<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>کوله پشتی &#187; ممنوعه</title>
	<atom:link href="http://kuleposhti.ir/tag/%d9%85%d9%85%d9%86%d9%88%d8%b9%d9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://kuleposhti.ir</link>
	<description>یادداشت هایی پیرامون آی تی و نجوم</description>
	<lastBuildDate>Thu, 17 May 2012 09:49:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.1.3</generator>
		<item>
		<title>درک دوره‌ ی پیش از ظهور</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 25 Jan 2011 09:44:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[مذهب]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>
		<category><![CDATA[منجی]]></category>
		<category><![CDATA[یارانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=980</guid>
		<description><![CDATA[«همه انبیاء و اولیا الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» به نظر شما این دوره کدام دوره است که همه انبیاء و اولیاء الهی آرزوی زندگی در آن را دارند؟ از ابراهیم و نوح و عیسی و موسی بگیر تا محمد (ص) و علی (ع). طبق دانسته‌های هر مسلمانی چه مومن و چه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img alt="ahmadinejad" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/wp-post-thumbnail/ahmadinejad_iJLiP.jpg" class="wppt_float_right" /><p>«همه انبیاء و اولیا الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» به نظر شما این دوره کدام دوره است که همه انبیاء و اولیاء الهی آرزوی زندگی در آن را دارند؟ از ابراهیم و نوح و عیسی و موسی بگیر تا محمد (ص) و علی (ع). طبق دانسته‌های هر مسلمانی چه مومن و چه کم ایمان و احادیث و متواترات به ذهن باید دوره حکومت امام زمان (عج) بوده باشد که عدل حقیقی گسترانیده شده و ظلم ریشه کن خواهد شد. طبیعی است که به غیر از این ممکن نیست. چون همهٔ امامان و انبیاء نوید ظهور منجی آخرالزمانی را داده‌اند که در جهانی پر از ظلم و جور و تبعیض و بی‌عدالتی خواهد آمد آن هم با آن کیفیتی که شنیده‌ایم. <span id="more-980"></span>اما گویا در صحت این دانسته‌ها و تعلیماتی که سینه به سینه از ۱۴۰۰ سال پیش به ما ارث رسیده، باید شک کرد. در این شک بیشتر مطمئن می‌شویم وقتی که علما و فضلا و مراجع و بقولی فقیهان زمان که در دوران غیبت امام معصوم باید به آن‌ها مراجعه کرد در مقابل جملهٔ «همهٔ انبیاء و اولیاء الهی آرزو داشتند در این دوره زندگی کنند» سکوت می‌کنند و گویی گوینده این جمله بر حق بوده است و روزگاری که انتظارش را می‌کشیدیم رسیده است و «این دوره» یعنی سال ۱۳۸۹ هجری شمسی برابر با ۱۴۳۲ هجری قمری و ۲۰۱۱ میلادی،‌‌ همان روزگار موعود است منتهی ظهور حضرتش به تاخیر افتاده است! ‌ که احتمالاً بخاطر این بوده که یک «واسطهٔ فیض امام» عالِم و عامل در کرسی خدمت گذاری جلوس کرده و به عنوان دستیار یا معاون اول ایشان مشغول آماده سازی و تدارک مقدمات ظهورش می‌باشد. پر واضح است که اهداف و سیاست‌های آن بزرگِ خدمت گذار «طرح امام زمان» خواهد بود و یقیناً تاییدیه کتبی و شفاهی ایشان را به همراه داشته است که اجرایی شده. و البته برکات این طرح هم «پول امام زمان است و نباید به درآمد‌های (احتمالاً آلوده‌ی) موجود در جیب مردم قاطی شده و خراب شود».<br />
این همه گفتیم و شنیدیم و نوشتیم که یادگاری باشد در دوره‌ای که «همه انبیاء و اولیای الهی آرزوی زندگی کردن در آن را داشتند». قضاوت با خودتان.<br />
پی نوشت:<br />
» کلیهٔ حقوق جملات داخل گیومه مربوط است به «دکتر محمود احمدی‌نژاد؛ رئیس دولت دورهٔ ۱۳۸۴ الی اکنون»</p>
<p>» ارجاعات: <a href="http://ilna.ir/newsText.aspx?id=176172" target="_self">+</a> ، <a href="http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=51471" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.tabnak.ir/fa/news/140661" target="_blank">+</a> ، <a href="http://ebratnews.com/?part=news&amp;inc=news&amp;id=29441" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.irna.ir/NewsShow.aspx?NID=30171957" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.khabaronline.ir/news-117305.aspx" target="_blank">+</a> ، <a href="http://www.khabaronline.ir/news-116809.aspx" target="_blank">+</a></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=980" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/11/pre-arrivals/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نیمهٔ پرِ لیوانِ وطن پرستی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 30 Dec 2010 22:03:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>
		<category><![CDATA[میهن پرستی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=892</guid>
		<description><![CDATA[روی درب دستشویی نوشته بود «مرگ بر ایران» کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا یک ایرانی باید این چنین اهانتی به خود و خانواده و کشورش بکند. دو دلیل به ذهنم رسید. یک: سیستم حکومتی و سیاست مداران کشور این دیدگاه را ایجاد می‌کنند. چگونه؟ انسان موجودی است پاک و خوب دوست. خوب‌ها در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<img alt="iran" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/wp-post-thumbnail/iran_CN2q8.jpg" class="wppt_float_right" /><p>روی درب دستشویی نوشته بود «مرگ بر ایران» کلی با خودم کلنجار رفتم که چرا یک ایرانی باید این چنین اهانتی به خود و خانواده و کشورش بکند. دو دلیل به ذهنم رسید. یک: سیستم حکومتی و سیاست مداران کشور این دیدگاه را ایجاد می‌کنند. چگونه؟ انسان موجودی است پاک و خوب دوست. خوب‌ها در فطرت پاک انسان همیشه خوب بوده‌اند و مطلوب. ذهن انسان بطور ناخودآگاه بدی‌ها را سریع‌تر و راحت‌تر از خوبی‌ها تشخیص می‌دهد. مثل یک قطره جوهر بر روی کاغذ سفید! <span id="more-892"></span>ما بطور عامیانه می‌گوییم نیمه خالی لیوان را دیدن. نیمه پر لیوان خوبی‌ها، داشته‌ها، سرمایه‌ها و ارزش‌هایی است که عمر خود را برای رسیدن به آن صرف می‌کنیم. نیمه خالی لیوان همه آن بدی‌هایی است که با ضعف خود به آن رسیده یا بر ما تحمیل می‌شود. این تحمیل در سیستم حکومتی کشور از طرف حاکمان و سیاست مداران بودجود آمده. وطن پرستی، عرق ملی و آروزی داشتن کشوری خوش نام و پیشرفته، آرمانی است که حکومت وظیفه تبیین و حیات آن را دارد. اما چگونه است که این امر صورت نمی‌گیرد؟</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter size-full wp-image-893" title="cho-iran-nabashad" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/12/cho-iran-nabashad.jpg" alt="" width="310" height="250" /></p>
<p>به زعم من برخی از سیاست مداران ما دچار خلط مبحث هستند. ابزار «دشمن سازی» همیشه به عنوان موفق‌ترین ابزار برای غلبه بر ذهن مردم یک کشور برای نیل به اهداف آن کشور ایفای نقش کرده است. آمریکا با این ابزار توانسته بر افغانستان و عراق یورش برده و همین کار را در آینده و اهداف دیگر تکرار کند. اما استفاده از آن برای سیاست‌های داخلی چگونه است؟ کشورهای غربی بر اساس طبیعت انسان گرایانه خود بر قهرمان سازی و قهرمان پروری تکیه کرده و درنتیجه نوعی اعتماد سازی و توانایی را بر باور ملت نشانده‌اند. ابزار سینما، اینترنت و&#8230; توانسته است این قدرت (وهم انگیز) را در آنان دو چندان کند که من (یک شهروند غربی) می‌توانم و باید برای رسیدن به اهداف کشورم برای زندگی و آیندهٔ بهتر تلاش کنم.! اما این روند در کشور ما چگونه است؟ قهرمان‌های دیروز دشمنان امروز‌اند. دو رئیس دولت و یک نخست وزیر ایران و وزیران و خانواده‌ها و دوستان ایشان عوامل دشمن و خائن و وطن فروش و هزار صفت نیمه خالی لیوان هستند که ۳۰ سال تمام کشور را غارت مادی و معنوی کرده‌اند. می‌بینیم که قهرمان سازی و الگوسازی چگونه اجرا می‌شود! یک لیست بلند بالا از مفسدین اقتصادی در جیب رئیس دولت است که هنوز نتوانسته است آن را افشا کند! می‌بینیم که همچنان مفسدین بر عدالت محوران احاطه دارند. رسانهٔ دولتی مته‌مان خودی و غیرخودی را بدون محاکمه و رای نهایی لجن مالی کرده و هر چه در عقبهٔ این کشور ارزش و قهرمان تلقی می‌شد پنبه می‌کند. گزارش‌های نابجا. آمارهای نادرست. برخوردهای حزبی و&#8230; می‌بینیم که ابزار رسانه بجای پرداختن به پیشرفت‌های علمی و معنوی کشور و تبیین آیندهٔ روشن و انرِژیک تمام توان خود را صرف محق جلوه دادن سیستم بیمار خود می‌کند. سیستم بیماری که خود آن‌ها را فاسد و خائن و&#8230; خوانده است. اگر هم موفقیتی باشد از فرط اغراق و برخورد ملوکانه و منافع شخصی یا حزبی، نمک ش زیاد شده و نوعی بزرگنمایی جلوه می‌کند. این دور باطل همچنان ادامه می‌یابد تا یک هم میهن چیزی جز سیاهی و تاریکی و نیمه خالی نبیند. بیفزایید اثرات تحریم، سیاست‌های نابجا و کار‌شناسی نشدهٔ اقتصادی، عدم ثبات شغلی، تورم، ناهنجاریهای اجتماعی و&#8230; (توجه کنید به چند کلمه آخر که چگونه بار منفی و سیاهی را در ذهن شما ایجاد می‌کند!) این دلیل دوم است!</p>
<p>«خود»مان در محاورات و بجث‌ها این بار منفی را منتقل می‌کنیم. صف‌های نانوایی، اتوبوس، محل کار، مهمانی‌ها و&#8230; دقت کنید به سوال خبرنگاران! «نظر شما راجع به تورم ناشی از اصلاح قیمت‌ها چیست؟» «چرا فتنه ۸۸ اتفاق افتاد؟» «علم بهتر است یا ثروت؟!» پاسخ همه این سوال‌ها نیمه خالی لیوان است! نیمه منفی که جامعه به آن دچار است پس سوال هم در همین راستا است و بقولی نان شب ملت! همین است. این اتفاق در اکثر کشور‌ها مرسوم است اما نه به این شدت! (که ناشی از دلیل نخست است). حال برگردیم به اول خط. اصلاح سیستم حکومتی بطور قطع از توان و محدوده دسترسی ما خارج است. اما به نظر می‌رسد اصلاح خود ممکن است. دیدن نیمه پر لیوان درحالیکه می‌دانیم لیوان نصفه و نیمه است. قبول کنیم که کشور ما منحصر بفرد است. مردمانش کم از مردمان سایر ملل نیستند. فرهنگ دیرینه و غنی دارد. اگر ضعفی است از سوء مدیریت هاست. از نادانی گذشتگان و امروزیان و آیندگان است. از اسلام‌اش نیست. از افراط و تفریط هاست. از دغل بازان و ریاکاران و دروغ بافان است. و در ن‌هایت از «خود» ما است! وطن پرست باشیم و خیرخواه میهن.</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=892" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/10/patriotism/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قهوه تلخ؛ شیرین به کام ملت، تلخ به کام دولت</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Oct 2010 14:33:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقاد]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[طنز تلخ]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/07/</guid>
		<description><![CDATA[طنز تلخ ژانری است که با درایت و پشتکار کارگردانی چون مهران مدیری وارد فرهنگ نقادی جامعه شده. کارهای مدیری هر کدام در جایگاه خود قابل بحث است. از ساعت خوش گرفته تا مرد هزار چهره و اکنون قهوه‌ی تلخ. هر کدام از مجموعه هایی که گروه مهران مدیری ( به نویسندگی امیرمهدی ژوله و [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft size-full wp-image-842" style="border: 0pt none;" title="قهوه تلخ" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/10/xu5f2b05f4qxzhbkdux1.jpg" alt="" width="250" height="250" />طنز تلخ ژانری است که با درایت و پشتکار کارگردانی چون مهران مدیری وارد فرهنگ نقادی جامعه شده. کارهای مدیری هر کدام در جایگاه خود قابل بحث است. از ساعت خوش گرفته تا مرد هزار چهره و اکنون <a href="http://ghahvetalkh.net/">قهوه‌ی تلخ</a>. هر کدام از مجموعه هایی که گروه مهران مدیری ( به نویسندگی امیرمهدی ژوله و خشایار الوند) تولید کرده اند در ژانر طنز قرار دارند. ساعت خوش در ۱۳۷۳ و در اوج دولت سازندگی بر پایه طنز مطلق که گاهی به هجو می گرایید و کمتر به دردهای جامعه می پرداخت و آن هم نه بخاطر انتقاد که بخاطر سرگرمی و خنده تولید شد، پاورچین در ۱۳۸۱ ساخته شد که طنزی شیرین بود و بی حاشیه و این روند تا ۱۳۸۴ با نقطه چین و جایزه بزرگ ادامه داشت. از این سال به بعد بود که طنز مدیری تلخ تر شد. شب های برره، باغ مظفر و در نهایت مرد هزار چهره که اوج تلخی جامعه را به رخ مسئولان و دست اندر کاسه‌ها، کشید. همانطور که مجموعه هایش در دولت های پیش نیز با انتقاد همراه بود. البته تیم مدیری بی انصاف نبود و بسیاری خرده فرهنگ‌های غلط رایج در جامعه بحران زده‌ی پس از انقلاب را به ملت و مردمش گوشزد کرد.  جسارت در تولید این مجموعه ها مدیری را محبوب کرد و اصرار وی بر ادامه راهش که با مرد دو هزار چهره بر دشمنانش مسجل شد، کار را به جایی رساند که قهوه‌ی تلخ تلویحاً به رئیس دولت نهم و دهم تقدیم شود تا مخاطب اصلی این مجموعه کام تلخ دولت باشد.</p>
<p>ذکاوت بیان، دست گذاشتن بر دردهای جامعه  و در لفافه و مستعار سخن گفتن از شاخصه های طنز است که بخوبی و این‌بار با پرده پوشی کمتری در قهوه‌ی تلخ نمایش داده شده. در همان قسمت های اول تیر خلاص زده می‌شود. جایی که استاد تاریخ (زند کریمی) متوجه حفره‌ی تاریخی پنج ساله‌ای شد که در هیچ کتاب تاریخی ثبت نشده جز پارس نامه! و مبهوت از اینکه مگر در این دوره تاریخی کاری صورت نگرفته که چیزی ثبت نشده است؟! اگر موشکافانه به این موضوع بنگریم متوجه پنج سال ریاست احمدی نژاد (۸۴-۸۹) بر دولت می‌شویم! و اینکه هیچ کار مفیدی صورت نگرفته که در کتاب‌ها ثبت شود و تنها منبع پارس نامه=فارس نیوز است! شاید در برخورد اول این برداشت‌ها در نگاه تنگ نظران توهم آمیز جلوه کند اما واقعیت بیش از این است. عدم پخش مجموعه از رسانه ملی و تکذیب سفارش ساخت این مجموعه از طرف مدیران شبکه ۳ (بر خلاف بازدیدها از پروژه) نشان از تلخی بیش از حدی است که به کام این دولت و مسئولانش تحمیل شده. این تلخی برای همه دولت‌های قبل بوده است اما آنها کاسه‌‍ی انتقاد پذیریشان گودتر بود!</p>
<p>پیشنهادم این است که عینک نقادی خود را بر چشم زده و نگاهی دوباره بر قسمت های اول این مجموعه بیاندازید. آنگاه طنز تلخی را خواهید دید که به کام ملت شیرین و به کام دولت تلخ است!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=836" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/07/ghahv-e-talkh/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک ربنا گرفتیم هفده ربنا دادیم!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2010 10:53:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودمانی]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/06/</guid>
		<description><![CDATA[تابناک به نقل از ایسنا نوشت: با هدف تنوع بخشی و احترام به ذائقه‌های مختلف، ۱۷ قطعه صوتی ربنا تولید و در شبکه‌های سیما توزیع شد. بعد وقتی آقایون می فرمایند تحریم ها موجب پیشرفت روز افزون کشور است، مسخره می کنید! خب عزیز من چشم دارید ببینید! اول ربنای استاد شجریان رو تحریم می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=117641">تابناک</a> به نقل از ایسنا نوشت:<br />
با هدف تنوع بخشی و احترام به ذائقه‌های مختلف، ۱۷ قطعه صوتی ربنا تولید و در شبکه‌های سیما توزیع شد.</p>
<p>بعد وقتی آقایون می فرمایند تحریم ها موجب پیشرفت روز افزون کشور است، مسخره می کنید! خب عزیز من چشم دارید ببینید! اول ربنای استاد شجریان رو تحریم می کنند و بعد ییهو ۱۷ تا ربنای جدید تولید میشه! به این میگن پیشرفت در امورات کشور. به راستی که رئیس دولت درست گفت که آنقدر تحریم کنید که زیرپایتان علف سبز شود یا اینکه آرزوی من است بنزین (ربنای شجریان) تحریم شود! البته اینکه این ۱۷ ربنای تولیدی بتواند جای آن یک ربنا را بگیرد به جهنم مهم نیست!</p>
<p>به امید پیشرفت بعدی!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=732" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/06/shajarian/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رمضان در توییتر</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/05/ramadan-top-twitter-trends/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/05/ramadan-top-twitter-trends/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 16 Aug 2010 12:12:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اینترنت]]></category>
		<category><![CDATA[توییتر]]></category>
		<category><![CDATA[فیس‌بوک]]></category>
		<category><![CDATA[انسداد]]></category>
		<category><![CDATA[تویتتر]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیس بوک]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/1389/05/</guid>
		<description><![CDATA[هر روز در روزنامه ها و خبرگزاری های ارزشی از گسترش شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر و استفاده استکبار جهانی از آنها به عنوان ابزاری برای کنترل ایران و مردمش مقاله و نکته چاپ می شود. در جریانات سال ۸۸ هم اسم این دو سرویس اینترنتی را زیاد شنیدیم و اگر امکانش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="alignleft size-full wp-image-655" style="border: 0pt none;" title="Ramadan #5 Top Twitter Trends" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/uploads/2010/08/twit_ramadan.gif" alt="" width="175" height="118" />هر روز در روزنامه ها و خبرگزاری های ارزشی از گسترش شبکه های اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر و استفاده استکبار جهانی از آنها به عنوان ابزاری برای کنترل ایران و مردمش مقاله و نکته چاپ می شود. در جریانات سال ۸۸ هم اسم این دو سرویس اینترنتی را زیاد شنیدیم و اگر امکانش بود حتمن تا کنون به عنوان برانداز اعدامشان کرده بودیم! اما از خود هیچگاه نپرسیدیم این ابزارهایی که هر روز در حال گسترش هستند و در بین جهانیان و ایرانیان نفوذ غیرقابل انکاری پیدا کرده اند، فقط سیاه هستند یا می شود سفید هم باشند؟ درک ضعیف و نبود آگاهی مسئولان و صاحب نظران! باعث شده تا این شبکه های اجتماعی چاقویی برای بریدن سر ایران معرفی شوند! حال اینکه همین چاقو می تواند سر اسکتبار را هم از تن جدا کند!</p>
<p>با فرا رسیدن ماه مبارک رمضان عجیب نیست اگر <a href="http://mashable.com/2010/08/14/top-trending-topics-twitter">بشنویم </a>واژه Ramadan (رمضان) جایگاه پنجم توییت ها را در هفته اخیر به خود اختصاص داده باشد! البته اگر این خبر را صاحب نظران! شنیدند و برایش پاپوشی نساخته و فریب غرب نه نامیدند عجیب تر است! برکت رمضان تا حدی هست که به قدرت شبکه های اجتماعی در این دنیای بی در و پیکر پی ببریم و بدانیم که می شود از چاقو به نفع خود نیز بهره برد! اگر که کوته نظری ها و کج سلیقه گی ها و جهالت امان دهد!</p>
<p>طاعات و عبادت تان قبول حق. التماس دعا :)</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=654" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/05/ramadan-top-twitter-trends/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یک سال پیش در چنین روزهایی؛ امید!</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 04 Jun 2010 08:40:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.ir/?p=596</guid>
		<description><![CDATA[یک سال پیش در چنین روزهایی بود که طعم زیباترین حس انسانی را چشیدیم. امید! امید همراه با شور و نشاطی که همانندش را حتی در ۸ یا ۴ سال گذشته اش  نیز تجربه نکرده بودیم. سبزی و سرزندگی. عشق و دوستی. صلح و مهربانی. صداقت و انسانیت و هزاران صفت خوب دیگر که در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یک سال پیش در چنین روزهایی بود که طعم زیباترین حس انسانی را چشیدیم. <span style="color: #333333;">امید</span>! امید همراه با شور و نشاطی که همانندش را حتی در ۸ یا ۴ سال گذشته اش  نیز تجربه نکرده بودیم. سبزی و سرزندگی. عشق و دوستی. صلح و مهربانی. صداقت و انسانیت و هزاران صفت خوب دیگر که در تک تک دل های مردم این سرزمین موج میزد. پیر و جوان. دختر و پسر همه در این امید نقش داشتند. حتی بیم ها هم یارای مقابله با آن را نداشتند. ایمان و اعتقاد به منجی که در سرشت و فطرت همه انسان هاست محرک اصلی این حس امید و نشاط بود. امید به تغییر. امید به تازگی. امید به بازگشت کرامت. امید به فردا&#8230;</p>
<p>فارغ از اینکه منادی و مسری این امید که بود و آیا توان هدایت این نیروی حساس و زود رنج! را بدون انحراف از مسیر درست و بدور از جو زدگی و خلف وعده، داشت یا نه، مردم با وی همراه شدند و پیش رفتند تا روز واقعه! تا روزی که آن امید شیرین دوباره به یغما رفت! و دوباره آن صفات زشت و رعب آور و دور از شرف و عقلانیت بر سر این مردم سایه افکند و نور امید کم سو شد. دست کینه سرها را به سقف چسباند و بیرق های سبز را به غارت برد!</p>
<p>اما امید هرگز نمی میرد. شاید کم رنگ شود ولی محو شدن هرگز. تا زمانی که ایمان به ظهور مصلح صالح و حقیقی باشد امید در دل مردمان در رفت و آمد است. تا آن روز باید صبور بود و بردبار.</p>
<p>۱۴ خرداد ۸۹ سخنرانی سیدحسن خمینی را در حرم و حریم پدربزرگش برهم می زنند و او فقط به گفتن این جمله که &#8220;هنوز ۲۰ سال از رحلت امام نگذشته است!&#8221; بسنده می کند.</p>
<p><span style="color: #888888;">* خیلی سعی کردم ننویسم ولی این دل لامصب بدجوری گیره!</span></p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=596" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1389/03/hope/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بی برقی و نامه علم به شاه</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1387/05/113/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1387/05/113/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 23 Jul 2008 03:43:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شاه]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=113</guid>
		<description><![CDATA[در کتاب یادداشت های علم جلد ششم که در شماره گذشته هفته نامه شهروند  اشاراتی به آن شده بود چندین نامه از اسد ا&#8230; علم خطاب به شاه که به سال های ۵۶-۵۵ بر میگردد به چشم می خورد. فرازهایی از نامه به انتخاب آگاهانه و بجای شهروند بدین صورت است: - مساله برق مایه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در کتاب یادداشت های علم جلد ششم که در شماره گذشته هفته نامه شهروند  اشاراتی به آن شده بود چندین نامه از اسد ا&#8230; علم خطاب به شاه که به سال های ۵۶-۵۵ بر میگردد به چشم می خورد. فرازهایی از نامه به انتخاب آگاهانه و بجای شهروند بدین صورت است:</p>
<p>- مساله برق مایه الابتلا عموم است. عموم مردم چه در خانه، چه در بیمارستان، چه در آسانسور و چه در ترافیک و حتی نانواخانه ها و در همه حال، گرفتار آنند و غلام واقعه بیم آن دارد که اگر این کار به زمستان بکشد، بالاخره خدای نکرده عواقب ناراحت کننده داشته باشد.</p>
<p>- ممکن است دشمن به خطوط داخلی ما رخنه کرده باشد،‌ یعنی این عدم رضایت بی جهت مردم که دستی دستی تراشده ایم، یعنی نبودن برق&#8230; ضرر هنگفت صنایع به علت نبودن برق، خرابی تلفن، نبودن خواربار، بی اعتنایی به درخواست های مردم، مقررات خلق الساعه، گرانی نرخ ها  و غیره و غیره. این را یک گروه دشمن در داخل ما به وجود آورده اند و یا ندانم کاری و بی لیاقتی دولت.</p>
<p>- موضوع تشنگی و گرسنگی را نمی شود مثل سایر کارها ماست مالی کرد، اگر آب نباشد، آن هم در این گرما، آدم می میرد. کار از پایه خراب است. اکنون باز در تهران بی برقی است. می ترسم یک دفعه امور از داخل بگسلد، ولی امیدوارم چنین چیزی پیش نیاید.</p>
<p>وقتی این فرازها را از نامه علم به شاه و وضعیت یکی دو سال مانده به انقلاب را دیدم بسیار شگفت زده شدم از بازگشت تاریخ و از اینکه &#8220;کار از پایه خراب است&#8221; و اینکه جامعه ایرانی و حکومت های ایرانی همیشه با این مشکلات زیسته اند و انس گرفته اند. از همه جالب تر استدلال علم از آشفتگی و نابسامانی و بی کفایتی اداره امور مملکت است که به &#8220;دشمن&#8221; نسبت داده می شود. شاید این دشمن همان دشمنی باشد که رئیس جمهور کنونی ایران پس از ۳۰ سال دوباره دست به دامان آن می شود. حال اینکه هم علم و هم رئیس دولت امروز بخوبی می داند &#8220;دشمن&#8221; طرح شده چیزی نیست جز بی لیاقتی، بی کفایتی و فقدان برنامه و تدبر در اراده امور مملکت! ای کاش رئیس دولت امروز که در اقدامی نمادینه به وزارت نیرو آن هم بصورت سر زده!!! و باز بدون برنامه ریزی!!! می رود و پس از ساعاتی جلسه پشت درهای بسته! در مقابل دوربین قرار می گیرد و با لبخندی ملیح از کمبود برق و نیرو و &#8230; سخن میراند و پیام صرفه جویی می دهد! صفحاتی از برگ های تاریخ را می خواند و شاید این ترس را به خود می دید که این عدم رضایت و این ضررهای هنگفت و &#8230; تا چه اندازه کاسه صبر مردم را لبریز می کند و در پس این نارضایتی ها چه سرنوشتی را برای انقلاب ۳۰ ساله رقم می زند!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=113" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1387/05/113/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از شریعتی</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1387/03/shariati/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1387/03/shariati/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 18 Jun 2008 07:46:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[روشن فکری]]></category>
		<category><![CDATA[شریعتی]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=101</guid>
		<description><![CDATA[امروز ۲۹ خردادماه سالگرد شهادت دکتر شریعتی است. راستش قصد نداشتم پستی در این مضمون بنویسم اما وقتی این مطلب را دیدم دلم به درد آمد و به نوعی احساس کردم باید جوابی برای آن بنویسم. آنقدر در باب شریعتی و اندیشه ها و شخصیت اش نوشته اند که نیازی نمی بینم تکرار مکررات نمایم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/06/8703282003171-1.jpg" rel="lightbox[101]"><img class="alignleft alignnone size-medium wp-image-102" style="float: left; margin: 5px 10px;" src="http://kuleposhti.files.wordpress.com/2008/06/8703282003171-1.jpg?w=221" alt="" width="221" height="300" /></a>امروز ۲۹ خردادماه سالگرد شهادت دکتر شریعتی است. راستش قصد نداشتم پستی در این مضمون بنویسم اما وقتی <a href="http://gam.parsiblog.com/551660.htm" target="_blank">این مطلب</a> را دیدم دلم به درد آمد و به نوعی احساس کردم باید جوابی برای آن بنویسم. آنقدر در باب شریعتی و اندیشه ها و شخصیت اش نوشته اند که نیازی نمی بینم تکرار مکررات نمایم. اصل بحث من در این نوشته بر میگردد به تفکراتی که به نوعی عناد با دکتر را پیش رو گرفته اند و اینکه این تفکرات از کجا ناشی شده است.</p>
<p><strong>پرده نخست: تاریخ مصرف</strong>: بر میگردد به اینکه آیا یک تفکر، اعتقاد، نظریه و &#8230; تاریخ مصرف دارد یا نه؟ واضح تر اینکه آیا تفکر شریعتی (یا هر متفکر دیگری) برای زمان و برهه و دوره تاریخی مشخص &#8211; که در آن می زیسته &#8211; قابل ارائه، بحث و اثر گذاری است؟ پاسخ را می توان در تاریخ جست. با نگاهی به تاریخ و تفکرات و نظرات و برهه های خاص می توان فهمید هیچ تفکر و عقیده ای مطلق و همیشگی نیست چرا که تفکر مطلق منجر به تحجر و نیستی می گردد چون زمان هیچگاه نمی ایستد و زمین نیز. تغییرات همیشه وجود دارند. همانطور که زمین تغییر می کند انسان ها، علایق و سلایق، دیدگاهها، نیازها و شرایط همه و همه تغییر می کنند. و لازمه حیات در این تغییر، تغییر است. اما این تغییر مطلقا به معنی دگرگونی بنیادی نیست. چه، تعالی و رفع ضعف ها و نقص ها نیز تغییر محسوب می شوند. از این رو هر تعالی ای مبارک و هر نقص زدایی گامی است مثبت در جهت رشد و حیات در شرایط جدید. این همه توضیح مبسوط جهت آن است که بدانیم هیچ اندیشه ای نمی میرد و فراموش نمی شود. حتی اگر صفحات تاریخ آن را ضبط و ثبت نکنند باز هم هستند انسان هایی که در آینده اندیشه های مشابهی خواهند داشت و چه بسا قدرت عرضه آن را نیز پیدا کنند. اندیشه شریعتی &#8211; یا اندیشه هر متفکری از مطهری گرفته تا چمران که هم عصران وی بودند یا جمال الدین اسد آبادی یا امیرکبیر یا حتی استالین و هیتلر و &#8230; &#8211; هیچ گاه نمی میرد. چون همه ریشه در ذات و درون انسان ها دارد. اما شریعتی انسان همیشه مشتاق و جویای حق بوده و این حق و حقیقت در تفکر شریعتی موج می زند. اگر فریاد می زد از برای رسیدن به حق بوده. برای آگاهی دادن، برای روشن ساختن، برای تحریک کردن، چه این تحریک از بعد احساسی باشد!‌ چه بهتر! چون احساس یک انسان باید از رنج و ظلم و تبعیض و فساد اطراف خود به درد آید تا حرکتی به خود دهد در جهت رفع مظالم. و این کار را شریعتی خوب بلد بود با آن سخنرانی های آتشین. شریعتی هیچگاه فاسد نمی شود چون خود زمان سنج بود و نیک می دانست نیاز کدام دوران، اسلامیات ( دینداری و خدا شناسی )، کویریات ( بازگشت به خود و تفکر در اسرار خلقت و یافتن خود حقیقی!) و یا اجتماعیات ( آگاهی دادن و تحریک احساسات مردم برای تغییر یا همان انقلابی گری) است! اصلا همین تعدد و گوناگونی تفکرات است که باعث می شود طیف های مختلفی از مردم اندیشه های شریعتی را بخوانند،‌ نقد کنند و دوست داشته باشند.</p>
<p><span id="more-101"></span></p>
<p><strong>پرده دوم: تضارب آراء</strong>: در نقد اندیشه ها و تفکرات هر متفکر و روشنفکری هیچ کس نمی تواند محدودیت، مرز و تعصبی بکار برد. به این معنی که اندیشه های هر شخص بسته به موضوع، برهه زمانی، شرایط محیطی و &#8230; قابل نقد و بررسی است. در این میان برخی از اندیشه ها خیلی بیشتر و گسترده تر و موشکافانه تر نقد می شوند که تفکر شریعتی از آن دست است. چرایی این مساله بر می گردد به حیات و زنده بودن اندیشه های وی در جامعه  امروز. شاید کمتر کتاب نقدی پیرامون تفکرات و آراء شهید مطهری دیده باشیم اما کتاب ها و یادداشت ها و حرف ها پیرامون دکتر شریعتی بمراتب بیشتر و محسوس تر است. هر روشنفکر و صاحب نظری در باب شریعتی یادداشت می دهد و نقد می کند. اما هیچکدام دلیلی بر رد و طرد اندیشه های وی نیست. چه، همه سعی در روشن سازی و تفسیر  آن تلاش می کنند. حال کسی در مزمت و کسی در مدح آن. نا گفته نماند که در این میان شریعتی و اندیشه اش مظلوم واقع شده اند. چون هر کسی در دوره ای وی را از آن خود کرده و به خویش نسبت داده است تا به منافع شخصی و حزبی خود برسد. اما کمتر کسی به خود حقیقی شریعتی توجهی می کند. اما اشارتم به نگاه داشتن جانب انصاف و رعایت عدل است. هیچ کس حق و راستی مطلق نیست و هیچ کس معصوم نیست. شریعتی، مطهری، چمران، و هر کسی که اندیشه ای دارد ممکن است در مرحله ای از حیات فکری خویش بیراهه رود و از فرط تعدد و ثقل موضوع و تعبیری که خود از آن دارد &#8211; حتی بر خلاف میل باطنی خود و آگاهی از آن &#8211; به جایی که باید، نرسد و به آن تعالی که مد نظرش بوده و باید باشد دست نیابد. از این رو سخن آن دسته از منتقدان که با بی رحمی و تعصب فراوان و مطلق گرایی و حتی کینه در آراء دکتر شریعتی نظر دارند، مردود و باطل است. چه بسا این امر می تواند در آراء و نظرات شهید مطهری و یا امام موسی صدر و یا حتی امام خمینی اتفاق افتد که به طور قطع چنین تعبیر و تفسیر و نقد متعصبانه ای مطرود است. مهم این است که بپذیریم انسان ها هر کدام بنا بر قدرت درک و شعور خود از مسائل اطراف خویش نظریات و تفکرات گوناگونی دارند و این ما هستیم که در غیاب وی باید نقدی منصفانه و دور از تعصب داشته باشیم و نیک و بد اش را با هم ببینیم!</p>
<p><strong>پرده سوم: میراث شریعتی</strong>: میراث شریعتی یعنی کتاب هایش. یعنی سخنرانی هایش. یعنی اسلام شناسی. یعنی ابوذر. یعنی هبوط در کویر. یعنی جهان بینی و ایدئولوژی. یعنی حسین وارث آدم. یعنی روش شناخت اسلام. یعنی فاطمه،‌ فاطمه است. یعنی شیعه. یعنی حج. یعنی تشیع علوی و تشیع صفوی. یعنی ما و اقبال. یعنی خودسازی انقلابی. یعنی نیایش! میراث شریعتی بس گرانبهاست اگر و تنها اگر از به آثارش با دیده باز بنگریم و اگر با کینه و عناد و بدون پیش داوری آن را دریابیم و اگر خودمان را دوست داشته باشیم و اگر خدایمان را نیز و دوست داشته باشیم شناخت خدا را و اگرهای بسیار. تنها در این صورت است که با خواندن &#8216;ابوذر&#8217; رنج و درد همراه با عاشقانه اش را خواهیم دید و تنها در این صورت است که با خواندن &#8216;خود سازی انقلابی&#8217; خواهیم فهمید که چقدر از خویش دوریم. و تنها در این صورت است که با خواندن &#8216;هبوط در کویر&#8217; طعم شیرین به دنیا آمدن و زیستن در این جهان فانی را خواهیم چشید و در حسرت دنیایی دیگر خواهیم بود. همه میراث شریعتی دوست داشتنی است حتی اگر نقد شود و طرد شود و با آن بازی شود باز هم از ارزشش کاسته نخواهد شد. چون شریعتی برای تمام نسل هاست. برای دوران کودکی که در کویر هبوط می کند برای نوجوانی که نیاز به شناخت ایدئولوژی و و شناخت اسلام دارد. برای جوانی که باید انقلاب گری و شوری برپا کند از برای مبارزه با ظلم و بی عدالتی. برای میانسالی که باید خودسازی کند و به خویش باز گردد و برای پیری که نیایش کند و طلب استغفار! شریعتی حتی برای جوانانی که امروز با ظواهر و عشق های زمینی خوش اند نسخه دارد! (شعرها و نثرهای عاشقانه اش که جنبه الهی دارد اما با دید مخاطب زمینی با آنها رفتار می شود)</p>
<p><strong>پرده آخر: شریعتی زدگی</strong>/<strong> روشنفکر زدگی</strong>: بعد از این سه پرده نوبت به پرده آخر می رسد که آن گریز از هر گونه ـــــ زدگی است! با همه تمجیدها و تحسین ها باید از شریعتی زدگی گریزان باشیم. نه تنها شریعتی بلکه مطهری زدگی و یا چه گوارا زدگی نیز جایز نیست. چرا؟! از آن جهت که همه این اندیشه ها و تفکرات و نظرات و عقاید پیرامون ما که با آمدن متفکران و روشنفکران مطرح می شوند و بعد نقد می شوند و شاید رد شوند و یا تایید همه نسبی هستند و بر‌آمده از نهاد فکری یک انسان معمولی که بیشتر آموزه های خود را از متفکران ما قبل خود کسب کرده و با درک و شعور خویش از آن موضوع نسبت به اشاعه و گاهی رشد و بسط آن گام برداشته است. پس بقول دکتر &#8216;چه باید کرد؟&#8217; به نظر می رسد راه صحیح و اصولی شناخت تمام آراء و تفکرات روشنفکران و سپس جمع بندی و رسیدن به یک ایده آل متعالی &#8211; بسته به قدرت درک و شعور خویش &#8211; باشد. پر واضح است چند سال عمر آدمی کفاف شناخت و تفسیر و تحقیق پیرامون تمام آراء متفکران را نمی دهد. اما همین میزان کم نیز قابل قبول است. کثرت آراء و عقاید همیشه هم بد نیست. چه بسا کمک می کند انسان تمام ابعاد موضوع را ببیند و بسنجد و انتخاب کند. نهایتا هیچ وقت دچار تفکر زدگی نمی شویم و با دید باز به تمام اندیشه ها می نگریم و آنها را با آموزه های دینی، سیاسی، اجتماعی خود محک می زنیم و امید که راه سعادت را می یابیم.</p>
<p>پی نوشت: مطلب کمی طولانی شد و بطور حتم از حوصله این وبلاگ خارج است. اما برای دل خودم و برای دورانی که مطالبم در این سبک و سیاق بود، عذر مرا پذیرا باشید.</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=101" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1387/03/shariati/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بر شما نیز بگذرد</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1387/03/ala/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1387/03/ala/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 03 Jun 2008 09:21:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[روزانه]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=89</guid>
		<description><![CDATA[هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد هم رونق زمان شما، نیز بگذرد وین بوم محنت از آن پی تاکند خراب بر دولت آشیان شما نیز بگذرد ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز این تیزی سنان شما نیز بگذرد آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست گرد سم خران شما نیز بگذرد زین کاروانسرای، [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>هم مرگ، بر جهان شما نیز بگذرد<br />
هم رونق زمان شما، نیز بگذرد<br />
وین بوم محنت از آن پی تاکند خراب<br />
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد<br />
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز<br />
این تیزی سنان شما نیز بگذرد<br />
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست<br />
گرد سم خران شما نیز بگذرد<br />
زین کاروانسرای، بی کاروان گذشت<br />
ناچار کاروان شما نیز بگذرد<br />
بر تیر جورتان، ز تحمل سپر کنیم<br />
تا سختی کمان شما نیز بگذرد<br />
*سیف فرغانی (قرن ۸م)</p>
<p>پی نوشت: همین دیگه. پی نوشت هم لازم داره؟ بخدا دیگه به اینجام رسیده؛ نه اینجا، دقیقن اینجا! واقعن شور خیلی چیزها در اومده. حیف که به خودم قول دادم اینجا بحث پولیتیک نکنم. حیـــف!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=89" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1387/03/ala/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>انتخابات آگاهانه</title>
		<link>http://kuleposhti.ir/1387/01/election8/</link>
		<comments>http://kuleposhti.ir/1387/01/election8/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 19 Apr 2008 16:11:49 +0000</pubDate>
		<dc:creator>محسن</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ممنوعه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://kuleposhti.wordpress.com/?p=83</guid>
		<description><![CDATA[کاندیدای دور دوم مجلس در بین دو نماز مغرب و عشاء در مسجد: من دکتر &#8230; هستم. برادرم شهید مفقود الاثر هست. از بچگی فرش بافتم و خودم کار کردم و بعد در قیام ۲۹ بهمن نقش داشتم و بعد انقلاب کردیم. با آقای مدنی بسیار دوست بودم و از نزدیک ایشان را می نشناختم! [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کاندیدای دور دوم مجلس در بین دو نماز مغرب و عشاء در مسجد:<br />
من دکتر &#8230; هستم. برادرم شهید مفقود الاثر هست. از بچگی فرش بافتم و خودم کار کردم و بعد در قیام ۲۹ بهمن نقش داشتم و بعد انقلاب کردیم. با آقای مدنی بسیار دوست بودم و از نزدیک ایشان را می نشناختم! بعد جنگ شد و رفتیم و در عملیات های مختلفی شرکت کردیم و در عملیات طریق القدس مجروح شدم و قطع نخاع شدم. سپس به سپاه رفتم و در آنجا به کشور خدمت کردم. بعد (لابد با سهمیه) درس خواندم تا دکتر شدم. بعدش دو دوره در شورای اسلامی شهر بودم و حتی رئیس شدم! بعد رفتم پی کارم تا اینکه دوستان آمدند و گفتند تو حیف هستی که بیکار بمانی. بیا و تجربیاتت را در مجلس اجرا کن. حالا این من و این شما! فقط این را بگویم که من قول نمیدهم برای جوانان اشتغال آفرینی کنم! ولی هر چه از دستم بربیاد انجام میدهم!</p>
<p>بعد از ایشون پیش نماز مسجد (آخوند):<br />
بله جناب دکتر &#8230;. / این اسم را خوب حفظ کنید. دکتر &#8230; / آقای دکتر &#8230; ما (جماعتی که صرفاً برای نماز به مسجد آمده بودند!) قول میدهیم که روز جمعه رای مان را به شما خواهیم داد! ان شاء الله که نماینده شوید و فکری هم به حال مسجد و محله ما بفرمایید. پس وعده ما روز جمعه رای به آقای دکتر &#8230; !!</p>
<p>دستیار کاندیدای محترم هنگام پخش بروشورهای تبلیغاتی:<br />
من: آقا پس شام اش کو؟<br />
اوشون: تک رای بدین شام هم چشم!</p>
<p>و این است داستان شیرین و ادامه دار رسم مملکت داری ایرانیان!</p>
<img width="6" height="5" src="http://kuleposhti.ir/wordpress/wp-content/plugins/google-reader-stats/google-reader-view.php?id=83" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://kuleposhti.ir/1387/01/election8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

