<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوله پشتی &#187; اجتماعی</title>
	<atom:link href="http://kuleposhti.ir/category/%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://kuleposhti.ir</link>
	<description>یادداشت هایی پیرامون آی تی و نجوم</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 09:49:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.3</generator>
		<item>
		<title>وبلاگستان فارسی در گذر ایام</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1390/06/persianblogday/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1390/06/persianblogday/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Sep 2011 11:59:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[وب 2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[انسداد]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[وب2]]></category>
		<category><![CDATA[وبلاگ]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=1293</guid>
		<description><![CDATA[امروز ۱۶ شهریور و به عبارتی روز وبلاگستان فارسی است. انصاف نبود که به مناسبت این روز وبلاگ خاک خورده‌ام را تکانی نداده و اعلام حیات وبلاگی نکنم. در مورد وبلاگ و وبلاگستان زیاد گفتیم و شنیدیم. در طول ده سالی که وبلاگ را شناختم و گاهی نوشتم و شاید خواندند، بودند و هستند نویسندگانی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز ۱۶ شهریور و به عبارتی <a href="http://www.persianblogsday.com/" target="_blank">روز وبلاگستان فارسی</a> است. انصاف نبود که به مناسبت این روز وبلاگ خاک خورده‌ام را تکانی نداده و اعلام حیات وبلاگی نکنم. در مورد وبلاگ و وبلاگستان زیاد گفتیم و شنیدیم. در طول ده سالی که وبلاگ را شناختم و گاهی نوشتم و شاید خواندند، بودند و هستند نویسندگانی که وبلاگستان فارسی مدیون آنهاست. آن اوایل وبلاگ نویسی با «سردبیر خودم» شناخته می‌شد. دلیلش هم این بود که «حسین» در آن سوی مرز‌ها، منتقل کننده فرهنگ وبلاگ نویسی که آنجا از آب و گل درآمده بود، به ایران و جمع فارسی زبانان بود.</p>
<p><span id="more-1293"></span>جدا از انتقادهایی که به محتوا و طرز فکرش داشتم، انصافاً رسالت تعریف جایگاه وبلاگ نویسی در بین فارسی زبانان، را به خوبی انجام داد.آن زمان غالب وبلاگ نویس‌های مطرح در ژانر سیاسی-اجتماعی فعالیت می‌کردند. سنگینی وزنه هم به نفع اصلاح طلبان بود چون اصولگرایی‌‌زاده نشده بود و نقطه مقابل اصلاح طلبان آشنایی کافی با این پدیده‌ی جدید نداشتند.با به صحنه آمدن دانه درشت‌های سیاست در این عرصه، این پدیده‌ی جدید در بین بزرگان و لایه‌های بالای حکومتی هم راه پیدا کرد و به قولی جدی گرفته شد! نمونه‌اش «محمدعلی ابطحی» با وبلاگ «وب‌نوشته‌ها»! بعد از انتخابات سال ۸۴ و بتدریج که حضور وبلاگ نویسان نسل اول کم رنگ شُدانده شد! ژانر وبلاگ‌ها نیز تغییر کرد. وبلاگ نویسان جدید و قدیم ترجیح دادند به دور از سیاست و خطرات آن! به سراغ تکنولوژی بروند تا هم فال باشد و هم تماشا. «مزیدی» نامی آشنا در این عرصه بود. شاید بتوان گفت نقش «حسین درخشان» را بازی کرد این بار برای جامعه آی‌تی نویسان. این دوران مواجه بود با ظهور وب۲ و سرویس‌هایی مثل ا. ورکات و شبکه‌های اجتماعی که شیرینی مباحث را دو چندان می‌کرد. در ابتدای شروع این دوران هم طبق معمول کمیت نقش اصلی داشت و کیفیت مهجور بود اما در دو-سه سال اخیر وضعیت رو به بهبودی یافته و آی‌تی نویسان سعی می‌کنند به سراغ تولید محتوا بروند تا ترجمه و بازنشر مطالب. به هر حال بنظر می‌رسد با گسترش شبکه‌های اجتماعی، می‌نیمال نویسی و مجله نویسی، در آینده‌ای نه چندان دور وبلاگ‌ نویسی (در تعریف ابتدایی) جایگاه پیشین خود را از دست بدهد. شاید روزی فرا رسد که فقط خاطره‌ای از وبلاگ در ذهن ما باقی باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="http://www.persianblogsday.com"><img class="aligncenter size-full wp-image-1296" title="persianblogday" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2011/09/persianblogday.jpg" alt="" width="408" height="576" /></a></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=1293" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1390/06/persianblogday/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتظار؛ آتش‌فشان قهر ملت‌های دربند است!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/11/expectation-protest-faith/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/11/expectation-protest-faith/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 Jan 2011 10:18:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراض]]></category>
		<category><![CDATA[انتظار]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب]]></category>
		<category><![CDATA[شریعتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=1048</guid>
		<description><![CDATA[«انتظار یک نوید و عامل خوش بینی تاریخی است، عامل توجیه وراثت مبارزه، تسلسل تاریخی، جبر تاریخی، ایمان به عدالت و پیروزی حقیقت و ایمان و نابودی قطعی ستم و ظلم و پلیدی در سرنوشت انسان و ایمان به اینکه تاریخ در زندگی نوع بشر بر روی همین زمین و پیش از مرگ، نه در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div id="_mcePaste">
<p>«انتظار یک نوید و عامل خوش بینی تاریخی است، عامل توجیه وراثت مبارزه، تسلسل تاریخی، جبر تاریخی، ایمان به عدالت و پیروزی حقیقت و ایمان و نابودی قطعی ستم و ظلم و پلیدی در سرنوشت انسان و ایمان به اینکه تاریخ در زندگی نوع بشر بر روی همین زمین و پیش از مرگ، نه در قیامت و پس از مرگ، به پیروزی ستم دیدگان و نابودی ستمکاران منتهی خواهد شد. منتظر، انسان مسلمان متعهدی است که هر لحظه در انتظار انفجار قطعی نظام‌های ضد انسانی است و همواره خود را برای شرکت در چنین انقلاب جهانی و بدر دومی که با شمشیر علی و زره پیغمبر و به دست فرزند پیغمبر و علی برپا می‌شود، آماده می‌کند.<span id="more-1048"></span> و بنابراین انتظار، مذهب اعتراض و نفی مطلق نظام حاکم و وضع موجود است؛ در هر شکلی. انتظار نه تنها از انسان سلب مسئولیت نمی‌کند، بلکه مسئولیت او را در سرنوشت خویش و سرنوشت حقیقت و سرنوشت انسان، سنگین، فوری، منطقی و حیاتی می‌کند». &#8211; دکتر علی شریعتی- ۸م آبان ۱۳۵۰</p>
<p>دلیل شریعتی برای تاکید بر مسلمان بود منتظر را باید در تعریف وظایف منتظر در اسلام یافت که موضوع سخن وی در این گفتار بود. و اگر نه بی شک تمامی ادیان آسمانی و حتی برخی ادیان ساخته بشر (با تقلید از حقانیت انتظار موعود در ادیان الهی) به نوعی منتظر قیام جهانی مظلوم علیه ستمگر هستند. اعتراضی بودن انتظار به معنی تنها نشستن و انتظار کشیدن نیست. فوری و حیاتی بودن سرنوشت انسان به منزله اعتراض لحظه به لحظه‌ای اوست. اعتراض به &#8220;وضع موجود، به هر شکلی&#8221;. این اعتراض در نظام‌هایی که مذهب رسمی آن اسلام و حاکمان آن مسلمان هستند، &#8220;اصلاح&#8221; نامیده شد. اگر &#8220;اصلاح&#8221; وضع موجود به شکل درست و فوری و منطقی و حیاتی صورت نپذیرفت، به &#8220;انفجار&#8221; بدل خواهد گشت. و این انفجار هزینه‌ای دوچندان بر پیکره انسانی نظام وارد می‌کند، چرا که، بر وجاهت عقلانی و کارایی حکومت اسلامی ضربه‌ای جبران ناپذیر و شاید غیرقابل بازگشت وارد کند. ضربه‌ای که هر از چند گاهی پیش لرزه‌های آن را می‌توان دید! تفاوت نظام غیراسلامی و نظام اسلامی در خطیر و سنگین بودن هدایت آن است، وگرنه هر نظام و حکومتی پتانسیل فساد و آلایش را در خود دارد. ای کاش و ای کاش کمی به خود آییم.</p>
<p>پی‌نوشت: چشم‌ها را باید شست. جور دیگر باید دید.</p>
<p>ارجاعات: <a href="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2011/01/entezar.pdf" target="_blank">انتظار؛ مذهب اعتراض &#8211; دکتر علی شریعتی</a> (PDF-420Kb)</p>
</div>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=1048" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/11/expectation-protest-faith/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>درک دوره‌ ی پیش از ظهور</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Jan 2011 09:44:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>
		<category><![CDATA[منجی]]></category>
		<category><![CDATA[یارانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=980</guid>
		<description><![CDATA[«همه انبیاء و اولیا الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» به نظر شما این دوره کدام دوره است که همه انبیاء و اولیاء الهی آرزوی زندگی در آن را دارند؟ از ابراهیم و نوح و عیسی و موسی بگیر تا محمد (ص) و علی (ع). طبق دانسته‌های هر مسلمانی چه مومن و چه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«همه انبیاء و اولیا الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» به نظر شما این دوره کدام دوره است که همه انبیاء و اولیاء الهی آرزوی زندگی در آن را دارند؟ از ابراهیم و نوح و عیسی و موسی بگیر تا محمد (ص) و علی (ع). طبق دانسته‌های هر مسلمانی چه مومن و چه کم ایمان و احادیث و متواترات به ذهن باید دوره حکومت امام زمان (عج) بوده باشد که عدل حقیقی گسترانیده شده و ظلم ریشه کن خواهد شد. طبیعی است که به غیر از این ممکن نیست. چون همهٔ امامان و انبیاء نوید ظهور منجی آخرالزمانی را داده‌اند که در جهانی پر از ظلم و جور و تبعیض و بی‌عدالتی خواهد آمد آن هم با آن کیفیتی که شنیده‌ایم. <span id="more-980"></span>اما گویا در صحت این دانسته‌ها و تعلیماتی که سینه به سینه از ۱۴۰۰ سال پیش به ما ارث رسیده، باید شک کرد. در این شک بیشتر مطمئن می‌شویم وقتی که علما و فضلا و مراجع و بقولی فقیهان زمان که در دوران غیبت امام معصوم باید به آن‌ها مراجعه کرد در مقابل جملهٔ «همهٔ انبیاء و اولیاء الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» سکوت می‌کنند و گویی گوینده این جمله بر حق بوده است و روزگاری که انتظارش را می‌کشیدیم رسیده است و «این دوره» یعنی سال ۱۳۸۹ هجری شمسی برابر با ۱۴۳۲ هجری قمری و ۲۰۱۱ میلادی،‌‌ همان روزگار موعود است منتهی ظهور حضرتش به تاخیر افتاده است! ‌ که احتمالاً بخاطر این بوده که یک «واسطهٔ فیض امام» عالِم و عامل در کرسی خدمت گذاری جلوس کرده و به عنوان دستیار یا معاون اول ایشان مشغول آماده سازی و تدارک مقدمات ظهورش می‌باشد. پر واضح است که اهداف و سیاست‌های آن بزرگِ خدمت گذار «طرح امام زمان» خواهد بود و یقیناً تاییدیه کتبی و شفاهی ایشان را به همراه داشته است که اجرایی شده. و البته برکات این طرح هم «پول امام زمان است و نباید به درآمد‌های (احتمالاً آلوده‌ی) موجود در جیب مردم قاطی شده و خراب شود».<br />
این همه گفتیم و شنیدیم و نوشتیم که یادگاری باشد در دوره‌ای که «همه انبیاء و اولیای الهی آرزوی زندگی کردن در آن را داشتند». قضاوت با خودتان.<br />
پی نوشت:<br />
» کلیهٔ حقوق جملات داخل گیومه مربوط است به «دکتر محمود احمدی‌نژاد؛ رئیس دولت دورهٔ ۱۳۸۴ الی اکنون»</p>
<p>» ارجاعات: <a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?id=176172" target="_self">+</a> ، <a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=51471" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/140661" target="_blank">+</a> ، <a href="http://ebratnews.com/?part=news&amp;inc=news&amp;id=29441" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30171957" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.khabaronline.ir/news-117305.aspx" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.khabaronline.ir/news-116809.aspx" target="_blank">+</a></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=980" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فلش فوروارد و پرندگان مرده</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/10/birds-flashforward-mind-control/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/10/birds-flashforward-mind-control/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Jan 2011 14:33:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[flash forward]]></category>
		<category><![CDATA[mind control]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=923</guid>
		<description><![CDATA[«سقوط بیش از هزار پرنده مرده از آسمان موجب شگفتی مردم این منطقه از جنوب ایالات متحده شد. بنابر این گزارش، با توجه به مرگ این پرندگان پیش از سقوط، محققان و کار‌شناسان زیست محیطی منطقه به دنبال کشف علت مرگ همزمان این تعداد پرنده آن هم در یک منطقه شده‌اند. به گفته کار‌شناسان گرچه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>«سقوط بیش از هزار پرنده مرده از آسمان موجب شگفتی مردم این منطقه از جنوب ایالات متحده شد. بنابر این گزارش، با توجه به مرگ این پرندگان پیش از سقوط، محققان و کار‌شناسان زیست محیطی منطقه به دنبال کشف علت مرگ همزمان این تعداد پرنده آن هم در یک منطقه شده‌اند. به گفته کار‌شناسان گرچه پیش‌تر نیز این گونه مرگ پرندگان ـ البته نه به این وسعت و تعداد ـ رخ داده، اما پیش از این نیز تحقیق کار‌شناسان و محققان نتیجه‌ای در بر نداشت!»<span id="more-923"></span><img class="aligncenter size-full wp-image-926" title="deadcrows" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2011/01/deadcrows.jpg" alt="" width="300" height="242" /></p>
<p>چه قصهٔ آشنایی است اگر سریال <a href="http://www.imdb.com/title/tt1441135/">Flash Forwards</a> را دیده باشیم! سریالی که ساخت آن در سال ۲۰۰۹ شروع و پس از یک فصل متوقف شد! صبح روز ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹، تمام مردم دنیا به شکلی غیرقابل باور به مدت دو دقیقه و هفده ثانیه، از هوش می‌روند و آنهایی که جان سالم به در برده‌اند وقتی به هوش می‌آیند متوجه خاطراتی می‌شوند که هیچوقت تجربه نکرده‌اند. کارگاه نقش اول سریال شواهدی را از عمدی بودن این اتفاق پیدا می‌کند. پیگیری‌های بیشتر یک مورد عجیب را نشان می‌دهند. مرگ مشکوک کلاغ‌ها در آمریکا و اتفاقی نظیر این در سومالی و رسیدن به یک مجموعه آزمایشگاهی مغناطیسی و اینکه آزمایش مذکور در مقیاس بزرگ‌تر و زمین انجام شده باشد؟! و&#8230; تاثیرگذاری آزمایشات بر حیوانات و اکنون انسان‌ها. این روابط وقتی عجیب‌تر می‌شود که پاسخی برای توقف این سریال محبوب نیافته باشیم! ناگفته نماند این مرگ دسته جمعی پرندگان نمونه های مشابه بسیاری در سراسر جهان و حتی در ایران داشته است.!</p>
<p>سوال: مرگ پرندگان و ماهی‌ها به چه علت بوده است؟ چرا هیچ نتیجه‌ای از بررسی‌های قبلی منتشر نشده است؟ ماهیت سریال فلش فوروارد افشاگرانه بوده یا نقش آماده سازی اذهان را داشته است؟ چه خطراتی انسان‌ها و زمین را تهدید می‌کند؟ آیا پشت پرده این اتفاقات آزمایش‌هایی نظیر هارپ بوده است؟ آیا مرگ پرندگان بخاطر نورافشانی های شهری بوده؟ هدف سازندگان از ساخت سریال‌هایی با موضوعات مافوق بشری و علوم غریبه نظیر فلش فوروارد، فرینج، سوپرنچرال و&#8230; چیست؟! آیا همه این رخدادها اتفاقی است؟!</p>
<p>اطلاعات بیشتر:<br />
» <a href="http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30167905">مرگ دسته جمعی ماهی ها و پرندگان در ایالت آرکانزاس آمریکا</a><br />
» <a href="http://www.iribnews.ir/Default.aspx?Page=MainContent&amp;news_num=264787">نگرانی از مرگ مشکوک پرندگان در سوئد</a><br />
» <a href="http://www.imdb.com/title/tt0056869/">فیلم پرندگان ساخته آلفرد هیچکاک</a></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=923" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/10/birds-flashforward-mind-control/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نیمهٔ پرِ لیوانِ وطن پرستی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Dec 2010 22:03:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>
		<category><![CDATA[میهن پرستی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=892</guid>
		<description><![CDATA[روی درب دستشویی نوشته بود «مرگ بر ایران» کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا یک ایرانی باید این چنین اهانتی به خود و خانواده و کشورش بکند. دو دلیل به ذهنم رسید. یک: سیستم حکومتی و سیاست مداران کشور این دیدگاه را ایجاد می‌کنند. چگونه؟ انسان موجودی است پاک و خوب دوست. خوب‌ها در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روی درب دستشویی نوشته بود «مرگ بر ایران» کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا یک ایرانی باید این چنین اهانتی به خود و خانواده و کشورش بکند. دو دلیل به ذهنم رسید. یک: سیستم حکومتی و سیاست مداران کشور این دیدگاه را ایجاد می‌کنند. چگونه؟ انسان موجودی است پاک و خوب دوست. خوب‌ها در فطرت پاک انسان همیشه خوب بوده‌اند و مطلوب. ذهن انسان بطور ناخودآگاه بدی‌ها را سریع‌تر و راحت‌تر از خوبی‌ها تشخیص می‌دهد. مثل یک قطره جوهر بر روی کاغذ سفید! <span id="more-892"></span>ما بطور عامیانه می‌گوییم نیمه خالی لیوان را دیدن. نیمه پر لیوان خوبی‌ها، داشته‌ها، سرمایه‌ها و ارزش‌هایی است که عمر خود را برای رسیدن به آن صرف می‌کنیم. نیمه خالی لیوان همه آن بدی‌هایی است که با ضعف خود به آن رسیده یا بر ما تحمیل می‌شود. این تحمیل در سیستم حکومتی کشور از طرف حاکمان و سیاست مداران بودجود آمده. وطن پرستی، عرق ملی و آروزی داشتن کشوری خوش نام و پیشرفته، آرمانی است که حکومت وظیفه تبیین و حیات آن را دارد. اما چگونه است که این امر صورت نمی‌گیرد؟</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-893" title="cho-iran-nabashad" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/12/cho-iran-nabashad.jpg" alt="" width="310" height="250" /></p>
<p>به زعم من برخی از سیاست مداران ما دچار خلط مبحث هستند. ابزار «دشمن سازی» همیشه به عنوان موفق‌ترین ابزار برای غلبه بر ذهن مردم یک کشور برای نیل به اهداف آن کشور ایفای نقش کرده است. آمریکا با این ابزار توانسته بر افغانستان و عراق یورش برده و همین کار را در آینده و اهداف دیگر تکرار کند. اما استفاده از آن برای سیاست‌های داخلی چگونه است؟ کشورهای غربی بر اساس طبیعت انسان گرایانه خود بر قهرمان سازی و قهرمان پروری تکیه کرده و درنتیجه نوعی اعتماد سازی و توانایی را بر باور ملت نشانده‌اند. ابزار سینما، اینترنت و&#8230; توانسته است این قدرت (وهم انگیز) را در آنان دو چندان کند که من (یک شهروند غربی) می‌توانم و باید برای رسیدن به اهداف کشورم برای زندگی و آیندهٔ بهتر تلاش کنم.! اما این روند در کشور ما چگونه است؟ قهرمان‌های دیروز دشمنان امروز‌اند. دو رئیس دولت و یک نخست وزیر ایران و وزیران و خانواده‌ها و دوستان ایشان عوامل دشمن و خائن و وطن فروش و هزار صفت نیمه خالی لیوان هستند که ۳۰ سال تمام کشور را غارت مادی و معنوی کرده‌اند. می‌بینیم که قهرمان سازی و الگوسازی چگونه اجرا می‌شود! یک لیست بلند بالا از مفسدین اقتصادی در جیب رئیس دولت است که هنوز نتوانسته است آن را افشا کند! می‌بینیم که همچنان مفسدین بر عدالت محوران احاطه دارند. رسانهٔ دولتی مته‌مان خودی و غیرخودی را بدون محاکمه و رای نهایی لجن مالی کرده و هر چه در عقبهٔ این کشور ارزش و قهرمان تلقی می‌شد پنبه می‌کند. گزارش‌های نابجا. آمارهای نادرست. برخوردهای حزبی و&#8230; می‌بینیم که ابزار رسانه بجای پرداختن به پیشرفت‌های علمی و معنوی کشور و تبیین آیندهٔ روشن و انرِژیک تمام توان خود را صرف محق جلوه دادن سیستم بیمار خود می‌کند. سیستم بیماری که خود آن‌ها را فاسد و خائن و&#8230; خوانده است. اگر هم موفقیتی باشد از فرط اغراق و برخورد ملوکانه و منافع شخصی یا حزبی، نمک ش زیاد شده و نوعی بزرگنمایی جلوه می‌کند. این دور باطل همچنان ادامه می‌یابد تا یک هم میهن چیزی جز سیاهی و تاریکی و نیمه خالی نبیند. بیفزایید اثرات تحریم، سیاست‌های نابجا و کار‌شناسی نشدهٔ اقتصادی، عدم ثبات شغلی، تورم، ناهنجاریهای اجتماعی و&#8230; (توجه کنید به چند کلمه آخر که چگونه بار منفی و سیاهی را در ذهن شما ایجاد می‌کند!) این دلیل دوم است!</p>
<p>«خود»مان در محاورات و بجث‌ها این بار منفی را منتقل می‌کنیم. صف‌های نانوایی، اتوبوس، محل کار، مهمانی‌ها و&#8230; دقت کنید به سوال خبرنگاران! «نظر شما راجع به تورم ناشی از اصلاح قیمت‌ها چیست؟» «چرا فتنه ۸۸ اتفاق افتاد؟» «علم بهتر است یا ثروت؟!» پاسخ همه این سوال‌ها نیمه خالی لیوان است! نیمه منفی که جامعه به آن دچار است پس سوال هم در همین راستا است و بقولی نان شب ملت! همین است. این اتفاق در اکثر کشور‌ها مرسوم است اما نه به این شدت! (که ناشی از دلیل نخست است). حال برگردیم به اول خط. اصلاح سیستم حکومتی بطور قطع از توان و محدوده دسترسی ما خارج است. اما به نظر می‌رسد اصلاح خود ممکن است. دیدن نیمه پر لیوان درحالیکه می‌دانیم لیوان نصفه و نیمه است. قبول کنیم که کشور ما منحصر بفرد است. مردمانش کم از مردمان سایر ملل نیستند. فرهنگ دیرینه و غنی دارد. اگر ضعفی است از سوء مدیریت هاست. از نادانی گذشتگان و امروزیان و آیندگان است. از اسلام‌اش نیست. از افراط و تفریط هاست. از دغل بازان و ریاکاران و دروغ بافان است. و در ن‌هایت از «خود» ما است! وطن پرست باشیم و خیرخواه میهن.</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=892" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قهوه تلخ؛ شیرین به کام ملت، تلخ به کام دولت</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Oct 2010 14:33:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[طنز تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/07/</guid>
		<description><![CDATA[طنز تلخ ژانری است که با درایت و پشتکار کارگردانی چون مهران مدیری وارد فرهنگ نقادی جامعه شده. کارهای مدیری هر کدام در جایگاه خود قابل بحث است. از ساعت خوش گرفته تا مرد هزار چهره و اکنون قهوه‌ی تلخ. هر کدام از مجموعه هایی که گروه مهران مدیری ( به نویسندگی امیرمهدی ژوله و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft size-full wp-image-842" style="border: 0pt none;" title="قهوه تلخ" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/10/xu5f2b05f4qxzhbkdux1.jpg" alt="" width="250" height="250" />طنز تلخ ژانری است که با درایت و پشتکار کارگردانی چون مهران مدیری وارد فرهنگ نقادی جامعه شده. کارهای مدیری هر کدام در جایگاه خود قابل بحث است. از ساعت خوش گرفته تا مرد هزار چهره و اکنون <a href="http://ghahvetalkh.net/">قهوه‌ی تلخ</a>. هر کدام از مجموعه هایی که گروه مهران مدیری ( به نویسندگی امیرمهدی ژوله و خشایار الوند) تولید کرده اند در ژانر طنز قرار دارند. ساعت خوش در ۱۳۷۳ و در اوج دولت سازندگی بر پایه طنز مطلق که گاهی به هجو می گرایید و کمتر به دردهای جامعه می پرداخت و آن هم نه بخاطر انتقاد که بخاطر سرگرمی و خنده تولید شد، پاورچین در ۱۳۸۱ ساخته شد که طنزی شیرین بود و بی حاشیه و این روند تا ۱۳۸۴ با نقطه چین و جایزه بزرگ ادامه داشت. از این سال به بعد بود که طنز مدیری تلخ تر شد. شب های برره، باغ مظفر و در نهایت مرد هزار چهره که اوج تلخی جامعه را به رخ مسئولان و دست اندر کاسه‌ها، کشید. همانطور که مجموعه هایش در دولت های پیش نیز با انتقاد همراه بود. البته تیم مدیری بی انصاف نبود و بسیاری خرده فرهنگ‌های غلط رایج در جامعه بحران زده‌ی پس از انقلاب را به ملت و مردمش گوشزد کرد.  جسارت در تولید این مجموعه ها مدیری را محبوب کرد و اصرار وی بر ادامه راهش که با مرد دو هزار چهره بر دشمنانش مسجل شد، کار را به جایی رساند که قهوه‌ی تلخ تلویحاً به رئیس دولت نهم و دهم تقدیم شود تا مخاطب اصلی این مجموعه کام تلخ دولت باشد.</p>
<p>ذکاوت بیان، دست گذاشتن بر دردهای جامعه  و در لفافه و مستعار سخن گفتن از شاخصه های طنز است که بخوبی و این‌بار با پرده پوشی کمتری در قهوه‌ی تلخ نمایش داده شده. در همان قسمت های اول تیر خلاص زده می‌شود. جایی که استاد تاریخ (زند کریمی) متوجه حفره‌ی تاریخی پنج ساله‌ای شد که در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده جز پارس نامه! و مبهوت از اینکه مگر در این دوره تاریخی کاری صورت نگرفته که چیزی ثبت نشده است؟! اگر موشکافانه به این موضوع بنگریم متوجه پنج سال ریاست احمدی نژاد (۸۴-۸۹) بر دولت می‌شویم! و اینکه هیچ کار مفیدی صورت نگرفته که در کتاب‌ها ثبت شود و تنها منبع پارس نامه=فارس نیوز است! شاید در برخورد اول این برداشت‌ها در نگاه تنگ نظران توهم آمیز جلوه کند اما واقعیت بیش از این است. عدم پخش مجموعه از رسانه ملی و تکذیب سفارش ساخت این مجموعه از طرف مدیران شبکه ۳ (بر خلاف بازدیدها از پروژه) نشان از تلخی بیش از حدی است که به کام این دولت و مسئولانش تحمیل شده. این تلخی برای همه دولت‌های قبل بوده است اما آنها کاسه‌‍ی انتقاد پذیریشان گودتر بود!</p>
<p>پیشنهادم این است که عینک نقادی خود را بر چشم زده و نگاهی دوباره بر قسمت های اول این مجموعه بیاندازید. آنگاه طنز تلخی را خواهید دید که به کام ملت شیرین و به کام دولت تلخ است!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=836" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک ربنا گرفتیم هفده ربنا دادیم!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 10:53:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمانی]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/06/</guid>
		<description><![CDATA[تابناک به نقل از ایسنا نوشت: با هدف تنوع بخشی و احترام به ذائقه‌های مختلف، ۱۷ قطعه صوتی ربنا تولید و در شبکه‌های سیما توزیع شد. بعد وقتی آقایون می فرمایند تحریم ها موجب پیشرفت روز افزون کشور است، مسخره می کنید! خب عزیز من چشم دارید ببینید! اول ربنای استاد شجریان رو تحریم می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=117641">تابناک</a> به نقل از ایسنا نوشت:<br />
با هدف تنوع بخشی و احترام به ذائقه‌های مختلف، ۱۷ قطعه صوتی ربنا تولید و در شبکه‌های سیما توزیع شد.</p>
<p>بعد وقتی آقایون می فرمایند تحریم ها موجب پیشرفت روز افزون کشور است، مسخره می کنید! خب عزیز من چشم دارید ببینید! اول ربنای استاد شجریان رو تحریم می کنند و بعد ییهو ۱۷ تا ربنای جدید تولید میشه! به این میگن پیشرفت در امورات کشور. به راستی که رئیس دولت درست گفت که آنقدر تحریم کنید که زیرپایتان علف سبز شود یا اینکه آرزوی من است بنزین (ربنای شجریان) تحریم شود! البته اینکه این ۱۷ ربنای تولیدی بتواند جای آن یک ربنا را بگیرد به جهنم مهم نیست!</p>
<p>به امید پیشرفت بعدی!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=732" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قاعدین زمان؛ هست‌ها و نیست‌ها</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Jul 2010 11:02:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن حجتیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/05/</guid>
		<description><![CDATA[این نوشته را ۴ سال پیش در وبلاگ سابقم نوشته بودم که با توجه به حذف شدن مطالب از وبلاگ و اقتضای زمانی و بحث های امروزی که دوباره بر گرد حجتیه و نئوحجتیه! ها می گردد مجددا منتشر می کنم. توضیح اینکه قصدم واکاوی انجمن حجتیه بوده و به نئوحجتیه ها در این یادداشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>این نوشته را ۴ سال پیش در وبلاگ سابقم نوشته بودم که با توجه به حذف شدن مطالب از وبلاگ و اقتضای زمانی و بحث های امروزی که دوباره بر گرد حجتیه و نئوحجتیه! ها می گردد مجددا منتشر می کنم. توضیح اینکه قصدم واکاوی انجمن حجتیه بوده و به نئوحجتیه ها در این یادداشت پرداخته نشده است.<br />
</strong></p>
<p><img class="size-full wp-image-617 alignleft" style="border: 0pt none;" title="انجمن حجتیه" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/07/View173.jpg" alt="" width="176" height="199" /></p>
<p>۱) بعد از سال ۱۳۲۰ فرقه‌ی بهائیت بشدت در حال نفوذ و گسترش در قلب ایران بود. این نفوذ چنان شدت داشت که روحانیون و فقهای آن دوران به سمت خنثی‌سازی و مقابله با این جریان برآمدند. از این رو انجمن ضدبهائیت به مرور قبل از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۱ و توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولایی مشهور به حلبی تاسیس شد. مقصود حلبی از تاسیس انجمن فقط تربیت افرادی بود که در آینده کمک و یاور امام زمان باشند و همه‌ی تلاش وی گسترش صحیح و تعلیم درست دین اسلام و انتقال آن از نسل خود به نسلهای بعدی بود. از طرفی چون انجمن از همان ابتدا عضوگیری می‌نمود در گام نخست می‌توانست تقابلی باشد برای جریان فکری بهائیت.<br />
یکی از مهمترین نکات اساسنامه‌ی انجمن این بند بود:<br />
<em>” انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هرنوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.” (۱)</em></p>
<p>حقیقت امر این است که این بند صرفاً جهت کسب مجوزهای لازم برای تاسیس قانونی انجمن در رژیم سابق بود. از بندی که در اساس‌نامه آمده مشخص بود که انجمن نه کاری با رژیم دارد و نه با مخالفانش. چون وظیفه‌ و هدفی جدا از بازی‌های سیاسی و حکومتی داشت. نکته‌ی بعدی که از این بندِ اساس‌نامه می‌توان برداشت کرد طرز فکر سکولار مؤسسان انجمن بود. از آنجایی که صرف فعالیتهای انجمن را جلسات مذهبی و عقیدتی و دینی تشکیل می‌داد لزومی برآن نبود که مسائل سیاسی و حکومتی وارد بحثها شود تا اختلاف رأی و نظری ایجاد گردد. پس بنا به اصول یک جامعه‌ی سکولار دینی شخص موظف به پرورش و بسط اعتقادات و باورهای دینی خود است. امور حکومتی در نشر و گسترش مذهب نمی‌توانند جایگاه ویژه‌ای داشته باشند. هر چند که انجمن از سیاست‌ِ موازنه بهره جست تا توانست به عنوان یک مؤسسه‌ی صرف دینی در رژیم طاغوت فعالیت کند. که این خود نقطه‌ی عطفی بود برای وی، تاریخ دیگر کمتر تشکیلاتِ مذهبی را چنین منسجم و وسیع به خود خواهد دید.</p>
<p><span id="more-614"></span></p>
<p>۲) خط مشی فقهی و شرعی انجمن بسیار جالب و قابل تامل است. چون همه‌ی اعضا یک نوع آموزه‌ی دینی داشتند و از یک کانال واحد و سازمان‌یافته تعلیم می‌دیدند، از این رو همه پایبند به اصول و فروع دین و مقلّد یکی از مراجع عظام آن زمان بودند. با توجه به اُسّ و اساس انجمن و صرف مذهبی بودن و اعتقاد به منجی، اکثر عالمان و مراجع از فعالیت‌های وی گلایه‌ و شکوه‌ای نداشتند. حتی برخی نیز به نیکی از وی پشتیبانی نموده و در ترویج آن برآمده بودند. قبل از انقلاب ۵۷ انجمن علی رغم فعالیت‌های مذهبی خود توانست بار دیگر از ساواک مجوز ادامه حیات بگیرد و مشخصاً به این دلیل که با سیاست کاری نداشت و به حکومت تشر نمیزد. تغییر وضعیت انجمن از زمانی شروع گردید که امام خمینی به عنوان مرجع و این‌بار رهبرِ انقلاب پا به عرصه‌ی سیاست گذاشت. از آن رو که انجمن به مبارزه و انقلاب چندان دل نبسته بود و امام را یاری نمی‌کرد و وی را صرفاً در کنار سایر مراجع یکسان می‌دید ( نه به عنوان ولی‌فقیه یا یک رهبر حکومت دینی ) و جریاناتی مانند نیمه‌ی شعبان ۵۷ که در اعتراض به جنایات رژیم و به دستور امام، جشن و چراغانی تحریم شده بود، اما انجمن این تحریم را زیرپا گذاشت و جملاتی نظیر:<br />
<em>“مشت بر درفش چه می‌تواند بکند…چه کسی با آمریکا می‌تواند طرف بشود… یک خودکاری دستش گرفته یک اعلامیه‌ای نوشته و می‌خواهد آمریکا را شکست بدهد”(۲)</em><br />
که منسوب به انجمنی‌ها می‌باشد و … باعث شد که امام با خط فکری انجمن مشکل اساسی پیدا کند. البته اینها همه ظاهر امر بودند و مشخص بود که اختلافها اساسی و بنیادی است. مانند تعریف از ولایت در دوران غیبت، حکومت دینی، مرجعیت و مبارزه و … که همگی مورد اختلاف بودند…. تا آنکه انقلاب به ثمر نشست.</p>
<p>۳) پس از انقلاب ۵۷ انجمن همچنان بر فعالیت خود ادامه می‌داد ولی اینبار باید جوابگوی فشارها و انتقادات هم می‌بود. نکته‌ای که برخی منتقدان از آن چشم پوشانده اند و در واقع اجحاف نموده‌اند حضور وسیع اعضای انجمن هم در پروسه‌ی انقلاب بود و هم در دوران بعد از انقلاب. شواهد و اسنادِ زنده‌ای موجود است از فعالیت‌ انجمنی‌ها در طول انقلاب و بعد از آن حتی در دوران جنگ تحمیلی. اینکه عده‌ای از منتقدان فقط از دور در مورد فعالیت‌ اعضای انجمن قضاوت سطحی می‌کنند کاری ناپسند است. بسیار انقلابیونی که انجمنی بودند اما به دلیل اینکه اساسنامه‌ی انجمن هدفی جداگانه داشت از ابراز وجود خودداری کردند. پس دلیل نمی‌شود چون اساس انجمن غیرانقلابی بوده همه‌ی اعضا خاموش و ساکت نشسته بودند. در دوران جنگ عراق هم همان. آیت الله خامنه‌ای در دوران ریاست جمهوری خود در زمینه انجمن اینگونه گفته است:<br />
<em>“به نظر من در میان افرادی که در انجمن حجتیه هستند عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهوری اسلامی پیدا می‌شوند. همچنان‌که افرادی منفی، بدبین، کج‌فهم، بی اعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پیدا می‌شود. پس انجمن به یک دایره‌ محدود نمی‌باشد.”(۳)</em><br />
واقعیت انکار ناشدنی، نبود محدودیت و کنترل برای ورود اعضا به داخل انجمن بود و همین امر باعث شده بود تا از هر طیف و مسلک و گروهی در انجمن حاضر شود. به نظر می‌رسد نقطه‌ی ضعف انجمن هم همین نبود نظارت بر اعضا بود. چنانکه بودند افرادی که صرفاً جهت شیوع خرافه و آرای باطل در آن فعالیت داشتند و شاید موفق هم بودند. به هر حال پس از سخنرانی امام خمینی در سال ۶۲ و غیرمستقیم خطاب دادن انجمن، موجبات تعطیلی و لغو فعالیتهای وی فراهم شد.<br />
<em>” یک دسته هم تزشان اینست که بگذارید معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چه می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را برداید، این دسته بندی‌ها را برای خاطر خدا” اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید این دسته بندی ها را بردارید. بر خلاف موج ملت حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.”(۴)</em><br />
طبیعی بود که در پس این خطابه، فعالیت انجمن خواه که وی مورد نظر بوده یا نه، متوقف شود. چون انحلال انجمن با توجه به اساس‌نامه امکان پذیر نبود پس تعطیلی وی عارض شد.</p>
<p>۴) در نگاه منتقدانه و مغرضانه به انجمن برخی شواهد و اسناد دیده می‌شود که می‌توان از آنها بر علیه وی رأی داد. به عنوان مثال به این نمونه‌ها اشاره دارم:<br />
۱- در یکی از نشریات انجمن مسئولیت‌های شیعه در هنگام غیبت چنین تفسیر می‌شود:<br />
<em>“الف- منتظر بودن و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت‌هاست. ب- تقلید از مجتهد جامع الشرایط. ج- غمگین بودن بواسطه‌ی مفارقت آن حضرت. د- دعا برای تعجیل فرج وی. ه- گریستن از دوری وی. و- تسلیم و انقیاد برای عجله نکردن در امر امام. ز- صدقه به سلامتی آن حضرت.”(۵)</em><br />
۲- نشانه‌های ظهور در دیدگاه انجمن:<br />
<em>” الف- در اثر شیوع گناه و فحشا مردم بدترین خلق خدا روی زمین می‌شوند و خداوند آنها را به سه بلا دچار می‌کند: جور سلطان، قحطی زمان و ستم حکام. ب- مردم از هم بیزار و همدیگر را مورد لعن قرار می‌دهند و به روی هم آب دهان می‌اندازند و شهادت به کفر یکدیگر می‌دهند. ج- گرانی، قحطی، زلزله‌های پیاپی، قتل و غارت، شیوع گناه و فساد و …”(۶)</em><br />
با کمی توجه و تحقیق بر هر کسی واضح است که هر دو منظر انجمن کاملاً اصولی، فقهی، دینی و شرعی‌ست. پس نمی‌تواند مورد اشاره‌ی منتقدان قرار گیرد. مشکل از آنجا ناشی می‌شود که هم منتقدان به صرف همین دیدگاه‌ها را مورد نقادی قرار می‌دهند و هم عده‌ای از انجمنی‌ها، چشم و گوش بسته‌اند و واقعیات و مقتضیات زمانه را نمی‌بینند. به حتم بودند و هستند افرادی که هنوز اینچنین دگم و متحجرانه به اصول می‌نگرند اما آیا این دلیلی می‌شود برای نقض و ضبط همه‌ی فعالیت‌ها و دیدگاه‌ها و خدمات؟ نام کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران- نوشته‌ی شهید مطهری- را که می‌شنوم افسوس می‌خورم که کاش کتابی هم به مضمون خدمات متقابل اسلام و حجتیه می‌نوشتند.</p>
<p>۵) اما جدایی خط فکری امام با انجمن از کجا ناشی می‌شود؟ بیشتر به نظر می‌رسد اختلاف در تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور باشد. یکی از احادیثی که انجمن به آن تکیه زده، روایتی از امام صادق (ع) است:<br />
<em>” تا ظهور قائم ما زمانش فرا نرسد خروج نکرده و نخواهد کرد احدی از ما برای دفع ظلم و جور آنها و اقامه حق جز آنکه مبتلای به قتل و شهادت بشود و هر که قیام کرد جز آنکه بر غم و اندوه ما و شیعیان بیفزاید کاری از پیش نبرد.”</em>(۷)<br />
<em>ادله‌ی محکمتر سخنان خود مؤسس است در این زمینه: “حکومت اسلامی خوب است اما اول یک پیشوا یک معصوم پیدا کنید که اجتماع را با عصمت رهبری کند نه با عدالت/ عادل گاهی اشتباه می‌کند. خون مردم، مال مردم، عرض مردم، ناموس مردم را نمی‌توان به کسی که ممکن است خطا کند. نمی‌توان سپرد به هوا و هوس. باید سپرد به امام معصوم”(۸)</em><br />
در موشکافی این سخن، روایتهای گوناگونی نقل شده چنانچه شهید باهنر می‌گوید: <em>” این در مورد قیامهای بداعیه مهدویت است یعنی قیامهایی بنام مهدی قبل از ظهور مهدی”(۹</em>)<br />
و امام خمینی در زمینه‌ی لزوم انقلاب سیاسی می‌گوید: <em>” شرع و عقل حکم می‌کند که نگذاریم وضع حکومتها به همین صورت ضد اسلامی یا غیراسلامی ادامه پیدا کند”(۱۰</em>)<br />
از این روست که با اوصاف گفته شده نبودِ معصوم در دوران غیبت سبب می‌شود که از تشکیل حکومت اسلامی تحت امر ولی فقیه و جانشین امام معصوم صرف نظر شود. ( به تعبیر انجمن چون رهبر معصوم نداریم ) اما در دیدگاه امام شرط عدالت کفایت می‌کند تا زمینه ساز ظهور و اجرای احکام الهی در حکومت اسلامی گردد. پس ملاحظه می‌شود که اختلاف در بنیاد و ریشه بوده نه فقط سطح.</p>
<p>۶) پس از انقلاب انجمن مجبور شد که در زمینه‌ی اعتقادات خود به حکومت اسلامی و ولایت فقیه نرمش نشان داده و در صدد جلب حمایت وی برآید. اما ولایت فقیه مورد تایید انجمن در حقیقت همان ولایت عامه مراجع بود. یعنی اعلم ترین فقها در عین اینکه همه مراجع ولایت دارند ایشان هم ولایت دارد. به عبارت بهتر مشروعیت رهبری فقط از کانال بقیه مراجع است. رهبری و پیروی از آن فقط در محدوده‌ی تبعیت از مراجع و تقلید از آنها محدود شده در حالیکه ولایت فقیه امام خمینی موجب نقض ولایت مراجع می‌گردد و در موارد اختلاف ارجح‌تر، ولی فقیه اولی‌ست. ولایت فقیه مورد نظر انجمن بیشتر ناظر بر احکام دینی جامعه است تا حکومت بر آن. چنانکه آیت‌الله خوئی ولی فقیه را مذکِر می‌دانست. از این‌رو اختیارات هم در این حیطه نقش زیادی ندارند.</p>
<p>۷) مشخص است که تشکیلاتی با چنین بنیه و نهادی نیاز به سرمایه‌گذاری عظیم و بازی دارد و آن بدون حضور سرمایه داران و تجار بزرگ ناممکن می‌نمود. عمادالدین باقی در کتاب “در شناخت حزب قاعدین زمان” مدعی‌ست که بعضاً سرمایه‌دارانی که خارج از چارچوب اسلامی و دینی به جمع‌آوری ثروت مشغول بودند پایه‌های اقتصادی انجمن را می‌گرداندند. از این‌رو بیشتر اعضا و انجمنی‌ها از طبقه‌ی مرفه بودند و کوخ نشینان در این میان سهمی نداشتند. هر چند که این ادعا بیشتر جوسازی‌ست تا اعلام حقیقت ولی اسنادی حمل بر اینکه بازاریان و تجار با پرداخت وجوهات شرعی خود بر آن بودند که آخرت‌شان را تضمین کنند، موجود است.(۱۱)</p>
<p>امروز اما جریان به گونه‌ای دیگر است. بعد از تعطیلی انجمن بیشتر جلسات و محافل متوقف شد و اعضای انجمن از هم پاشیدند. اما ارتباط در دو طبقه هنوز ادامه داشته و دارد. یکی در طبقه‌ی مؤسسین و بزرگان انجمن و دیگری طبقه‌ی دوستان و آشنایان. طیف میانی و سازماندهی شده‌اش دیگر منحل شده و ارتباط جامع و واحدی موجود نیست. امروز انجمن حجتیه بی‌نام و نشان فعالیت سابق خود را ادامه می‌دهد و باز هم مشغول تربیت نیرو‌ست. ولی اینبار متخصص و کا‌رآمدتر، نه فقط برای دوران ظهور بلکه برای همین دوران غیبت! بدین معنی که امروز و بعد از انقلاب فرصت‌های خوبی بوجود آمده تا سکان اداره‌ی کشور در دست انجمنی‌ها باشد و طرز فکرش نهادینه گردد. اما نه این انجمن طرز فکر ۲۷ سال پیش را دارد و نه این حکومت توان مقابله با آن.<br />
بعد از انتخابات نهم و پیروزی احمدی نژاد و با توجه به اینکه دعای- اللهم عجل لولیک الفرج- را همیشه بر لب داشت برخی گمان بر این بردند که وی انجمنی‌ست و از این رو او را به تحجر و دگم بودن و خرافه نسبت دادند. اما واقعیت این است که وی نه انجمنی‌ست و نه انجمنی‌ها از وی دفاع می‌کنند. نکته‌ی عطف این ادعا هم این است که الف- اکثر انجمنی ها امروز ناشناخته هستند و دوست هم ندارند که فعلاً چون در عرصه‌ی قدرت نیستند و جمع واحدی ندارند خودنمایی کنند. ب- احمدی نژاد به عنوان رئیس‌جمهور و اطرافیانش هیچ نفی و سودی از معرفی خود به عنوان حجتی نمی‌برند. ج- آشنایان و نزدیکان وی در دولت که بروی کار آمدند، کسانی نیستند که طرز فکری مشابه انجمن داشته باشند، حداقل شواهد این را نشان می‌دهد. (شاید که بتوان آنها را نئوحجتیه نامید!)</p>
<p>مَخلص کلام بنده این که یک طرز فکر کلی نسبت به امام زمان و مقابله با بهائیت ایجاد شد. اصل و هدف و قصد مؤسسین خیر بود و فقط اشاعه‌ی فرهنگ مهدویت را شامل می‌شد بدون اینکه وارد دنیای کثیف سیاست و حکومت شود. نزدیک به سی سال نیروی متخصص و آگاه به مسائل دینی و مذهبی و عالِم تربیت کرد. بسیار انقلابی و شهید تقدیم کشورش کرد، اما هیچگاه آنچنان که باید از وی یاد نشد. هر کسی انجمنی بود خاموش شد و دیگر نتوانست به عِرق مذهبی خود افتخار کند. به نظر من؛ سیر اتفاقات و شواهد مبتنی بر این است که از همان ابتدای مخالفت با ادامه‌ی کار انجمن و بهانه گیری‌ها یک اتفاق نظر واحدی پدید آمده بود که باعث شد انجمن در قبالش سکوت اختیار کند. یک قدرت و یک طیف سیاسی در آن زمان که دوست نداشت حکومت لایه‌های مختلفی را شامل شود و شاید بهتر بود همه یکرنگ و همصدا با حکومت باشند تا اینکه سنگ‌اندازی کنند.<br />
نکته‌ی آخر اینکه، مسلماً گذشت زمان و تاریخ پاسخ بعضی شبهات و ناگفته‌ها را خواهد داد. منتها هیچ خط فکری را نمی‌توان منحل کرد یا از بن و ریشه قطع کرد. فقط می‌توان مسیر حرکتش را تغییر داد یا از سرعتش کاست و یا به آن شتاب بخشید.</p>
<p><em>پی نوشت: هدف از ارائه‌ی این یادداشت فقط آگاهی دادن در این زمینه بوده و اظهار نظرها صرفاً جهت پاسخ‌گویی به شبهات و سوالات ایجاد شده در خواننده‌ی یادداشت است. نویسنده یادداشت نه این خط فکری را تایید و نه آن را رد می‌کند/</em></p>
<p><em>پاورقی:</em><br />
۱- اساسنامه‌ی انجمن، بند ۹، تبصره‌ی ۲<br />
۲- در شناخت حزب قاعدین زمان-عمادالدین باقی- ص ۵۸<br />
۳- مقاله‌ای در سایت بازتاب<br />
۴- صحیفه‌ی نور جلد ۱۸ ص ۳۶<br />
۵- در شناخت حزب قاعدین زمان- ص ۱۳۱<br />
۶- همان ص ۱۳۹<br />
۷- سخنرانی شیخ محمود حلبی<br />
۸- ولایت فقیه-امام خمینی- ص ۳۷<br />
۹- همان<br />
۱۰-همان<br />
۱۱- در شناخت حزب قاعدین زمان-ص ۲۵۹</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=614" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>روزمرگی و نسیم بیداری</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/05/nasim-e-bidari/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/05/nasim-e-bidari/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 23 Jul 2010 13:11:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/05/</guid>
		<description><![CDATA[روزهایم می گذرد گاه به دلمردگی، گاه به خنده های موهوم و اجباری! خدمت می کنم و بالعکس! شکر خدا هم می کنم که حداقل این سلامتی را از ما نگیرد. دیر به دیر به وبلاگ سر می زنم. وقتی حس و حال نوشتن نیست، پیرامون یک موضوع با خودم کلنجار می روم، جمله ها [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>روزهایم می گذرد گاه به دلمردگی، گاه به خنده های موهوم و اجباری! خدمت می کنم و بالعکس! شکر خدا هم می کنم که حداقل این سلامتی را از ما نگیرد. دیر به دیر به وبلاگ سر می زنم. وقتی حس و حال نوشتن نیست، پیرامون یک موضوع با خودم کلنجار می روم، جمله ها را می سازم و مقدمه، بحث و نتیجه گیری. و همه اینها را در ذهنم انجام می دهم. وقتی حس نوشتن دارم همه آن موضوع ها از ذهنم پاک شده و کلی روزمرگی و خستگی جایش را گرفته. داستان آن حسنی است و مکتب رفتنش! تفریحات سالم هم دارم که اندکی مطالعه است و شاخه سیاسی اش را ماهنامه (گاهنامه!) <a href="http://nasimebidari.ir/">نسیم بیداری</a> بر عهده گرفته. نشریه جوانی است ولی امیدوار. در این برهوت نشریات دوم خردادی از هیچی بهتر است که حتی بیشتر. در این چند شماره رویکرد تاریخی داشته و فلش بک های زیادی به صد سال گذشته ایران، که برای من ذهن آشفته، مکعب روبیک منظمی را می ماند جهت کمک به نظام مندی افکارم. البته این رویکرد هم بیشتر اجباری است برای فرار از سلاخ های مطبوعاتی که لبه تیغ شان برای اینگونه نشریات تیز و آماده است. فعلن که چند شماره است منتشر می شود و امیدوارم همچنان باشد و همین روند کیفی را ادامه دهد.</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=608" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/05/nasim-e-bidari/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سال پیش در چنین روزهایی؛ امید!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Jun 2010 08:40:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=596</guid>
		<description><![CDATA[یک سال پیش در چنین روزهایی بود که طعم زیباترین حس انسانی را چشیدیم. امید! امید همراه با شور و نشاطی که همانندش را حتی در ۸ یا ۴ سال گذشته اش  نیز تجربه نکرده بودیم. سبزی و سرزندگی. عشق و دوستی. صلح و مهربانی. صداقت و انسانیت و هزاران صفت خوب دیگر که در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک سال پیش در چنین روزهایی بود که طعم زیباترین حس انسانی را چشیدیم. <span style="color: #333333;">امید</span>! امید همراه با شور و نشاطی که همانندش را حتی در ۸ یا ۴ سال گذشته اش  نیز تجربه نکرده بودیم. سبزی و سرزندگی. عشق و دوستی. صلح و مهربانی. صداقت و انسانیت و هزاران صفت خوب دیگر که در تک تک دل های مردم این سرزمین موج میزد. پیر و جوان. دختر و پسر همه در این امید نقش داشتند. حتی بیم ها هم یارای مقابله با آن را نداشتند. ایمان و اعتقاد به منجی که در سرشت و فطرت همه انسان هاست محرک اصلی این حس امید و نشاط بود. امید به تغییر. امید به تازگی. امید به بازگشت کرامت. امید به فردا&#8230;</p>
<p>فارغ از اینکه منادی و مسری این امید که بود و آیا توان هدایت این نیروی حساس و زود رنج! را بدون انحراف از مسیر درست و بدور از جو زدگی و خلف وعده، داشت یا نه، مردم با وی همراه شدند و پیش رفتند تا روز واقعه! تا روزی که آن امید شیرین دوباره به یغما رفت! و دوباره آن صفات زشت و رعب آور و دور از شرف و عقلانیت بر سر این مردم سایه افکند و نور امید کم سو شد. دست کینه سرها را به سقف چسباند و بیرق های سبز را به غارت برد!</p>
<p>اما امید هرگز نمی میرد. شاید کم رنگ شود ولی محو شدن هرگز. تا زمانی که ایمان به ظهور مصلح صالح و حقیقی باشد امید در دل مردمان در رفت و آمد است. تا آن روز باید صبور بود و بردبار.</p>
<p>۱۴ خرداد ۸۹ سخنرانی سیدحسن خمینی را در حرم و حریم پدربزرگش برهم می زنند و او فقط به گفتن این جمله که &#8220;هنوز ۲۰ سال از رحلت امام نگذشته است!&#8221; بسنده می کند.</p>
<p><span style="color: #888888;">* خیلی سعی کردم ننویسم ولی این دل لامصب بدجوری گیره!</span></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=596" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

