بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘مذهب’

مهمان خدا

نگاشته شده به تاریخ ۲۴ شهریور ۱۳۸۶ در موضوع روزانه, مذهب, موبایل | ۲۶ دیدگاه

ماه رمضان هم رسید و ما دوباره مهمان خدا شدیم. با همه‌ی مشکلاتی که در این ماه با آن گریبان گیرم (به هم خوردن نظم برنامه‌ها، تغییر اجباری عادات روزانه، سردردهای مکرر و …) بسیار دوستش می‌دارم. از بی موقع بیدار شدن هایش برای سحر تا ربنای استاد هنگام افطار. این چند سال اخیر هم که سریال‌های تلخ و ترش و شیرین و ملس! که به خوردمان می‌دهند! همه و همه را دوست دارم. و بیشتر صفا و صمیمیت و خلوصی که در این ماه نهفته. افزایش محسوس نمازگزاران در نمازخانه‌‌ها و مساجد را دوست دارم (حتی اگر یک ماه دوام بیاورد!) حتی بدخلقی و بدعنقی و بی حوصلگی در ارتباطات مردم را هم دوست دارم! رمضان بسیار زیباست و امیدوارم همگی بتوانیم از سفره‌ای که در خانه‌ی خدا گسترده شده بهره کافی را ببریم.

در گشت و گذار اینترنت به برنامه‌ی بسیار زیبا و در خور این ماه برخوردم که برای موبایل (تلفن همراه) نوشته و ارائه شده است. برنامه‌ی “مهمان خدا” برنامه‌ای است که اکثر نیازهای شما روزه داران را در این ماه مبارک برطرف خواهد نمود. این برنامه خوشبختانه با زبان جاوا (محدودیتی در نوع گوشی وجود ندارد) و در ۴ نسخه مختلف برای قابلیت اجرا در گوشی‌های گوناگون و بطور رایگان! و با محیطی بسیار زیبا عرضه شده. بخش‌های متنوعی از جمله: احکام روزه، ادعیه‌ها، مناسبت‌ها، مشاوره تندرستی، مشاوره تغذیه، زنگ یادآوری (جهت پخش اذان و بیدار نمودن شما به هنگام سحر با قابلیت انتخاب شهر) را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. من این برنامه را روی گوشی Nokia 6630 بدون هیچ مشکلی نصب کردم و برنامه نویسان دوست داشتنی‌اش را دعا نمودم! شما نیز برای استفاده از این برنامه در ماه مبارک شتاب کنید که این روزها خیلی زود می‌آیند و میگذرند و ما در غفلتیم.

نرم افزار مهمان خدا، مخصوص ماه مبارک رمضان

پس نوشت: متاسفانه سایت بالا ظاهراً دچار مشکل شده است و دسترسی ممکن نیست. فایلی که دانلود کرده بودم را آپلود کردم برای استفاده موقت. امیدوارم با گوشی شما سازگاری داشته باشد. (با سری ۶۰ نوکیا که مشکلی نداشته) لینک دانلود

التماس دعا.

‌برچسب‌ها:  

عید مبارک

نگاشته شده به تاریخ ۶ شهریور ۱۳۸۶ در موضوع روزانه, مذهب | ۴ دیدگاه

 

 

 

 

‌برچسب‌ها: 

موتور هزاری‌ها و یا مهدی

نگاشته شده به تاریخ ۲ شهریور ۱۳۸۶ در موضوع اجتماعی, سیاسی, مذهب | ۱۰ دیدگاه

دیروز وقتی از کتابخانه برمی‌گشتم صدای گاز دادن موتورها نظرم را جلب کردم. رو کردم به خیابان و دیدم یک دسته موتور هزار (پرشی) با بوق و سرنا نزدیک می‌شوند. به نظر صد موتورسواری می‌شد. اغلب‌شان چفیه یا پارچه ای روی صورت بسته بودند و به شدت گاز می‌دادند. شاید بنزین برای آنان سهمیه بندی نشده بود که چنین پر گاز می‌رفتند! از این رژه‌ها کم ندیده ا‌یم و شاید دیگر عادت کرده‌ایم اما چیزی که مرا می‌رنجاند و دلم را به درد می‌آورد، سوء استفاده و تخریبی است که به نام دین انجام می‌گیرد. فقط کافی است این محیط را شبیه سازی کنید:

حدود صد موتور پرشی، پرگاز، با سوارانی بی هویت! با بوق زدن‌های مقطع! با آن ابهت و ترس و هراسی که به یکباره بر دل رهگذران می‌نشیند در خیابانهایی که صلح و روزمرگی در آن جاری است،‌ پیش رویت ببینی. و افسوس و صد افسوس با پرچم‌های سبز رنگی که “یا مهدی ادرکنی” بر آن نقش بسته! فقط کافی ‌است نیمی از افرادی که این صحنه را می‌بینند مثل من سست ایمان باشند. چه اتفاقی می‌افتد؟ مگر نه اینکه ممکن است همین ایمان اندکی که برایشان باقی مانده از کف بدهند؟ و از دین و اسلام و مهدی، بیزار شوند؟ و چه مظلوم است مهدی که مبلغانش به جای امنیت و آرامش، رعب و وحشت بر دل مسلمانانش ‌بنشانند.

از دیروز این حرف‌ها در دلم غلیان می‌کرد. باید بازگو می‌شد. باید می‌گفتم ایها الناس، این بدبختانی که می‌بینید هیچ نسبتی با مهدی، با منجی و با امام رئوف و مهربان شما ندارند. اینها فقط فریب خوردگانی هستند که باید برای هدایتشان دعا کرد! و … ادامه نمی‌دهم چون ممکن است عنان از کف برهانم!

‌برچسب‌ها: 

صد خدا

نگاشته شده به تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۸۶ در موضوع روزانه, مذهب | ۶ دیدگاه

چند روز پیش در نمازخانه‌ی کتابخانه، وسط نماز چشمم به مطلبی که مقابلم  به دیوار نصب بود افتاد.

“بنده‌ی من! تو هنگامی که به نماز می‌ایستی من آنچنان به سخنانت گوش فرا میدهم که گویی همین یک بنده را دارم، ولی تو چنان غافلی که گویی صد خدا داری!”

فکر می‌کنید خواندن این مطلب آن هم در میان نماز! چه حسی بر آدم تحمیل میکند!؟

‌برچسب‌ها: