آقا نوید امروز مطلبی درباره پروسه فارسی سازی وردپرس نوشتند که آمار خوب و امیدوار کننده ای در آن دیده میشود. بعد از چند نوشتهی عصرونه و مزیدی گُل، غیرت وردپرس دات کامیها گل کرده و ظاهراً جملات و رشتههای بیشتری از وردپرس انگلیسی به فارسی ترجمه شده. امروز بعد از وارد شدن به بخش ترجمه وردپرس بیش از ۵۰ رشته را ترجمه کردم. اینکار به قولی هم فال است و هم تماشا. یعنی برای منی که مدتی است درگیر مرور و تقویت زبان انگلیسی هستم به عنوان یک محک هیجان انگیر میتواند موثر باشد. از طرفی ترجمه نواقص وردپرس کمک شایانی به فراگیر شدن این موجود (چیزی که قابل رشد و ارتقاء روزانه است) میکند. عصرونه توضیحات مکفی را داده است. فقط باید توجه کنید مثل من مشغول بازی (Translate Random) که همان ترجمه تصادفی هست نشوید و یادتان نرود که برای ثبت ترجمه باید آن را Approve (تایید) کنید! وگرنه معلق باقی خواهد ماند. در ترجمه سعی کنید اگر چیزی را نمیدانید اقدام نکنید. چون این کار وقت دوستانی را که باید دوباره ترجمه شما را ویرایش کنند خواهد گرفت. حساب کردم دیدم اگر ۱۳۰ نفر هرکدام ۲۰ ترجمه انجام دهند وردپرس را استاد میشود. البته میشود ۲۰ نفر ۱۳۰ رشته را ترجمه کنند. اما بنی آدم اعضای یکدیگرند … :دی
امروز ۱۸ تیر است. روزی که خاطرات زیادی از آن داریم. روزی که همیشه در ذهنها خواهد ماند. من فکر میکنم خاطره ۱۸ تیر ۷۸ برای همه، هم برای آنان که زدند و هم برای آنان که خوردند تلخ است. اگر ۱۸ تیر ۷۸ را سرآغازی برای فریاد آزادی بدانیم باید بگویم من از برخی تفکرات متعصبانه و بی منطق که دوست دارند همه چیز و همه کس را به ضد انقلاب و عوامل شیاطین پیوند بزنند متنفرم. از آنها که دانشجویان ۱۸ تیر ۷۸ را ارازل و اوباش مینامند متعجبم. معروف است که در دعوا حلوا خیرات نمیکنند. اگر آنروز کسانی بودند که حال از جبهه مقابل (لباس شخصیها) و یا از جبهه موافق (دانشجویان) دست به اقدامات و مصادیق براندازی و شورش علیه کلیت نظام زده اند، یا مشغول ضرب و شتم شدند، نباید همه را به جنبش دانشجویی چسباند. نباید خشک و تر با هم بسوزند. چرا که اگر اینچنین باشد هر دو طرف متضرر خواهند بود. چیزی که امروز به عینه شاهد آن هستیم. به نظر من رهبری کاریزماتیک و اطاعت از رهبری رمز پیروزی و موفقیت است. همانطور که در دینمان هم نتایج آن را میبینیم. اگر مردم آن زمان به حرف امامشان گوش میدادند و اطاعت از او میکردند مسلماً قرآن سر نیزه نمیرفت. امروز هم همان تاریخ است که تکرار میشود. اگر دانشجویان (مدافعان دوم خرداد) به اطاعت از کاریزمای خود (سیدمحمد خاتمی) و دلسوزان نظام و ولایت (به تعبیر خودشان) به تبعیت از رهبری تن میدادند امروز هر دو طرف در جایگاه قدرت و عزت بودند. اما طی این هشت سال نه تنها چنین نشده که بدتر هم شده است. تندروها (در هر دو جناح) همیشه کار را خراب کردهاند. متسفانه این تنش و برخوردها هر روز بیشتر میشود و بدتر اینکه تهمتها و توهینها و حملهها آشکارا صورت میگیرد. این تبیین مواضع و بداهت برای سیاستمداران که بازی سیاست را دوست دارند خوب است اما برای مردم عادی چیزی بجز سردرگمی و از دست دادن اعتماد سودی ندارد. به امید روزی که همه آزاد و سرافراز باشیم.
همون طور که مستحضر هستید مباحث پنوماتیک و هیدورلیک از شاخه های مهندسی مکانیک میباشند که نسبتاً حیطه گسترده ای هم دارند. منابع و مراجع در این زمینه ها که بدرد بخور باشند و کارآمد و به زبان فارسی در دو سه سال گذشته نسبتاً سیر صعودی انتشار را داشته اما هنوز هم مثل اکثر دروس دانشگاهی نیاز به مرجع و Reference معتبر و شناخته شده هست. یکی از کتابهای معتبر در این زمینه کتاب “پنوماتیک فستو” از انتشارات شرکت فستو میباشد. این کتاب سالها پیش به فارسی ترجمه و بصورت رنگی وارد بازار شد. اما متاسفانه تجدید چاپ نشد و از اون تعداد محدودی در دسترس هست. این کتاب یکی از منابع کنکور کارشناسی ارشد رشته مکانیک گرایش ساخت و تولید است. بعد از مدت ها جستجو در اینترنت چند روز پیش کتاب را در قالب PDF اما به صورت سیاه و سفید پیدا کردم. علیرغم اینکه کتاب سیاه و سفید است و تقریبا تشخیص مدارها در آن را مشکل میکند اما باز هم کار مرا راه انداخته. کتاب را میتوانید از اینجا دریافت کنید. در کنارش کتاب دیگری به نام “۹۹ مثال کاربردی پنوماتیک” هم برای دانلود وجود دارد که برای علاقمندان این مبجث جالب است.
*پینوشت: لینک مستقیم برای دانلود: کتاب اول – کتاب دوم
اولین نوشته این وبلاگ را امروز ۱۷ تیرماه ۱۳۸۶ به قول معروف پابلیش (منتشر) میکنم! اول یک معرفی کوتاه درباره خودم. من محسن ۲۴ سال دارم و دانشجوی سال آخر مهندسی مکانیک دانشگاه سراسری ! علاقمند به طراحی و برنامه نویسی وب و کارهای گرافیکی، علاقمند به شرکت در بحثهای مختلف در جمعهای مختلف! (بیشتر در حوزه سیاست و اجتماع) و سایر علاقمندیها که به مرور مشخص خواهند شد. هدفم از راه اندازی این وبلاگ در درجه اول حضور در دنیای مجازی و دوست داشتنی وبلاگ نویسی و در گام بعدی ارتقاء و رشد اطلاعاتی با کمک موجود نازنینی به اسم اینترنت و به بهانه وبلاگ نویسی.
در این وبلاگ از هر چیزی خواهم نوشت. از سیاست، اجتماع، هنر، ادب، سینما، موسیقی، کتاب، رشته خودم و حتی مباحثی پیرامون وب و گرافیک و اینها. در کل یک کوله پشتی پر و پیمون. البته با قید مفید بودن و کارایی!
سعی میکنم هر روز بنویسم ولی تضمینی برای نوشتن ندارم. جون روی کاغذ هم مینویسم مثل نویسنده ها ممکنه روزها نوشتنم نیاد! و این به معنای سستی و تنبلی نیست. بلکه اعتقادم به این اصل هست که اگه حسش نیست، ننویس! در مورد ادبیات نوشتاری هم معتقد به یک اصل و ریتم ثابت در نویسندگی دیجیتالی نیستم. وبلاگ رو یک محل غیررسمی میدونم که قید و بندی نداره. بنابراین ممکنه در یک یادداشتم خیلی رسمی و کتابی بنویسم و یا حتی در همون یادداشت غیررسمی و به قول بچه ها بروبچزی!