودیت‌هایی از قبیل عدم تعدد قاری و ترجمه‌ها، پیش نیازهای نرم افزاری، عدم پشتیبانی از تمامی سیستم‌های عامل، پایگاه داده محدود و… می‌باشند. اما قرآن آنلاین این مشکلات را نخواهد داشت. شما می‌توانید در بستر یک سایت و در اختیار داشتن تمامی امکانات و تنظیمات (حتی بیشتر از نرم افزارهای تحت سیستم عامل) و حتی بدون نیاز به ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها:    

انتظار؛ آتش‌فشان قهر ملت‌های دربند است!

نگاشته شده به تاریخ ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, سیاسی, مذهب | دیدگاه ها مسدود است

«انتظار یک نوید و عامل خوش بینی تاریخی است، عامل توجیه وراثت مبارزه، تسلسل تاریخی، جبر تاریخی، ایمان به عدالت و پیروزی حقیقت و ایمان و نابودی قطعی ستم و ظلم و پلیدی در سرنوشت انسان و ایمان به اینکه تاریخ در زندگی نوع بشر بر روی همین زمین و پیش از مرگ، نه در قیامت و پس از مرگ، به پیروزی ستم دیدگان و نابودی ستمکاران منتهی خواهد شد. منتظر، انسان مسلمان متعهدی است که هر لحظه در انتظار انفجار قطعی نظام‌های ضد انسانی است و همواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی و بدر دومی که با شمشیر علی و زره پیغمبر و به دست فرزند پیغمبر و علی برپا می‌شود، آماده می‌کند. ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها:      

درک دوره‌ ی پیش از ظهور

نگاشته شده به تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, مذهب | ۱ دیدگاه

«همه انبیاء و اولیا الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» به نظر شما این دوره کدام دوره است که همه انبیاء و اولیاء الهی آرزوی زندگی در آن را دارند؟ از ابراهیم و نوح و عیسی و موسی بگیر تا محمد (ص) و علی (ع). طبق دانسته‌های هر مسلمانی چه مومن و چه کم ایمان و احادیث و متواترات به ذهن باید دوره حکومت امام زمان (عج) بوده باشد که عدل حقیقی گسترانیده شده و ظلم ریشه کن خواهد شد. طبیعی است که به غیر از این ممکن نیست. چون همهٔ امامان و انبیاء نوید ظهور منجی آخرالزمانی را داده‌اند که در جهانی پر از ظلم و جور و تبعیض و بی‌عدالتی خواهد آمد آن هم با آن کیفیتی که شنیده‌ایم. ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها:    

قاعدین زمان؛ هست‌ها و نیست‌ها

نگاشته شده به تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, سیاسی, مذهب | ۳ دیدگاه

این نوشته را ۴ سال پیش در وبلاگ سابقم نوشته بودم که با توجه به حذف شدن مطالب از وبلاگ و اقتضای زمانی و بحث های امروزی که دوباره بر گرد حجتیه و نئوحجتیه! ها می گردد مجددا منتشر می کنم. توضیح اینکه قصدم واکاوی انجمن حجتیه بوده و به نئوحجتیه ها در این یادداشت پرداخته نشده است.

۱) بعد از سال ۱۳۲۰ فرقه‌ی بهائیت بشدت در حال نفوذ و گسترش در قلب ایران بود. این نفوذ چنان شدت داشت که روحانیون و فقهای آن دوران به سمت خنثی‌سازی و مقابله با این جریان برآمدند. از این رو انجمن ضدبهائیت به مرور قبل از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۱ و توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولایی مشهور به حلبی تاسیس شد. مقصود حلبی از تاسیس انجمن فقط تربیت افرادی بود که در آینده کمک و یاور امام زمان باشند و همه‌ی تلاش وی گسترش صحیح و تعلیم درست دین اسلام و انتقال آن از نسل خود به نسلهای بعدی بود. از طرفی چون انجمن از همان ابتدا عضوگیری می‌نمود در گام نخست می‌توانست تقابلی باشد برای جریان فکری بهائیت.
یکی از مهمترین نکات اساسنامه‌ی انجمن این بند بود:
” انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هرنوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.” (۱)

حقیقت امر این است که این بند صرفاً جهت کسب مجوزهای لازم برای تاسیس قانونی انجمن در رژیم سابق بود. از بندی که در اساس‌نامه آمده مشخص بود که انجمن نه کاری با رژیم دارد و نه با مخالفانش. چون وظیفه‌ و هدفی جدا از بازی‌های سیاسی و حکومتی داشت. نکته‌ی بعدی که از این بندِ اساس‌نامه می‌توان برداشت کرد طرز فکر سکولار مؤسسان انجمن بود. از آنجایی که صرف فعالیتهای انجمن را جلسات مذهبی و عقیدتی و دینی تشکیل می‌داد لزومی برآن نبود که مسائل سیاسی و حکومتی وارد بحثها شود تا اختلاف رأی و نظری ایجاد گردد. پس بنا به اصول یک جامعه‌ی سکولار دینی شخص موظف به پرورش و بسط اعتقادات و باورهای دینی خود است. امور حکومتی در نشر و گسترش مذهب نمی‌توانند جایگاه ویژه‌ای داشته باشند. هر چند که انجمن از سیاست‌ِ موازنه بهره جست تا توانست به عنوان یک مؤسسه‌ی صرف دینی در رژیم طاغوت فعالیت کند. که این خود نقطه‌ی عطفی بود برای وی، تاریخ دیگر کمتر تشکیلاتِ مذهبی را چنین منسجم و وسیع به خود خواهد دید.

ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها: 

کابوسی به نام لاست و عالمان دینی!

نگاشته شده به تاریخ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در موضوع اجتماعی, فیلم, مذهب | ۱ دیدگاه

این روزها اکثر دوست داران سریال های زیرزمینی!‌ بشدت مشغول دنبال کردن و در واقع بدرقه سریال محبوب لاست (LOST) هستند. لاست محصول آمریکا که ساخت و پخش آن از ۲۰۰۴ آغاز شده و دیگر به انتهای راه خود رسیده است. سریالی با داستانی عجیب و سوال بر انگیز که بیننده را مجذوب خوب می کند. استفاده از لوکیشن فیلم برداری جزیره ای در هاوایی و مناظر زیبا و دل انگیز و سوالاتی که از اتفاقات مختلف بر مسافران پرواز ۸۱۵ اوشیانیک روی داد در قسمت های نخست این سریال در ذهن بیننده نقش بست و باعث شد سینماگران، تحلیل گران، مفسران، اندیشمندان و منتقدان (غیر ایرانی) در هر پست و منصبی و هر عقیده و مسلکی توجه خود را بر آن معطوف کنند و حتی سیر داستانی سریال را رصد کنند. لاست در چشم یک بیننده عادی داستانی جذاب و هیجان انگیز و شاید بهت آور باشد که فقط دقایقی سرگرمش کند و خیلی سطحی از کنار آن رد شود. اما قشر فرهنگی و بقولی تحصیل کرده دنیا نمی توانند بسادگی از کنار سوالات و شبهات و القائات مطرح شده از سوی کاراکترهایی که کاملاْ حساب شده و کارشناسی شده حرف می زنند و رفتار می کنند، عبور کنند.

لاست داستانی است از چالش دیرینه انسانها با درک و فهم خود از راز های خلقت و جهان بینی که بدان رسیده اند یا سوق داده شده اند. بیننده ریزبین و نه سطحی نگر در این داستان با سوالات بسیاری برخورد خواهد کرد. سوالاتی نه از جنس اینکه شماره های ۴ ۸ ۱۵ ۱۶ ۲۳ ۴۲ چیست و … که البته یافتن پاسخ برای آنها خالی از لذت نیست! بلکه سوالاتی از این دست که فلسفه خلقت انسان چه بوده؟ خیر و شر و جنگ این دو. آدم و حوا و فرزندانش. جبر و اختیار و حدود آن. آغاز و پایان دنیا. قبل و بعد دنیا. مرگ و زندگی. جاودانگی. نقش رهبری و اطلاعت پذیری و هزاران سوال در این حیطه که به نوعی از کودکی با آنها درگیر بوده است. خوشبختانه سازندگان سریال در پی مخفی کاری نبوده اند و عقاید و اندیشه های خود را به روشن ترین شیوه به بیننده انتقال داده اند. نمونه بارز آن نام گذاری کاراکتر های اصلی سریال همنام با اندیشمندان و فلاسفه غرب چون جان لاک، دیوید هیوم، دنیل فارادی و … بوده است. این روشن سازی و در لفافه و ثقیل نبودن متن داستان بیننده را به دو سمت متمایل می‌کند. نخست اینکه وی با مجذوب شدن در زرق و برق لوکیشن ها و کاراکترها و سوالات معمایی بطور ناخودآگاه اندیشه ها و افکار تزریق شده در داستان را در ذهن خود حک شده خواهد یافت و مدتی بعد با فلش بک (برگشت) به موضوعات داستان آنرا به زندگی و عقاید خود تعمیم خواهد داد. دوم اینکه بیننده از قبل دارای خط جهان بینی مشخصی بوده که بنا بر اقتضای تربیتی هر کیش و مسلکی آنرا فرا گرفته (جدا از اینکه چقدر بر آن عقیده ایمان داشته. به عنوان مثال در نظام تربیتی ایران هر کس مجبور به گذراندن چندین واحد مباحث بینش اسلامی است که شامل جهان بینی ها و فلسفه اسلامی است) حال این فرد در صورتی که یک انسان عادی و نه اندیشمند و فیلسوف و عالمی باشد که در این زمینه تخصص دارد با برخورد به سیر داستان و عقاید تبیین شده آن به سؤالات و شبهات زیادی برخورد خواهد کرد که شاید بتواند اندکی از آنان را پاسخ دهد اما طبیعتا نخواهد توانست آراء اندیشمندان غربی را به چالش کشاند! در این صورت یک ذهن پر سوال و شکاک و تشنه تفسیر صحیح و منطقی مطابق با آموزه های قبلی وجود دارد. حال سؤال اصلی اینجاست!چه کسی به این شبهات و سؤالات پاسخ خواهد گفت؟!

ادامه ی نوشته

‌برچسب‌ها:      

انتظار

نگاشته شده به تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ در موضوع مذهب | ۳ دیدگاه

چه انتظار عجیبی،
تو بین منتظران هم غریبی،
عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت،
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی،
فقط نشسته و گفتیم
خدا کند که بیایی…

‌برچسب‌ها: 

ادواردو آنیلی

نگاشته شده به تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۶ در موضوع روزانه, مذهب, موسیقی | ۱۹ دیدگاه

ادواردو آنیلیچندین سال پیش بود که یکی از دوستان سی دی ای را برای تماشا به من امانت داد. آن روز فیلم را دیدم و حتی فرصت کپی از آن را نیز نیافتم و به خودش باز گرداندم. امروز بعد از آن همه سال در وب گردی هایم فیلم را آپلود شده روی سرور گوگل یافتم. خیلی خوشحال شدم. ا زدو بابت. یکی اینکه بعد از دیدن آن فیلم که ظاهراً از سیمای ایران نیز پخش شده بود به موضوع علاقه خاصی یافتم و مدتی را به جستجوی اطلاعات بیشتر پیرامونش پرداختم و دوم بخاطر موسیقی انتهای فیلم که با اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی رمیکس شده بود و پس از دیدن فیلم مطمئناً اشک آدم را در می‌آورد! آن اذان رمیکس شده با قطعه ای از ساخته های محمدرضا علیقلی بسیار دلنواز و شور انگیز بود. که هنوز هم بعد از هفت-هشت سال برایم تازه است. صدای سوزناک موذن زاده و مظلومیتی که در دینی به نام اسلام نهفته است!

اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی است. “ادواردو آنیلی” (Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور” جیووانی آنیلی” ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا ،آلفارمو، ایوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتیراژ “لاستامپا” و “کوریره دلاسرا” ، باشگاه اتومبیل رانی فراری وباشگاه فوتبال یوونتوس می باشد.”

شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که وی را به کام مرگ کشاند و …

اگر در مورد وی چیزی نمی دانید پیشنهاد میکنم فیلم مستندش را اینجا ببینید یا از دانلود کنید. (۱۵۴ مگابایت) همینطور می توانید از طریق این سایت اطلاعاتی پیرامون وی کسب کنید. (اما پیشنهادم همان فیلم است)

اذان مرحوم موذن زاده با آهنگ پس زمینه رمیکس شده که کاری بسیار زیبا است از اینجا دانلود کنید.

‌برچسب‌ها: 

اللهم العن…

نگاشته شده به تاریخ ۲۸ دی ۱۳۸۶ در موضوع اجتماعی, روزانه, مذهب | ۲ دیدگاه
imam-hossain-ashura.jpg

اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.

*عکس از نوید

‌برچسب‌ها: 

عید مبارک

نگاشته شده به تاریخ ۲۰ مهر ۱۳۸۶ در موضوع روزانه, مذهب | ۳ دیدگاه

fetr.jpg

عیدتون مبارک. شدیداً التماس دعا. یا علی

‌برچسب‌ها: