<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوله پشتی &#187; مذهب</title>
	<atom:link href="http://kuleposhti.ir/category/%d9%85%d8%b0%d9%87%d8%a8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://kuleposhti.ir</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 11:18:37 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>قاعدین زمان؛ هست‌ها و نیست‌ها</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 27 Jul 2010 11:02:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن حجتیه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/05/</guid>
		<description><![CDATA[این نوشته را ۴ سال پیش در وبلاگ سابقم نوشته بودم که با توجه به حذف شدن مطالب از وبلاگ و اقتضای زمانی و بحث های امروزی که دوباره بر گرد حجتیه و نئوحجتیه! ها می گردد مجددا منتشر می کنم. توضیح اینکه قصدم واکاوی انجمن حجتیه بوده و به نئوحجتیه ها در این یادداشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>این نوشته را ۴ سال پیش در وبلاگ سابقم نوشته بودم که با توجه به حذف شدن مطالب از وبلاگ و اقتضای زمانی و بحث های امروزی که دوباره بر گرد حجتیه و نئوحجتیه! ها می گردد مجددا منتشر می کنم. توضیح اینکه قصدم واکاوی انجمن حجتیه بوده و به نئوحجتیه ها در این یادداشت پرداخته نشده است.<br />
</strong></p>
<p><img class="size-full wp-image-617 alignleft" style="border: 0pt none;" title="انجمن حجتیه" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/07/View173.jpg" alt="" width="176" height="199" /></p>
<p>۱) بعد از سال ۱۳۲۰ فرقه‌ی بهائیت بشدت در حال نفوذ و گسترش در قلب ایران بود. این نفوذ چنان شدت داشت که روحانیون و فقهای آن دوران به سمت خنثی‌سازی و مقابله با این جریان برآمدند. از این رو انجمن ضدبهائیت به مرور قبل از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۱ و توسط شیخ محمود ذاکرزاده تولایی مشهور به حلبی تاسیس شد. مقصود حلبی از تاسیس انجمن فقط تربیت افرادی بود که در آینده کمک و یاور امام زمان باشند و همه‌ی تلاش وی گسترش صحیح و تعلیم درست دین اسلام و انتقال آن از نسل خود به نسلهای بعدی بود. از طرفی چون انجمن از همان ابتدا عضوگیری می‌نمود در گام نخست می‌توانست تقابلی باشد برای جریان فکری بهائیت.<br />
یکی از مهمترین نکات اساسنامه‌ی انجمن این بند بود:<br />
<em>” انجمن به هیچ‌وجه در امور سیاسی مداخله نخواهد داشت و نیز مسئولیت هرنوع دخالتی را که در زمینه‌های سیاسی از افراد منتسب به انجمن صورت گیرد، بر عهده نخواهد داشت.” (۱)</em></p>
<p>حقیقت امر این است که این بند صرفاً جهت کسب مجوزهای لازم برای تاسیس قانونی انجمن در رژیم سابق بود. از بندی که در اساس‌نامه آمده مشخص بود که انجمن نه کاری با رژیم دارد و نه با مخالفانش. چون وظیفه‌ و هدفی جدا از بازی‌های سیاسی و حکومتی داشت. نکته‌ی بعدی که از این بندِ اساس‌نامه می‌توان برداشت کرد طرز فکر سکولار مؤسسان انجمن بود. از آنجایی که صرف فعالیتهای انجمن را جلسات مذهبی و عقیدتی و دینی تشکیل می‌داد لزومی برآن نبود که مسائل سیاسی و حکومتی وارد بحثها شود تا اختلاف رأی و نظری ایجاد گردد. پس بنا به اصول یک جامعه‌ی سکولار دینی شخص موظف به پرورش و بسط اعتقادات و باورهای دینی خود است. امور حکومتی در نشر و گسترش مذهب نمی‌توانند جایگاه ویژه‌ای داشته باشند. هر چند که انجمن از سیاست‌ِ موازنه بهره جست تا توانست به عنوان یک مؤسسه‌ی صرف دینی در رژیم طاغوت فعالیت کند. که این خود نقطه‌ی عطفی بود برای وی، تاریخ دیگر کمتر تشکیلاتِ مذهبی را چنین منسجم و وسیع به خود خواهد دید.</p>
<p><span id="more-614"></span></p>
<p>۲) خط مشی فقهی و شرعی انجمن بسیار جالب و قابل تامل است. چون همه‌ی اعضا یک نوع آموزه‌ی دینی داشتند و از یک کانال واحد و سازمان‌یافته تعلیم می‌دیدند، از این رو همه پایبند به اصول و فروع دین و مقلّد یکی از مراجع عظام آن زمان بودند. با توجه به اُسّ و اساس انجمن و صرف مذهبی بودن و اعتقاد به منجی، اکثر عالمان و مراجع از فعالیت‌های وی گلایه‌ و شکوه‌ای نداشتند. حتی برخی نیز به نیکی از وی پشتیبانی نموده و در ترویج آن برآمده بودند. قبل از انقلاب ۵۷ انجمن علی رغم فعالیت‌های مذهبی خود توانست بار دیگر از ساواک مجوز ادامه حیات بگیرد و مشخصاً به این دلیل که با سیاست کاری نداشت و به حکومت تشر نمیزد. تغییر وضعیت انجمن از زمانی شروع گردید که امام خمینی به عنوان مرجع و این‌بار رهبرِ انقلاب پا به عرصه‌ی سیاست گذاشت. از آن رو که انجمن به مبارزه و انقلاب چندان دل نبسته بود و امام را یاری نمی‌کرد و وی را صرفاً در کنار سایر مراجع یکسان می‌دید ( نه به عنوان ولی‌فقیه یا یک رهبر حکومت دینی ) و جریاناتی مانند نیمه‌ی شعبان ۵۷ که در اعتراض به جنایات رژیم و به دستور امام، جشن و چراغانی تحریم شده بود، اما انجمن این تحریم را زیرپا گذاشت و جملاتی نظیر:<br />
<em>“مشت بر درفش چه می‌تواند بکند…چه کسی با آمریکا می‌تواند طرف بشود… یک خودکاری دستش گرفته یک اعلامیه‌ای نوشته و می‌خواهد آمریکا را شکست بدهد”(۲)</em><br />
که منسوب به انجمنی‌ها می‌باشد و … باعث شد که امام با خط فکری انجمن مشکل اساسی پیدا کند. البته اینها همه ظاهر امر بودند و مشخص بود که اختلافها اساسی و بنیادی است. مانند تعریف از ولایت در دوران غیبت، حکومت دینی، مرجعیت و مبارزه و … که همگی مورد اختلاف بودند…. تا آنکه انقلاب به ثمر نشست.</p>
<p>۳) پس از انقلاب ۵۷ انجمن همچنان بر فعالیت خود ادامه می‌داد ولی اینبار باید جوابگوی فشارها و انتقادات هم می‌بود. نکته‌ای که برخی منتقدان از آن چشم پوشانده اند و در واقع اجحاف نموده‌اند حضور وسیع اعضای انجمن هم در پروسه‌ی انقلاب بود و هم در دوران بعد از انقلاب. شواهد و اسنادِ زنده‌ای موجود است از فعالیت‌ انجمنی‌ها در طول انقلاب و بعد از آن حتی در دوران جنگ تحمیلی. اینکه عده‌ای از منتقدان فقط از دور در مورد فعالیت‌ اعضای انجمن قضاوت سطحی می‌کنند کاری ناپسند است. بسیار انقلابیونی که انجمنی بودند اما به دلیل اینکه اساسنامه‌ی انجمن هدفی جداگانه داشت از ابراز وجود خودداری کردند. پس دلیل نمی‌شود چون اساس انجمن غیرانقلابی بوده همه‌ی اعضا خاموش و ساکت نشسته بودند. در دوران جنگ عراق هم همان. آیت الله خامنه‌ای در دوران ریاست جمهوری خود در زمینه انجمن اینگونه گفته است:<br />
<em>“به نظر من در میان افرادی که در انجمن حجتیه هستند عناصری انقلابی، مؤمن، صادق، دلسوز برای انقلاب، مؤمن به امام و ولایت فقیه و در خدمت کشور و جمهوری اسلامی پیدا می‌شوند. همچنان‌که افرادی منفی، بدبین، کج‌فهم، بی اعتقاد و در حال نق زدن و اعتراض هم پیدا می‌شود. پس انجمن به یک دایره‌ محدود نمی‌باشد.”(۳)</em><br />
واقعیت انکار ناشدنی، نبود محدودیت و کنترل برای ورود اعضا به داخل انجمن بود و همین امر باعث شده بود تا از هر طیف و مسلک و گروهی در انجمن حاضر شود. به نظر می‌رسد نقطه‌ی ضعف انجمن هم همین نبود نظارت بر اعضا بود. چنانکه بودند افرادی که صرفاً جهت شیوع خرافه و آرای باطل در آن فعالیت داشتند و شاید موفق هم بودند. به هر حال پس از سخنرانی امام خمینی در سال ۶۲ و غیرمستقیم خطاب دادن انجمن، موجبات تعطیلی و لغو فعالیتهای وی فراهم شد.<br />
<em>” یک دسته هم تزشان اینست که بگذارید معصیت زیاد شود تا حضرت صاحب بیاید، حضرت صاحب مگر برای چه می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید معصیت را بردارد ما معصیت کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را برداید، این دسته بندی‌ها را برای خاطر خدا” اگر مسلمید و برای خاطر کشورتان اگر ملی هستید این دسته بندی ها را بردارید. بر خلاف موج ملت حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.”(۴)</em><br />
طبیعی بود که در پس این خطابه، فعالیت انجمن خواه که وی مورد نظر بوده یا نه، متوقف شود. چون انحلال انجمن با توجه به اساس‌نامه امکان پذیر نبود پس تعطیلی وی عارض شد.</p>
<p>۴) در نگاه منتقدانه و مغرضانه به انجمن برخی شواهد و اسناد دیده می‌شود که می‌توان از آنها بر علیه وی رأی داد. به عنوان مثال به این نمونه‌ها اشاره دارم:<br />
۱- در یکی از نشریات انجمن مسئولیت‌های شیعه در هنگام غیبت چنین تفسیر می‌شود:<br />
<em>“الف- منتظر بودن و ندیدن امام معصوم از بزرگترین مصیبت‌هاست. ب- تقلید از مجتهد جامع الشرایط. ج- غمگین بودن بواسطه‌ی مفارقت آن حضرت. د- دعا برای تعجیل فرج وی. ه- گریستن از دوری وی. و- تسلیم و انقیاد برای عجله نکردن در امر امام. ز- صدقه به سلامتی آن حضرت.”(۵)</em><br />
۲- نشانه‌های ظهور در دیدگاه انجمن:<br />
<em>” الف- در اثر شیوع گناه و فحشا مردم بدترین خلق خدا روی زمین می‌شوند و خداوند آنها را به سه بلا دچار می‌کند: جور سلطان، قحطی زمان و ستم حکام. ب- مردم از هم بیزار و همدیگر را مورد لعن قرار می‌دهند و به روی هم آب دهان می‌اندازند و شهادت به کفر یکدیگر می‌دهند. ج- گرانی، قحطی، زلزله‌های پیاپی، قتل و غارت، شیوع گناه و فساد و …”(۶)</em><br />
با کمی توجه و تحقیق بر هر کسی واضح است که هر دو منظر انجمن کاملاً اصولی، فقهی، دینی و شرعی‌ست. پس نمی‌تواند مورد اشاره‌ی منتقدان قرار گیرد. مشکل از آنجا ناشی می‌شود که هم منتقدان به صرف همین دیدگاه‌ها را مورد نقادی قرار می‌دهند و هم عده‌ای از انجمنی‌ها، چشم و گوش بسته‌اند و واقعیات و مقتضیات زمانه را نمی‌بینند. به حتم بودند و هستند افرادی که هنوز اینچنین دگم و متحجرانه به اصول می‌نگرند اما آیا این دلیلی می‌شود برای نقض و ضبط همه‌ی فعالیت‌ها و دیدگاه‌ها و خدمات؟ نام کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران- نوشته‌ی شهید مطهری- را که می‌شنوم افسوس می‌خورم که کاش کتابی هم به مضمون خدمات متقابل اسلام و حجتیه می‌نوشتند.</p>
<p>۵) اما جدایی خط فکری امام با انجمن از کجا ناشی می‌شود؟ بیشتر به نظر می‌رسد اختلاف در تشکیل حکومت اسلامی قبل از ظهور باشد. یکی از احادیثی که انجمن به آن تکیه زده، روایتی از امام صادق (ع) است:<br />
<em>” تا ظهور قائم ما زمانش فرا نرسد خروج نکرده و نخواهد کرد احدی از ما برای دفع ظلم و جور آنها و اقامه حق جز آنکه مبتلای به قتل و شهادت بشود و هر که قیام کرد جز آنکه بر غم و اندوه ما و شیعیان بیفزاید کاری از پیش نبرد.”</em>(۷)<br />
<em>ادله‌ی محکمتر سخنان خود مؤسس است در این زمینه: “حکومت اسلامی خوب است اما اول یک پیشوا یک معصوم پیدا کنید که اجتماع را با عصمت رهبری کند نه با عدالت/ عادل گاهی اشتباه می‌کند. خون مردم، مال مردم، عرض مردم، ناموس مردم را نمی‌توان به کسی که ممکن است خطا کند. نمی‌توان سپرد به هوا و هوس. باید سپرد به امام معصوم”(۸)</em><br />
در موشکافی این سخن، روایتهای گوناگونی نقل شده چنانچه شهید باهنر می‌گوید: <em>” این در مورد قیامهای بداعیه مهدویت است یعنی قیامهایی بنام مهدی قبل از ظهور مهدی”(۹</em>)<br />
و امام خمینی در زمینه‌ی لزوم انقلاب سیاسی می‌گوید: <em>” شرع و عقل حکم می‌کند که نگذاریم وضع حکومتها به همین صورت ضد اسلامی یا غیراسلامی ادامه پیدا کند”(۱۰</em>)<br />
از این روست که با اوصاف گفته شده نبودِ معصوم در دوران غیبت سبب می‌شود که از تشکیل حکومت اسلامی تحت امر ولی فقیه و جانشین امام معصوم صرف نظر شود. ( به تعبیر انجمن چون رهبر معصوم نداریم ) اما در دیدگاه امام شرط عدالت کفایت می‌کند تا زمینه ساز ظهور و اجرای احکام الهی در حکومت اسلامی گردد. پس ملاحظه می‌شود که اختلاف در بنیاد و ریشه بوده نه فقط سطح.</p>
<p>۶) پس از انقلاب انجمن مجبور شد که در زمینه‌ی اعتقادات خود به حکومت اسلامی و ولایت فقیه نرمش نشان داده و در صدد جلب حمایت وی برآید. اما ولایت فقیه مورد تایید انجمن در حقیقت همان ولایت عامه مراجع بود. یعنی اعلم ترین فقها در عین اینکه همه مراجع ولایت دارند ایشان هم ولایت دارد. به عبارت بهتر مشروعیت رهبری فقط از کانال بقیه مراجع است. رهبری و پیروی از آن فقط در محدوده‌ی تبعیت از مراجع و تقلید از آنها محدود شده در حالیکه ولایت فقیه امام خمینی موجب نقض ولایت مراجع می‌گردد و در موارد اختلاف ارجح‌تر، ولی فقیه اولی‌ست. ولایت فقیه مورد نظر انجمن بیشتر ناظر بر احکام دینی جامعه است تا حکومت بر آن. چنانکه آیت‌الله خوئی ولی فقیه را مذکِر می‌دانست. از این‌رو اختیارات هم در این حیطه نقش زیادی ندارند.</p>
<p>۷) مشخص است که تشکیلاتی با چنین بنیه و نهادی نیاز به سرمایه‌گذاری عظیم و بازی دارد و آن بدون حضور سرمایه داران و تجار بزرگ ناممکن می‌نمود. عمادالدین باقی در کتاب “در شناخت حزب قاعدین زمان” مدعی‌ست که بعضاً سرمایه‌دارانی که خارج از چارچوب اسلامی و دینی به جمع‌آوری ثروت مشغول بودند پایه‌های اقتصادی انجمن را می‌گرداندند. از این‌رو بیشتر اعضا و انجمنی‌ها از طبقه‌ی مرفه بودند و کوخ نشینان در این میان سهمی نداشتند. هر چند که این ادعا بیشتر جوسازی‌ست تا اعلام حقیقت ولی اسنادی حمل بر اینکه بازاریان و تجار با پرداخت وجوهات شرعی خود بر آن بودند که آخرت‌شان را تضمین کنند، موجود است.(۱۱)</p>
<p>امروز اما جریان به گونه‌ای دیگر است. بعد از تعطیلی انجمن بیشتر جلسات و محافل متوقف شد و اعضای انجمن از هم پاشیدند. اما ارتباط در دو طبقه هنوز ادامه داشته و دارد. یکی در طبقه‌ی مؤسسین و بزرگان انجمن و دیگری طبقه‌ی دوستان و آشنایان. طیف میانی و سازماندهی شده‌اش دیگر منحل شده و ارتباط جامع و واحدی موجود نیست. امروز انجمن حجتیه بی‌نام و نشان فعالیت سابق خود را ادامه می‌دهد و باز هم مشغول تربیت نیرو‌ست. ولی اینبار متخصص و کا‌رآمدتر، نه فقط برای دوران ظهور بلکه برای همین دوران غیبت! بدین معنی که امروز و بعد از انقلاب فرصت‌های خوبی بوجود آمده تا سکان اداره‌ی کشور در دست انجمنی‌ها باشد و طرز فکرش نهادینه گردد. اما نه این انجمن طرز فکر ۲۷ سال پیش را دارد و نه این حکومت توان مقابله با آن.<br />
بعد از انتخابات نهم و پیروزی احمدی نژاد و با توجه به اینکه دعای- اللهم عجل لولیک الفرج- را همیشه بر لب داشت برخی گمان بر این بردند که وی انجمنی‌ست و از این رو او را به تحجر و دگم بودن و خرافه نسبت دادند. اما واقعیت این است که وی نه انجمنی‌ست و نه انجمنی‌ها از وی دفاع می‌کنند. نکته‌ی عطف این ادعا هم این است که الف- اکثر انجمنی ها امروز ناشناخته هستند و دوست هم ندارند که فعلاً چون در عرصه‌ی قدرت نیستند و جمع واحدی ندارند خودنمایی کنند. ب- احمدی نژاد به عنوان رئیس‌جمهور و اطرافیانش هیچ نفی و سودی از معرفی خود به عنوان حجتی نمی‌برند. ج- آشنایان و نزدیکان وی در دولت که بروی کار آمدند، کسانی نیستند که طرز فکری مشابه انجمن داشته باشند، حداقل شواهد این را نشان می‌دهد. (شاید که بتوان آنها را نئوحجتیه نامید!)</p>
<p>مَخلص کلام بنده این که یک طرز فکر کلی نسبت به امام زمان و مقابله با بهائیت ایجاد شد. اصل و هدف و قصد مؤسسین خیر بود و فقط اشاعه‌ی فرهنگ مهدویت را شامل می‌شد بدون اینکه وارد دنیای کثیف سیاست و حکومت شود. نزدیک به سی سال نیروی متخصص و آگاه به مسائل دینی و مذهبی و عالِم تربیت کرد. بسیار انقلابی و شهید تقدیم کشورش کرد، اما هیچگاه آنچنان که باید از وی یاد نشد. هر کسی انجمنی بود خاموش شد و دیگر نتوانست به عِرق مذهبی خود افتخار کند. به نظر من؛ سیر اتفاقات و شواهد مبتنی بر این است که از همان ابتدای مخالفت با ادامه‌ی کار انجمن و بهانه گیری‌ها یک اتفاق نظر واحدی پدید آمده بود که باعث شد انجمن در قبالش سکوت اختیار کند. یک قدرت و یک طیف سیاسی در آن زمان که دوست نداشت حکومت لایه‌های مختلفی را شامل شود و شاید بهتر بود همه یکرنگ و همصدا با حکومت باشند تا اینکه سنگ‌اندازی کنند.<br />
نکته‌ی آخر اینکه، مسلماً گذشت زمان و تاریخ پاسخ بعضی شبهات و ناگفته‌ها را خواهد داد. منتها هیچ خط فکری را نمی‌توان منحل کرد یا از بن و ریشه قطع کرد. فقط می‌توان مسیر حرکتش را تغییر داد یا از سرعتش کاست و یا به آن شتاب بخشید.</p>
<p><em>پی نوشت: هدف از ارائه‌ی این یادداشت فقط آگاهی دادن در این زمینه بوده و اظهار نظرها صرفاً جهت پاسخ‌گویی به شبهات و سوالات ایجاد شده در خواننده‌ی یادداشت است. نویسنده یادداشت نه این خط فکری را تایید و نه آن را رد می‌کند/</em></p>
<p><em>پاورقی:</em><br />
۱- اساسنامه‌ی انجمن، بند ۹، تبصره‌ی ۲<br />
۲- در شناخت حزب قاعدین زمان-عمادالدین باقی- ص ۵۸<br />
۳- مقاله‌ای در سایت بازتاب<br />
۴- صحیفه‌ی نور جلد ۱۸ ص ۳۶<br />
۵- در شناخت حزب قاعدین زمان- ص ۱۳۱<br />
۶- همان ص ۱۳۹<br />
۷- سخنرانی شیخ محمود حلبی<br />
۸- ولایت فقیه-امام خمینی- ص ۳۷<br />
۹- همان<br />
۱۰-همان<br />
۱۱- در شناخت حزب قاعدین زمان-ص ۲۵۹</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/05/hojjatiye/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کابوسی به نام لاست و عالمان دینی!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/02/lost-and-islamic-human-sciences/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/02/lost-and-islamic-human-sciences/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 14 May 2010 11:40:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[علوم انسانی]]></category>
		<category><![CDATA[لاست]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=547</guid>
		<description><![CDATA[این روزها اکثر دوست داران سریال های زیرزمینی!‌ بشدت مشغول دنبال کردن و در واقع بدرقه سریال محبوب لاست (LOST) هستند. لاست محصول آمریکا که ساخت و پخش آن از ۲۰۰۴ آغاز شده و دیگر به انتهای راه خود رسیده است. سریالی با داستانی عجیب و سوال بر انگیز که بیننده را مجذوب خوب می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/05/Lost-The-Final-Season-6-Promo-Poster.jpg" rel="lightbox[547]"><img class="aligncenter size-full wp-image-551" style="border: 0pt none;" title="Lost-The-Final-Season-6-Promo-Poster" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/05/Lost-The-Final-Season-6-Promo-Poster.jpg" alt="" width="456" height="217" /></a></p>
<p>این روزها اکثر دوست داران سریال های زیرزمینی!‌ بشدت مشغول دنبال کردن و در واقع بدرقه سریال محبوب لاست (<a href="http://www.imdb.com/title/tt0411008/" target="_blank">LOST</a>) هستند. لاست محصول آمریکا که ساخت و پخش آن از ۲۰۰۴ آغاز شده و دیگر به انتهای راه خود رسیده است. سریالی با داستانی عجیب و سوال بر انگیز که بیننده را مجذوب خوب می کند. استفاده از لوکیشن فیلم برداری جزیره ای در هاوایی و مناظر زیبا و دل انگیز و سوالاتی که از اتفاقات مختلف بر مسافران پرواز ۸۱۵ اوشیانیک روی داد در قسمت های نخست این سریال در ذهن بیننده نقش بست و باعث شد سینماگران، تحلیل گران، مفسران، اندیشمندان و منتقدان (غیر ایرانی) در هر پست و منصبی و هر عقیده و مسلکی توجه خود را بر آن معطوف کنند و حتی سیر داستانی سریال را رصد کنند. لاست در چشم یک بیننده عادی داستانی جذاب و هیجان انگیز و شاید بهت آور باشد که فقط دقایقی سرگرمش کند و خیلی سطحی از کنار آن رد شود. اما قشر فرهنگی و بقولی تحصیل کرده دنیا نمی توانند بسادگی از کنار سوالات و شبهات و القائات مطرح شده از سوی کاراکترهایی که کاملاْ حساب شده و کارشناسی شده حرف می زنند و رفتار می کنند، عبور کنند.</p>
<p>لاست داستانی است از چالش دیرینه انسانها با درک و فهم خود از راز های خلقت و جهان بینی که بدان رسیده اند یا سوق داده شده اند. بیننده ریزبین و نه سطحی نگر در این داستان با سوالات بسیاری برخورد خواهد کرد. سوالاتی نه از جنس اینکه شماره های ۴ ۸ ۱۵ ۱۶ ۲۳ ۴۲ چیست و &#8230; که البته یافتن پاسخ برای آنها خالی از لذت نیست! بلکه سوالاتی از این دست که فلسفه خلقت انسان چه بوده؟ خیر و شر و جنگ این دو. آدم و حوا و فرزندانش. جبر و اختیار و حدود آن. آغاز و پایان دنیا. قبل و بعد دنیا. مرگ و زندگی. جاودانگی. نقش رهبری و اطلاعت پذیری و هزاران سوال در این حیطه که به نوعی از کودکی با آنها درگیر بوده است. خوشبختانه سازندگان سریال در پی مخفی کاری نبوده اند و عقاید و اندیشه های خود را به روشن ترین شیوه به بیننده انتقال داده اند. نمونه بارز آن نام گذاری کاراکتر های اصلی سریال همنام با اندیشمندان و فلاسفه غرب چون جان لاک، دیوید هیوم، دنیل فارادی و &#8230; بوده است. این روشن سازی و در لفافه و ثقیل نبودن متن داستان بیننده را به دو سمت متمایل می‌کند. نخست اینکه وی با مجذوب شدن در زرق و برق لوکیشن ها و کاراکترها و سوالات معمایی بطور ناخودآگاه اندیشه ها و افکار تزریق شده در داستان را در ذهن خود حک شده خواهد یافت و مدتی بعد با فلش بک (برگشت) به موضوعات داستان آنرا به زندگی و عقاید خود تعمیم خواهد داد. دوم اینکه بیننده از قبل دارای خط جهان بینی مشخصی بوده که بنا بر اقتضای تربیتی هر کیش و مسلکی آنرا فرا گرفته (جدا از اینکه چقدر بر آن عقیده ایمان داشته. به عنوان مثال در نظام تربیتی ایران هر کس مجبور به گذراندن چندین واحد مباحث بینش اسلامی است که شامل جهان بینی ها و فلسفه اسلامی است) حال این فرد در صورتی که یک انسان عادی و نه اندیشمند و فیلسوف و عالمی باشد که در این زمینه تخصص دارد با برخورد به سیر داستان و عقاید تبیین شده آن به سؤالات و شبهات زیادی برخورد خواهد کرد که شاید بتواند اندکی از آنان را پاسخ دهد اما طبیعتا نخواهد توانست آراء اندیشمندان غربی را به چالش کشاند! در این صورت یک ذهن پر سوال و شکاک و تشنه تفسیر صحیح و منطقی مطابق با آموزه های قبلی وجود دارد. حال سؤال اصلی اینجاست!چه کسی به این شبهات و سؤالات پاسخ خواهد گفت؟!</p>
<p><span id="more-547"></span></p>
<p>مضحک است که بگوییم چون کسی قادر به پاسخ گویی نیست پس باید جلوی انتشار آن گرفته شود. تا چه زمانی از پاسخ گویی فرار خواهیم کرد؟ عالمان و اندیشمندان علوم دینی و بخصوص فارغ‌التحصیلان حوزوی که داعیه کسب علم از چشمه علوم اسلامی را دارند و بر سر دانشگاهیان و علوم انسانی آغشته به غرب آنان می‌کوبند، تا کی نماینده مجلس و رئیس فلان مجمع و شورای شهر و خبرگان و نخبگان و از این دست مناصب دولتی و غیردولتی که در آن خدمتی به خلق در قبال علومی که آموزش دیده اند، نمی‌کنند،خواهند بود؟! وظیفه یک آخوند آیت الله و حجت الاسلام والمسلمین &#8230; چه چیزی می‌تواند باشد جز پاسخ‌گویی به جامعه‌ای که دچار سردرگمی و شبهات فراوانی است که هر روز بیش تر از روز گذشته با پیشرفت علوم و تکنولوژی (و بقول واعضان خودشان -و نه عاملان- تهاجم فرهنگی) گریبان‌گیر جامعه جوان ما می‌شود؟! کدام عالم ارجمندی مقداری از آن وقت باارزش و طلای خود! را صرف دیدن این دست فیلم‌ها و سریال ها کرده است و نقدی چند صفحه‌ای بر آن نوشته و سعی در پاک کردن شبهات نموده است؟! حال مقابله به مثل هنری پیش کش که اگر بخواهیم سخنی از صنعت فیلم سازی در ایران بگوییم باید در عزایش گریه کنیم! البته سخن گفتن در باب کسانی که بجای پرداخت به اینگونه مسائل اساسی و شاه راههای تهاجم اندیشه! به دلایل وقوع زلزله و رابطه مستقیم آن با فساد و پیش‌بینی اش می پردازند و همه علوم تجربی را زیر سؤال می‌برند، بیهوده و عبث است! بماند اگر با اینگونه افراد مناظره مضحکی کنیم باید بپرسیم پس دلیل این همه نعمت باران که چند هفته‌ای است کشورمان را فرا گرفته چیست؟! کاهش فساد یا افزایش رکعات نماز شب آنان؟!</p>
<p>ختم کلام اینکه اندیشمندان و عالمان و فلاسفه عصر حاضر ما از فرط مناصب مادی و معنوی حتی حال نقد و نظر کوتاهی پیرامون یک اثر هنری ندارند چگونه می‌خواهند علوم انسانی فعلی غربی  را بومی سازی کرده و تولید علم کنند؟!!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/02/lost-and-islamic-human-sciences/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتظار</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1387/05/waiting/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1387/05/waiting/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 12:00:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=132</guid>
		<description><![CDATA[چه انتظار عجیبی، تو بین منتظران هم غریبی، عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت، چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی، فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیایی&#8230;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><a href="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/08/10pud5u.jpg" rel="lightbox[132]"><img class="size-full wp-image-133 aligncenter" src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/08/10pud5u.jpg" alt="" width="160" height="151" /></a>چه انتظار عجیبی،<br />
تو بین منتظران هم غریبی،<br />
عجیب تر آنکه چه آسان نبودنت شده عادت،<br />
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی،<br />
فقط نشسته و گفتیم<br />
خدا کند که بیایی&#8230;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1387/05/waiting/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ادواردو آنیلی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/12/edoardo-agnelli/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/12/edoardo-agnelli/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 07 Mar 2008 11:09:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[موسیقی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=76</guid>
		<description><![CDATA[چندین سال پیش بود که یکی از دوستان سی دی ای را برای تماشا به من امانت داد. آن روز فیلم را دیدم و حتی فرصت کپی از آن را نیز نیافتم و به خودش باز گرداندم. امروز بعد از آن همه سال در وب گردی هایم فیلم را آپلود شده روی سرور گوگل یافتم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/03/edoardoagnelli_2.jpg" alt="ادواردو آنیلی" align="left" border="1" hspace="6" vspace="3" />چندین سال پیش بود که یکی از دوستان سی دی ای را برای تماشا به من امانت داد. آن روز فیلم را دیدم و حتی فرصت کپی از آن را نیز نیافتم و به خودش باز گرداندم. امروز بعد از آن همه سال در وب گردی هایم فیلم را آپلود شده روی سرور گوگل یافتم. خیلی خوشحال شدم. ا زدو بابت. یکی اینکه بعد از دیدن آن فیلم که ظاهراً از سیمای ایران نیز پخش شده بود به موضوع علاقه خاصی یافتم و مدتی را به جستجوی اطلاعات بیشتر پیرامونش پرداختم و دوم بخاطر موسیقی انتهای فیلم که با اذان مرحوم موذن زاده اردبیلی رمیکس شده بود و پس از دیدن فیلم مطمئناً اشک آدم را در می‌آورد! آن اذان رمیکس شده با قطعه ای از ساخته های محمدرضا علیقلی بسیار دلنواز و شور انگیز بود. که هنوز هم بعد از هفت-هشت سال برایم تازه است. صدای سوزناک موذن زاده و مظلومیتی که در دینی به نام اسلام نهفته است!</p>
<p>اما فیلم مستندی پیرامون ادواردو آنیلی است. &#8220;ادواردو آنیلی&#8221; (Edoardo Agnelli) در ۶ ژوئن ۱۹۵۴ درنیویورک به دنیا آمد. پدرش سناتور&#8221; جیووانی آنیلی&#8221; ثروتمندترین مرد ایتالیا و مالک کارخانجات اتومبیل سازی فیات، فراری ،لامبورگینی ،لانچیا ،آلفارمو، ایوکو، به همراه چندین کارخانه تولید قطعات صنعتی، چند بانک خصوصی، شرکتهای طراحی مد ولباس، روزنامه های پرتیراژ &#8220;لاستامپا&#8221; و &#8220;کوریره دلاسرا&#8221; ، باشگاه اتومبیل رانی فراری وباشگاه فوتبال یوونتوس می باشد.&#8221;</p>
<p>شاید در مورد او شنیده باشید یا فیلم مستند آن را دیده باشید. مخلص کلام اینکه ادواردو در میان خانواده ای مسیحی و خویشاوندانی یهودی، مسلمان شده بود و این برای وارث ثروت های کلان خانواده آنیلی جرم و خطری بزرگ محسوب می شد و همین مسلمانی بود که وی را به کام مرگ کشاند و &#8230;</p>
<p>اگر در مورد وی چیزی نمی دانید پیشنهاد میکنم فیلم مستندش را <a href="http://video.google.com.au/videoplay?docid=6093659305894803584" target="_blank">اینجا </a>ببینید یا از <a href="http://vp.video.google.com/videodownload?version=0&amp;secureurl=sQAAAKOpx-cier1rQCtXmEIuo_mL8DXEqGFYZampaLrAlc2PuQl3d0DSxDLprrwNxpDydu-58VFs5U7VHj6q_nZBx5rXGhHFcIPOXDLfBCLnCxEVxCan3SGC-JSzVRFME4rsYwEQ8vwlfeiPxp7VzIR6mV62mp56UM9QeNCFKntB-i_EkbQXFYsLh4v01icPfhj6fBBndm3rlFU9RgIiPSHZmj_zVo8gPsZIH6xCdKU_4RBi1JpVcOF38wOXEDQBvDzAbA" target="_blank">دانلود</a> کنید. (۱۵۴ مگابایت) همینطور می توانید از طریق این <a href="http://blog.edoardo.ws/" target="_blank">سایت </a>اطلاعاتی پیرامون وی کسب کنید. (اما پیشنهادم همان فیلم است)</p>
<p>اذان مرحوم موذن زاده با آهنگ پس زمینه رمیکس شده که کاری بسیار زیبا است از <a href="http://www.4shared.com/file/31609342/5a7738c4/Earth_Whisper.html" target="_blank">اینجا </a>دانلود کنید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/12/edoardo-agnelli/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>14</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اللهم العن&#8230;</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/10/hossain/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/10/hossain/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 18 Jan 2008 11:51:04 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2008/01/18/hossain/</guid>
		<description><![CDATA[اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ. *عکس از نوید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align:center;"></div>
<div style="text-align:center;"></div>
<div style="text-align:center;"></div>
<div style="text-align:center;"></div>
<div style="text-align:center;"><img src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/01/imam-hossain-ashura.jpg" alt="imam-hossain-ashura.jpg" vspace="5" /></div>
<p align="center"><font color="#000000"><b><span style="font-size:16pt;font-family:Traditional Arabic;">اللهمَّ خُصَّ أنْتَ أوّلَ ظالم بِاللّعْنِ مِنِّی ، وَابْدَأْ بِهِ أوّلاً ، ثُمَّ الثَّانِی ، وَالثَّالِثَ وَالرَّابِع ، اللهُمَّ الْعَنْ یزِیَدَ خامِساً ، وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللهِ بْنَ زِیَاد وَابْنَ مَرْجانَةَ وَعُمَرَ بْنَ سَعْد وَشِمْراً وَآلَ أبی سُفْیانَ وَآلَ زِیَاد وآلَ مَرْوانَ إلَى یَوْمِ القِیامَةِ.</span></b></font></p>
<p align="right">*عکس از <a href="http://naviddesign.com/" target="_blank">نوید</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/10/hossain/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عید مبارک</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/07/happy-fetr/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/07/happy-fetr/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 12 Oct 2007 16:33:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/10/12/happy-fetr/</guid>
		<description><![CDATA[عیدتون مبارک. شدیداً التماس دعا. یا علی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;"><img src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2007/10/fetr.jpg" alt="fetr.jpg" /></p>
<p align="center">عیدتون مبارک. شدیداً التماس دعا. یا علی<strong> </strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/07/happy-fetr/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مهمان خدا</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/06/guest-of-god/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/06/guest-of-god/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 15 Sep 2007 14:15:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/09/15/%d9%85%d9%87%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%af%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[ماه رمضان هم رسید و ما دوباره مهمان خدا شدیم. با همه‌ی مشکلاتی که در این ماه با آن گریبان گیرم (به هم خوردن نظم برنامه‌ها، تغییر اجباری عادات روزانه، سردردهای مکرر و &#8230;) بسیار دوستش می‌دارم. از بی موقع بیدار شدن هایش برای سحر تا ربنای استاد هنگام افطار. این چند سال اخیر هم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ماه رمضان هم رسید و ما دوباره مهمان خدا شدیم. با همه‌ی مشکلاتی که در این ماه با آن گریبان گیرم (به هم خوردن نظم برنامه‌ها، تغییر اجباری عادات روزانه، سردردهای مکرر و &#8230;) بسیار دوستش می‌دارم. از بی موقع بیدار شدن هایش برای سحر تا ربنای استاد هنگام افطار. این چند سال اخیر هم که سریال‌های تلخ و ترش و شیرین و ملس! که به خوردمان می‌دهند! همه و همه را دوست دارم. و بیشتر صفا و صمیمیت و خلوصی که در این ماه نهفته. افزایش محسوس نمازگزاران در نمازخانه‌‌ها و مساجد را دوست دارم (حتی اگر یک ماه دوام بیاورد!) حتی بدخلقی و بدعنقی و بی حوصلگی در ارتباطات مردم را هم دوست دارم! رمضان بسیار زیباست و امیدوارم همگی بتوانیم از سفره‌ای که در خانه‌ی خدا گسترده شده بهره کافی را ببریم.</p>
<p>در گشت و گذار اینترنت به برنامه‌ی بسیار زیبا و در خور این ماه برخوردم که برای موبایل (تلفن همراه) نوشته و ارائه شده است. برنامه‌ی &#8220;مهمان خدا&#8221; برنامه‌ای است که اکثر نیازهای شما روزه داران را در این ماه مبارک برطرف خواهد نمود. این<img src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2007/09/ramazan.gif" align="left" hspace="5" vspace="5" /> برنامه خوشبختانه با زبان جاوا  (محدودیتی در نوع گوشی وجود ندارد) و در ۴ نسخه مختلف برای قابلیت اجرا در گوشی‌های گوناگون و بطور رایگان! و با محیطی بسیار زیبا عرضه شده. بخش‌های متنوعی از جمله: احکام روزه، ادعیه‌ها، مناسبت‌ها، مشاوره تندرستی، مشاوره تغذیه، زنگ یادآوری (جهت پخش اذان و بیدار نمودن شما به هنگام سحر با قابلیت انتخاب شهر) را در اختیار کاربر قرار می‌دهد. من این برنامه را روی گوشی Nokia 6630 بدون هیچ مشکلی نصب کردم و برنامه نویسان دوست داشتنی‌اش را دعا نمودم! شما نیز برای استفاده از این برنامه در ماه مبارک شتاب کنید که این روزها خیلی زود می‌آیند و میگذرند و ما در غفلتیم.</p>
<p><a href="http://www.mobileha.com/?p=25" target="_blank">نرم افزار مهمان خدا، مخصوص ماه مبارک رمضان</a></p>
<p><strong>پس نوشت</strong>: متاسفانه سایت بالا ظاهراً دچار مشکل شده است و دسترسی ممکن نیست. فایلی که دانلود کرده بودم را آپلود کردم برای استفاده موقت. امیدوارم با گوشی شما سازگاری داشته باشد. (با سری ۶۰ نوکیا که مشکلی نداشته)<a href="http://kuleposhti.persiangig.com/other/Ramezan-1-1.jar" target="_blank"> لینک دانلود</a></p>
<p>التماس دعا.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/06/guest-of-god/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>26</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عید مبارک</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/06/happy-shaban/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/06/happy-shaban/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Aug 2007 17:20:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/28/happy-shaban/</guid>
		<description><![CDATA[&#160; &#160; &#160; &#160;]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;"><img src="http://kuleposhti.persiangig.com/image/10pud5u.jpg" border="0" /></p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
<p style="text-align:center;">&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/06/happy-shaban/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>موتور هزاری‌ها و یا مهدی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/06/swifting-and-mahdi/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/06/swifting-and-mahdi/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Aug 2007 12:36:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[منجی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/24/%d9%85%d9%88%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%87%d8%b2%d8%a7%d8%b1%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%d9%88-%db%8c%d8%a7-%d9%85%d9%87%d8%af%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[دیروز وقتی از کتابخانه برمی‌گشتم صدای گاز دادن موتورها نظرم را جلب کردم. رو کردم به خیابان و دیدم یک دسته موتور هزار (پرشی) با بوق و سرنا نزدیک می‌شوند. به نظر صد موتورسواری می‌شد. اغلب‌شان چفیه یا پارچه ای روی صورت بسته بودند و به شدت گاز می‌دادند. شاید بنزین برای آنان سهمیه بندی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز وقتی از کتابخانه برمی‌گشتم صدای گاز دادن موتورها نظرم را جلب کردم. رو کردم به خیابان و دیدم یک دسته موتور هزار (پرشی) با بوق و سرنا نزدیک می‌شوند. به نظر صد موتورسواری می‌شد. اغلب‌شان چفیه یا پارچه ای روی صورت بسته بودند و به شدت گاز می‌دادند. شاید بنزین برای آنان سهمیه بندی نشده بود که چنین پر گاز می‌رفتند! از این رژه‌ها کم ندیده ا‌یم و شاید دیگر عادت کرده‌ایم اما چیزی که مرا می‌رنجاند و دلم را به درد می‌آورد، سوء استفاده و تخریبی است که به نام دین انجام می‌گیرد. فقط کافی است این محیط را شبیه سازی کنید:</p>
<p>حدود صد موتور پرشی، پرگاز، با سوارانی بی هویت! با بوق زدن‌های مقطع! با آن ابهت و ترس و هراسی که به یکباره بر دل رهگذران می‌نشیند در خیابانهایی که صلح و روزمرگی در آن جاری است،‌ پیش رویت ببینی. و افسوس و صد افسوس با پرچم‌های سبز رنگی که &#8220;یا مهدی ادرکنی&#8221; بر آن نقش بسته! فقط کافی ‌است نیمی از افرادی که این صحنه را می‌بینند مثل من سست ایمان باشند. چه اتفاقی می‌افتد؟ مگر نه اینکه ممکن است همین ایمان اندکی که برایشان باقی مانده از کف بدهند؟ و از دین و اسلام و مهدی، بیزار شوند؟ و چه مظلوم است مهدی که مبلغانش به جای امنیت و آرامش، رعب و وحشت بر دل مسلمانانش ‌بنشانند.</p>
<p>از دیروز این حرف‌ها در دلم غلیان می‌کرد. باید بازگو می‌شد. باید می‌گفتم ایها الناس، این بدبختانی که می‌بینید هیچ نسبتی با مهدی، با منجی و با امام رئوف و مهربان شما ندارند. اینها فقط فریب خوردگانی هستند که باید برای هدایتشان دعا کرد! و &#8230; ادامه نمی‌دهم چون ممکن است عنان از کف برهانم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/06/swifting-and-mahdi/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>10</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>صد خدا</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1386/05/%d8%b5%d8%af-%d8%ae%d8%af%d8%a7/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1386/05/%d8%b5%d8%af-%d8%ae%d8%af%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Aug 2007 20:28:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/2007/08/03/%d8%b5%d8%af-%d8%ae%d8%af%d8%a7/</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پیش در نمازخانه‌ی کتابخانه، وسط نماز چشمم به مطلبی که مقابلم  به دیوار نصب بود افتاد. &#8220;بنده‌ی من! تو هنگامی که به نماز می‌ایستی من آنچنان به سخنانت گوش فرا میدهم که گویی همین یک بنده را دارم، ولی تو چنان غافلی که گویی صد خدا داری!&#8221; فکر می‌کنید خواندن این مطلب آن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روز پیش در نمازخانه‌ی کتابخانه، وسط نماز چشمم به مطلبی که مقابلم  به دیوار نصب بود افتاد.</p>
<p>&#8220;بنده‌ی من! تو هنگامی که به نماز می‌ایستی من آنچنان به سخنانت گوش فرا میدهم که گویی همین یک بنده را دارم، ولی تو چنان غافلی که گویی صد خدا داری!&#8221;</p>
<p>فکر می‌کنید خواندن این مطلب آن هم در میان نماز! چه حسی بر آدم تحمیل میکند!؟</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1386/05/%d8%b5%d8%af-%d8%ae%d8%af%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
