عید مبارک

امسال یک سین از سفره دلم کم است. سینی که سالها در کنارش تحویل میکردم. خیالی نیست. روزگار غریبیست. به امید سالی شیرین، زندگی همچنان جاریست.

امسال یک سین از سفره دلم کم است. سینی که سالها در کنارش تحویل میکردم. خیالی نیست. روزگار غریبیست. به امید سالی شیرین، زندگی همچنان جاریست.
چندین سال پیش بود که یکی از دوستان سی دی ای را برای تماشا به من امانت داد. آن روز فیلم را دیدم و حتی فرصت کپی از آن را نیز نیافتم و به خودش باز گرداندم. امروز بعد از آن همه سال در وب گردی هایم فیلم را آپلود شده روی سرور گوگل یافتم. خیلی خوشحال شدم. ا زدو بابت. یکی اینکه بعد از دیدن آن فیلم که ظاهراً از سیمای ایران نیز پخش شده بود به موضوع علاقه خاصی یافتم و مدتی را به جستجوی اطلاعات بیشتر پیرامونش پرداختم و دوم بخاطر موسیقی انتهای فیلم که با اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی رمیکس شده بود و پس از دیدن فیلم مطمئناً اشک آدم را در میآورد! آن اذان رمیکس شده با قطعه ای از ساخته های محمدرضا علیقلی بسیار دلنواز و شور انگیز بود. که هنوز هم بعد از هفت-هشت سال برایم تازه است. صدای سوزناک موذن زاده و مظلومیتی که در دینی به نام اسلام نهفته است!
اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی است. “ادواردو آنیلی” (Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور” جیووانی آنیلی” ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا ،آلفارمو، ایوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتیراژ “لاستامپا” و “کوریره دلاسرا” ، باشگاه اتومبیل رانی فراری وباشگاه فوتبال یوونتوس می باشد.”
شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که وی را به کام مرگ کشاند و …
اگر در مورد وی چیزی نمی دانید پیشنهاد میکنم فیلم مستندش را اینجا ببینید یا از دانلود کنید. (۱۵۴ مگابایت) همینطور می توانید از طریق این سایت اطلاعاتی پیرامون وی کسب کنید. (اما پیشنهادم همان فیلم است)
اذان مرحوم موذن زاده با آهنگ پس زمینه رمیکس شده که کاری بسیار زیبا است از اینجا دانلود کنید.

اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.
*عکس از نوید
از جناب آفای دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب و محجوب و مکشوف و مشکوک و … اولاً به خاطر عمل به یکی از شعارهای انتخاباتی شان مبنی بر آوردن نفت سر سفره مردم توسط علاء الدین و بخاریهای نفت سوز کمال تشکر و قدرانی را مینماییم. دوماً از توصیه به دو گانه سوز کردن وسایل منزل بشدت حمایت مینماییم. سوماً از اینکه ایشان قول داده بودند تا روز سه شنبه مشکل گاز حل شود اما هنوز حل نشده است باز هم متشکریم! چهارماً خبر آمده که قرار است گاز سهمیه بندی شود. از آن نیز متشکریم. و همچنان متشکریم!!
امضاء: جمعی از مردم گاز بریده!
یکی از دوستان دیروز از من خواست برای پرسشی که در مورد مسائل جن.سی داشت از سایتهای مراجع پاسخی بیابم. امشب آمدم تا اینچنین کنم اما چون ما در ایران زندگی میکنیم و قرار است طبق سند چشم انداز تا سال ۱۴۰۴ مقام اول منطقه را در فناوری اطلاعات کسب کنیم! پیرو جستجو برای عبارت “روابط جن.سی” با پیغام آشنای مشترک گرامی… مواجه شدم. نمیدانم باید گریه کنم. بخندم. قهقه بزنم! البته این موارد کم نبوده. اما وقتی در سایت رهبری با چنین پیغامی مواجه شوی باید به یک چیزهایی شک کنی! فکر نمیکنم و مطمئنم با این پس رفتهایی که در زمینه فناوری اطاعات داریم همین رتبه فعلی مان را هم بتوانیم حفظ کنیم!
شبی را پر کن از بوسه ها ساغرم
به نرمی بیا همچو جان در برم
تنم را بسوزان در آغوش خویشتن
که فردا نیابند خاکسترم
*ف.مشیری
فکر کنم برای مطرح کردن این بحث الان بهترین موقع باشد. قابل توجه جناب دکتر مزیدی عزیز که به نوعی پدر وبلاگستان فارسی وردپرس دات کام محسوب میشوند و حتماً دلسوز آن. دو تصویر زیر را ببینید:


تصویر اولی که مشخص است از داشبورد وردپرس دات کام گرفته شده و وبلاگهایی که رشد داشته اند لیست شده است. شماره ۴ این لیست را ببینید. حالا تصویر دوم. تگها و دسته بندی های است که نویسنده این وبلاگ برای پست هایش بکار برده.
من دقیقاً از تعداد وبلاگهایی که پیرامون این موضوعات در وردپرس دات کام نوشته میشوند، اطلاع ندارم. اما مطمئناً با رشد وردپرس و تبلیغاتی که جناب دکتر برای کوچیدن به این سرویس میکنند و ناکارآمدی سرویسهای وطنی از سویی و مسدود کردن وبلاگهایی با این مضامین در آنها از سوی دیگر، شیوع اینگونه وبلاگها در بین وبلاگهای وردپرس و مخصوصاً جامعهی فارسی زبان آن fa.wordpress.com میتواند زمینههای مسدود شدن این سرویس را فراهم کند. من اکنون به fa.wordpress.com دسترسی ندارم و قیلطر است. دلیلش شاید کلماتی است که بعد از fa.wordpress.com/tag قرار میگیرند! شما فرض کنید کلمات تصویر بالا بعد از این آدرس در گوگل جستجو شوند. مشخص است که آدرس مذکور مسدود خواهد شد.
حالا دغدغه من این است که با این قبیل وبلاگها که کاری جز آلوده ساختن اطراف خود ندارند چگونه میتوان (در وردپرس دات کام) مبارزه کرد!؟ مشخص است که این مبارزه برای در دسترس بودن وردپرس است. البته تا امروز خبری نشده اما اگر این ویروسها فراگیر شوند، میتوانند خطر بزرگی برای وردپرس محسوب شوند. آیا راهکاری برای حذف یا مبارزه این ویروسها به نظرتان میرسد؟ یا معتقدید نیازی به اینکار نیست و خطری متوجه وردپرس نیست؟!
یک اتفاق جالب دیشب برام افتاد. خواب دیدم در کیش هستم و در کنار دریا در حال قدم زدن و تماشای قدم زنان! اکثر مردم در ساحل دریا مشغول تفریح و سرگرمی بودند. (نکات غیراخلاقی خواب را تعریف نمیکنم. مثل اینکه بعضی از آنها حجاب و شئونات اسلامی را رعایت نمیکردند و…! استغفرالله!) به هر حال در کنار دریا امکانات زیادی بود و بعضی از آنها برام تازگی داشت. به همین خاطر از بیشترشان با گوشی موبایل! فیلم و عکس گرفتم. حتی یکبار اوضاع جوی دگرگون شد و موجهایی با ارتفاع زیاد از دریا به طرف ساحل آمد و مشکلاتی بوجود آورد. جزئیات حادثه را به دقت فیلم برداری کردم. تا اینکه از خواب پریدم!!
گوشی موبایل را برداشتم و با تعجب دیدم همهی اتفاقات و صحنههایی که فیلم و عکس گرفته بودم در گوشی قابل دیدن است! انگار که اصلاً خواب نبوده! این خبر شگفت انگیز را به اطلاع اهالی خانه رساندم. هیچ کس باورد نکرد! ولی مدرک من محکم بود. همه فیلمهایی که گرفته بودم را از گوشی نشان دادم. با همه جزئیات! گفتند اینها را از جای دیگری به موبایل منتقل کردی تا سر کارمان بگذاری. از آنها کتمان و از من اصرار! این اتفاق چنان برایم جالب و عجیب بود که با صدا و سیما تماس گرفتم و گفتم من فیلمهای جالبی از جزیره کیش دارم مخصوصاً آن تصاویر دگرگونی جوی که باید برایشان جالب باشد. که بود و قرار شد برایشان تصاویر را بفرستم!
هنوز هم باورم نمیشد که چنین اتفاق نادر و به جد غیرمعقولی برایم افتاده. اما آن واقعیت داشت. حتی بعضی وقتها خندم میگرفت. تا اینکه از خواب پریدم!!!
چه اتفاقی افتاد؟! دارم از خنده روده بر میشم! خوابی که دیده بودم خواب بود!!