انتظار
چه انتظار عجیبی،
تو بین منتظران هم غریبی،
عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت،
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی،
فقط نشسته و گفتیم
خدا کند که بیایی…
چه انتظار عجیبی،
تو بین منتظران هم غریبی،
عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت،
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی،
فقط نشسته و گفتیم
خدا کند که بیایی…
چندین سال پیش بود که یکی از دوستان سی دی ای را برای تماشا به من امانت داد. آن روز فیلم را دیدم و حتی فرصت کپی از آن را نیز نیافتم و به خودش باز گرداندم. امروز بعد از آن همه سال در وب گردی هایم فیلم را آپلود شده روی سرور گوگل یافتم. خیلی خوشحال شدم. ا زدو بابت. یکی اینکه بعد از دیدن آن فیلم که ظاهراً از سیمای ایران نیز پخش شده بود به موضوع علاقه خاصی یافتم و مدتی را به جستجوی اطلاعات بیشتر پیرامونش پرداختم و دوم بخاطر موسیقی انتهای فیلم که با اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی رمیکس شده بود و پس از دیدن فیلم مطمئناً اشک آدم را در میآورد! آن اذان رمیکس شده با قطعه ای از ساخته های محمدرضا علیقلی بسیار دلنواز و شور انگیز بود. که هنوز هم بعد از هفت-هشت سال برایم تازه است. صدای سوزناک موذن زاده و مظلومیتی که در دینی به نام اسلام نهفته است!
اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی است. “ادواردو آنیلی” (Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور” جیووانی آنیلی” ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا ،آلفارمو، ایوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتیراژ “لاستامپا” و “کوریره دلاسرا” ، باشگاه اتومبیل رانی فراری وباشگاه فوتبال یوونتوس می باشد.”
شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که وی را به کام مرگ کشاند و …
اگر در مورد وی چیزی نمی دانید پیشنهاد میکنم فیلم مستندش را اینجا ببینید یا از دانلود کنید. (۱۵۴ مگابایت) همینطور می توانید از طریق این سایت اطلاعاتی پیرامون وی کسب کنید. (اما پیشنهادم همان فیلم است)
اذان مرحوم موذن زاده با آهنگ پس زمینه رمیکس شده که کاری بسیار زیبا است از اینجا دانلود کنید.

اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.
*عکس از نوید
ماه رمضان هم رسید و ما دوباره مهمان خدا شدیم. با همهی مشکلاتی که در این ماه با آن گریبان گیرم (به هم خوردن نظم برنامهها، تغییر اجباری عادات روزانه، سردردهای مکرر و …) بسیار دوستش میدارم. از بی موقع بیدار شدن هایش برای سحر تا ربنای استاد هنگام افطار. این چند سال اخیر هم که سریالهای تلخ و ترش و شیرین و ملس! که به خوردمان میدهند! همه و همه را دوست دارم. و بیشتر صفا و صمیمیت و خلوصی که در این ماه نهفته. افزایش محسوس نمازگزاران در نمازخانهها و مساجد را دوست دارم (حتی اگر یک ماه دوام بیاورد!) حتی بدخلقی و بدعنقی و بی حوصلگی در ارتباطات مردم را هم دوست دارم! رمضان بسیار زیباست و امیدوارم همگی بتوانیم از سفرهای که در خانهی خدا گسترده شده بهره کافی را ببریم.
در گشت و گذار اینترنت به برنامهی بسیار زیبا و در خور این ماه برخوردم که برای موبایل (تلفن همراه) نوشته و ارائه شده است. برنامهی “مهمان خدا” برنامهای است که اکثر نیازهای شما روزه داران را در این ماه مبارک برطرف خواهد نمود. این
برنامه خوشبختانه با زبان جاوا (محدودیتی در نوع گوشی وجود ندارد) و در ۴ نسخه مختلف برای قابلیت اجرا در گوشیهای گوناگون و بطور رایگان! و با محیطی بسیار زیبا عرضه شده. بخشهای متنوعی از جمله: احکام روزه، ادعیهها، مناسبتها، مشاوره تندرستی، مشاوره تغذیه، زنگ یادآوری (جهت پخش اذان و بیدار نمودن شما به هنگام سحر با قابلیت انتخاب شهر) را در اختیار کاربر قرار میدهد. من این برنامه را روی گوشی Nokia 6630 بدون هیچ مشکلی نصب کردم و برنامه نویسان دوست داشتنیاش را دعا نمودم! شما نیز برای استفاده از این برنامه در ماه مبارک شتاب کنید که این روزها خیلی زود میآیند و میگذرند و ما در غفلتیم.
نرم افزار مهمان خدا، مخصوص ماه مبارک رمضان
پس نوشت: متاسفانه سایت بالا ظاهراً دچار مشکل شده است و دسترسی ممکن نیست. فایلی که دانلود کرده بودم را آپلود کردم برای استفاده موقت. امیدوارم با گوشی شما سازگاری داشته باشد. (با سری ۶۰ نوکیا که مشکلی نداشته) لینک دانلود
التماس دعا.
دیروز وقتی از کتابخانه برمیگشتم صدای گاز دادن موتورها نظرم را جلب کردم. رو کردم به خیابان و دیدم یک دسته موتور هزار (پرشی) با بوق و سرنا نزدیک میشوند. به نظر صد موتورسواری میشد. اغلبشان چفیه یا پارچه ای روی صورت بسته بودند و به شدت گاز میدادند. شاید بنزین برای آنان سهمیه بندی نشده بود که چنین پر گاز میرفتند! از این رژهها کم ندیده ایم و شاید دیگر عادت کردهایم اما چیزی که مرا میرنجاند و دلم را به درد میآورد، سوء استفاده و تخریبی است که به نام دین انجام میگیرد. فقط کافی است این محیط را شبیه سازی کنید:
حدود صد موتور پرشی، پرگاز، با سوارانی بی هویت! با بوق زدنهای مقطع! با آن ابهت و ترس و هراسی که به یکباره بر دل رهگذران مینشیند در خیابانهایی که صلح و روزمرگی در آن جاری است، پیش رویت ببینی. و افسوس و صد افسوس با پرچمهای سبز رنگی که “یا مهدی ادرکنی” بر آن نقش بسته! فقط کافی است نیمی از افرادی که این صحنه را میبینند مثل من سست ایمان باشند. چه اتفاقی میافتد؟ مگر نه اینکه ممکن است همین ایمان اندکی که برایشان باقی مانده از کف بدهند؟ و از دین و اسلام و مهدی، بیزار شوند؟ و چه مظلوم است مهدی که مبلغانش به جای امنیت و آرامش، رعب و وحشت بر دل مسلمانانش بنشانند.
از دیروز این حرفها در دلم غلیان میکرد. باید بازگو میشد. باید میگفتم ایها الناس، این بدبختانی که میبینید هیچ نسبتی با مهدی، با منجی و با امام رئوف و مهربان شما ندارند. اینها فقط فریب خوردگانی هستند که باید برای هدایتشان دعا کرد! و … ادامه نمیدهم چون ممکن است عنان از کف برهانم!